uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

اتاق شماره ۶

اتاق شماره ۶

Kanalga Telegram’da o‘tish

Books are my best friends. 📚 اینستاگرام 👇 https://www.instagram.com/bookish.girl.mahsa?igsh=MmZsc3ptMHRmYmcz در صورت لزوم با من در ارتباط باشید: t.me/M_AA777

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
200
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
-230 kun
Postlar arxiv
و این

این 🌱

Repost from ماهلین؛
photo content
+1

Repost from ماهلین؛
این پیام + پست موردعلاقتون از اینجا رو فور کنید و سبزترین عکسی که تا حالا گرفتید رو مشخص کنید تا بزارم اینجا.✨

اخیرا فهمیدم جز اسممون و علاقه به کتاب‌ها با مهسا وجه اشتراک دیگه ای هم دارم و اون علاقه به هنده و این همه چیزُ خیلی جذاب تر کرده😍

تو چيزى هستى که فکر مى کنى؛ پس اگه نمى خواى شبيه پدرت بشى نبايد با فکر کردن خودت رو به يه گوشه ببرى، بايد با تفکر خودت رو ببرى به فضاى باز، تنها راهش همينه که از اين که ندونى چى درسته و چى غلط، لذت ببرى، تن به بازى زندگى بده و سعى نکن از قانون هاش سر در بيارى. زندگى رو قضاوت نکن. فکر انتقام نباش، يادت باشه آدمهاى روزه دار زنده مى مونن ولى آدمهاى گرسنه مى ميرن، موقعى که خيالاتت فرو مى ريزن بخند. و از همه مهم تر، هميشه قدر لحظه لحظه اين اقامت مضحکت رو تو اين جهنم بدون. جزء از کل #استيو_تولتز

منم ...

این عادتِ احمقانه را دارم که فکر کنم همه چیز بهتر می شود. حتی وقتی تمام شواهد بر چیز دیگری دلالت دارند. حتی مواقعی که همه چیز بدتر و بدتر و بدتر می شود. 📘 جز از کل #استیو_تولتز

۵/۵/۵‌ ✔️

به لطف روزی ۵ ساعت خاموش بودن اسپلیت های شرکت در اوووج گرما، بدنم عادت کرده و حتی وقتی دورکارم و خونه برق میره، تو گرما برنام
به لطف روزی ۵ ساعت خاموش بودن اسپلیت های شرکت در اوووج گرما، بدنم عادت کرده و حتی وقتی دورکارم و خونه برق میره، تو گرما برنامه ی قهوه رو حفظ می کنم. آدمیزاد موجود غریبیه... به همه چی عادت میکنه و این هم خوبه هم بد ....

دیروز 🧡
+6
دیروز 🧡

بعد به مونیتور روبروم خیره میشم و فکر می کنم اگه الان یه نوجوون توی آمریکا یا اروپا بودم، دغدغه م چی بود؟ زندگیم چه شکلی بود؟

اسپلیت های شرکت به دلیل کنترل مصرف برق!! خاموشه. نشستم توی گرمای ۳۷ درجه و درحالیکه دارم میپزم به چیزهای مختلفی فکر می کنم که اصلا نمی دونم هیچ وقت حل میشن یا نه‌. ابهام یکی از چیزاییه که توی زندگی تاب آوری کمی در مقابلش دارم و دقیقا همون چیزیه که توی زندگی بیشتر از همه باهاش مواجه میشم. حالا هم که با ابهام در بالاترین سطحش دست به گریبانم. که اصلا زندگیمون چی میشه توی این کشور؟ تا کی این شرایط هست؟ اصلا نکنه برای مدتها جنگ روتین زندگیمون بشه؟ خسارت از این بیشتر چه تبعاتی داره؟ اینکه نجات در گرو چه اتفاقیه؟ اصلا چه شکلیه؟ سرم مثه دیگ توی گرما میجوشه و سوالات بی جوابش بخار میشن و میرن توی فضا و بعد دوباره سرد میشن و برمیگردن سر جاشون.

۴ گانه ی ناپل 👆 معروفترین اثر فرانته به نظر من یه پرتره کامل از زندگیه

The Story of The Lost Child_ (Z-Library).epub1.46 MB

Those Who Leave and Those W_ (Z-Library).epub1.35 MB

The Story of a New Name (Ne_ (Z-Library).epub1.41 MB

My Brilliant Friend (Elena_ (Z-Library).epub6.26 KB

برای نوشتن، اول باید یک واقعه باشه که بشه روایتش کرد و بعد احساساتی که به اون گره خوردن. کاری که فرانته استادانه انجام می‌ده.
برای نوشتن، اول باید یک واقعه باشه که بشه روایتش کرد و بعد احساساتی که به اون گره خوردن. کاری که فرانته استادانه انجام می‌ده. اون من رو به احساساتم وصل می‌کنه. شاید خنده‌دار به نظر بیاد، ولی بدون اون انگار سیم اتصال بین دستم (برای نوشتن) و ذهنم قطع می‌شه. فقط وقتی به داستان‌هاش برمی‌گردم، انگار این اتصال دوباره برقرار می‌شه. انگار روی افکار و احساساتم نور می‌تابونه و من می‌تونم واضح‌تر ببینمشون و بنویسم. این آدم کاری کرد که چهار داستانش، یعنی مجموعاً هفت جلد کتاب، رو تقریباً بی‌وقفه بخونم، بدون اینکه حتی یک لحظه خسته بشم.

که ۵۰ درصد اول کتاب از ۵۰ درصد دومش طولانی تره؟ 😁