| آرتپیسکو |🎭🧠
Kanalga Telegram’da o‘tish
نگار | از نوعِ مهراندیش💛🐥 لیسانسِ روانشناسی | در مسیرِ کنکورِ ارشد🧠 غرق شده در روانشناسی،موسیقی و بازیگری🎭🎤 برای حرفهای یواشکی🐚: https://t.me/negarkekabot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
255
Obunachilar
-224 soatlar
+37 kun
+3630 kun
Postlar arxiv
اینقدر کوچولوعه که هنوز مشخص نیست پسره یا دختر؛ ولی حدس میزنن که دختر باشه
حالا باید یه اسم براش انتخاب کنم
بعدم ببریم واکسن و اینا بزنیم براش
خونهش دیگه شده باغِ ما؛شاید خدا خیلی دوستمون داشته که پناه آورده به ما و دوستمون شده🥹💓
هاپو هم به شدت لوسه،
وقتی صدای ماشینمون رو میشنوه،سرش رو از زیرِ درِ باغ میاره بیرون که سریع درو باز کنیم بریم تو
بعدم که منو میبینه اینقدر بالا و پایین میپره و دم تکون میده که وای😭؛
غذاشم یکمش رو که میخوره و سیر میشه،
باقیش رو میبره زیرِ درختا خاک میکنه برای شبش یا فرداش که باز گرسنهش شد🤌🏻
بعدشم میخوابه،دستاشو میزنه به من که بیا نازم کن،وقتی هم میخوام برم دستاشو دورِ پام حلقه میکنه که نرو بازم بازی کن باهام😂😭
چند هفتهی پیش یه هاپویِ کوچولو پناه آورده بود به باغمون،تقریبا یک ماهِ پیش؛
الان یکی از روتینهای روزانهمون شده رفتن به باغ و غذا دادن و بازی کردن با هاپو🥹🐶
اون شبم اون دوتا بچه مارو سکته دادن،
تازه من حالم بد بود و یه پام تو سرویسبهداشتی بود، یه پام تو کوپهی خودمون که ببینم جنه رفت یا نه
تهش فقط تونستم به اون دوتا دوستم فحش بدم😔
یه دراما هم تو راهِ برگشتش داشتیم،
کوپهی ما برگشتنی کنار یه خونوادهی عرب بود
چون یادمه که عربی باهم حرف میزدن
اینا یه بچهی شیطون داشتن که به این پلههای بین تختِ بالا و پایین آویزون میشد و بعد سایهش میوفتاد بیرون روی ریلها،و اینجوری بود که انگار یکی داره از قطار میاد بالا😂😂
خلاصه بگم براتون،ما اولِ بار نمیدونستیم این سایه برای بچهی کوپه بغلیه،ولی دو تا از بچههای ما این موضوع رو فهمیده بودن ولی اومدن سربهسرِ ما بزارن،و تصمیم گرفتن جو راه بندازن که آره یه جنی روحی چیزی داره از قطار میره بالا و فقطم از کوپهی ما دیده میشه😂😂
موضوع تا جایی پیش رفت که مدیر و معاون و همه اومده بودن کوپهی ما و دعا میخوندن که این جنه بره
تهش کلِ واگن آشوب شد ،خانوادهی کوپه بغلی اومدن بیرون،اومدن هی کوپهی مارو نگاه کردن و بعد گفتن عههه این سایهی بچهی ماست😭😂😂
یادمه کلاسِ هشتم با مدرسه رفتیم اردویِ مشهد؛
بعد آخرِ شب بچهها اومدن کوپهی ما
من به شدت خوابم میومد تااا اینکه بچهها تصمیم گرفتن راجب تمامی فیلم ترسناکایی که دیدن حرف بزنن،دوستان من تا صبح بیدار بودم و خودشون تا صبح خوابیدن😔
بچهها من معمولا آنلاین شاپ تبلیغ نمیکنم،
چون در برابر اعتمادتون احساسِ مسئولیت میکنم
و اگه آنلاینشاپی رو بشناسم و ازش مطمئن باشم فقط میزارم؛
ولی در راستای حمایت از کسبوکارها،میخوام امروز چندتا آنلاینشاپاتونو بزارم خب؟🥹
فقط بقیه،قبل از اینکه خریدی بکنید،خودتون لطفا تحقیق کنید و بعد اعتماد کنید باشه خوشگلا؟🤍
وای چقدر من حسودیم میشه به اونایی که میتونن فیلمِ ترسناک ببین و بعدش به زندگیِ عادی ادامه بدن
من یه بار فقط داستان یه فیلمِ ترسناک رو برام گفتن،تا سه ماه با چراغِ روشن میخوابیدم😔😂
