›کاسِرُ الأَصْنام
Kanalga Telegram’da o‘tish
محل اجتماع رافضیون پیرو طریقت حق
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
275
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+37 kun
+330 kun
Postlar arxiv
اگه قرار بود طبق شنیدههات بیای قرآن رو قضاوت کنی؛
خدا اسم قرآن رو نمیذاشت "قرآن(خواندن)"؛
و بجاش "سمعان(شنیدن)" نامگذاریش میکرد!
تفرقه، اولین روش ابلیس برای نابودی بشر!
آدم؛ تفرقه میان هابیل و قابیل!
نوح؛ تفرقه میان پدر و پسر!
ابراهیم؛ تفرقه میان بتپرستان و یکتاپرستان!
لوط؛ تفرقه میان مردان و زنان!
یوسف؛ تفرقه میان یهودیان و یوسفیان(برادران)!
موسی؛ تفرقه میان گوسالهپرستان(ولیجه) و یکتاپرستان!
ایوب؛ تفرقه میان نفس و ایمان!
عیسی؛ تفرقه میان تثلیثگرایان و توحیدگرایان!
محمد؛ تفرقه میان اُمَویان و عَلَویان!
و حالا تمامی این تفرقهها علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال شده است!
چه سرمایههای کلانی که خرج این تفرقهها شد...
و چه امیدها که دشمن به حاصل این تفرقهها دارد...
وقتی روش دشمن، روش ابلیس است؛
مطمئن باشید که این سرزمین، سرزمین الهی است!
چشم هارو رو به واقعیت باز کنید
#ولکناکثرالناسلایعلمون...
یه عده هستن که تمام سرمایهشون رو؛
برای جلوگیری از نشر اسلام خرج میکنن!
اما اینا بعد از تموم شدن سرمایهشون؛
با چشمای خودشون میبینن که اسلام در تمام جهان منتشر شده!
سرانجامِ این افراد هم جهنم خواهد بود!
#اینحرفمننیست...
#حرفخداست...
#سورهانفال/آیه۳۶...
همهی ما توی زندگیمون یه نفر رو میشناسیم که قویترینه برامون! یکی برادرش قویترینه براش؛
یکی خواهرش؛
یکی پدر یا مادرش؛
یکی رفیقش؛
یکی همسرش؛ یکی فرزندش...
این قوی بودنشون از نظر ما؛
باعث میشه که ما هروقت مشکلی داریم با اونا درمیون بذاریم؛
و بهشون بگیم: «تو تنها کس منی! فقط از تو کمک میخوام!»
چون ما دیگه به این باور رسیدیم که هیچ پناهی جز اون شخص نداریم!
اما؛
خوش بحال اونا که خدا، قویترین شخص زندگیشونه و بهش میگن؛
«تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم»
#اینحرفمننیست...
#حرفخداست...
#سورهحمد/آیه۵
به راستی #عدالت کجاست؟!
اروپا؟!
آمریکا؟!
آسیا، آفریقا یا استرالیا؟!
کجای جهان عدالت وجود دارد که از عَدَمش در ایران گلهمندید؟!
امروزه هرکس که از نبود عدالت مینالد، احمقی بیش نیست؛
زیرا جهان در این دوران آخرالزمانی، سریعاً در حال فاسد شدن است!
حتی اگر خمینیِ کبیر شوید و انقلابی کبیرتر از فرانسه رقم بزنید؛ باز هم هستند فاسدان و فاسقانی که ثمرهی خون صدها هزار نفر را پایمال کنند!
عدالت را فقط از #منجی این جهان بخواهید؛
زیرا نیروی ماورایی به نام خدا، همهی قدرت خود را در اختیارش گذاشته است!
عدالتِ واقعی تا پیش از آمدن منجی، خیالی بیش نیست!
شما فقط میتوانید از میان خوب، خوبتر، بد و بدتر انتخاب کنید!
میرسه به هم، لبِ یخ زدهی چشای مشکیم
سکوت میکنم تا نبینم این دنیای تاریک یخ زده رو
اما روزی که دهن وا کنه این جاسوس ذهن
میندازم پایین تموم بندبازای رو طناب باریک رو
توی سیاهی زیر و رو کردم همه چپ و راستهارو
و تصمیم گرفتم نابود کنم تمام شواهد تاریخ رو
که آدمها کامل کنن مثلث طلاییِ آتیش رو
آویز شو از طناب دار و لبریز از پاییز شو
دوباره حبس میکنم آینهی گردِ توی سرمو
من سکوت میکنم با چشمام، ساعتِ موعود بیدارم کن!
بحثای ما بحثای هزاران سال پیشه.
مناقشهها هزاران ساله که تموم شدن.
حقیقت هزاران ساله که روشنه. تمامی اختلافات از شکستخوردههایی نشات میگیره که همیشه «شک» به وجود آوردن تا بشر دچار سردرگمیای بشه به شدت زمان و به طول تاریخ و به عمق حماقت.
شک ایجاد کن، تا حقیقت لابلای امواج نظریههای سست جدید غرق بشه و مردم انقدر تو سر و کلهی هم بزنن تا هیچ زمانی برای پایین رفتن از سطح و فکر کردن به عمق نداشته باشن.
شرطی سازی ذهن: یک محرک مستقیم بهمراه محرک بی اثر به یک شخص میشود.
در اثر تکرار این کار، محرک بی اثر به تنهایی میتواند نقش محرک مستقیم را بازی کند
فمینیسم، فعالترین جنبش از جنبشهای عصر جدید و علوم انرژی (علومی که به جنبههای مختلف انرژی میپردازد و یا شاخهای از مکانیک است که سطوح انرژی و تحولات آن را مطالعه میکند) است، و آنها یک محور واحد را در فاصلهانداختن انسان از توحید تشکیل داده و آن را با شیوهای «شبه علمی» تبدیل به بتپرستی کردهاند.
علوم انرژی از تفکر فمینیستی حمایت کرده و فمینیسم آن را به عنوان مرجعی برای خداییکردن فطرت، محوریت زن و نفی میراث دینی و اخلاقی تبدیل کرد که فمینیسم ضد مردانگی و بدعت جنسیتی را نیز به آن افزود.
از آنجایی که همجنسبازی شعار این مرحله در تفکر غربی شده است، دورهها و مطالعاتی پدید آمده است که از این الگوی انحرافی از فطرت حمایت میکند و آن را بهعنوان یکی از حداقل حقوقهایی قرار داده که باید به رسمیت شناخته شود.
دورههای انرژی به زودی برنامههای آموزشی برای ما در مورد چگونگی تشکیل خانوادههای نابهنجار، قوانین برخورد با آنها از جمله: حلوفصل اختلافات پیرامون آن، ایجاد راهحلهایی برای زندگی همجنسبازان در صورت درگیری ارائه خواهد داد و اینجاست که فمینیسم از این بابت با شادی و خوشحالی کف میزند و متعهد میشود که این را در سیستم جنسیتی خود آموزش دهد و برای آن قوانین و مقرراتی تنظیم کند، به خصوص که همهی موارد فوق از حمایت سیاسی قوی غرب برخوردار هستند که از طریق آن سعی میکنند هژمونی و تسلط را توسط این آشفتگی تحمیل کنند و این ایده را بدون محدودیت جهانی کنند.
همیشه هم برای بقیه جوری بودیم که هیچکی برامون نبود. اهمیت دادنا ، محبت کردنا ، وقت گذاشتنا ، توجه کردنا..!
تو «جایی» که میخوای نیستی...
فکر میکنی باید «جای دیگهای» باشی.
احساس میکنی لیاقتت بیشتر از اینجاست.
حالا فرض کن میتونستی با یه بشکن «هرجایی که میخواستی» باشی؛
شرط میبندم بازم همین حس رو داشتی!
«نبودن در جای درست»
نکته اینه که نباید همش به «جایی که دوست داری باشی» فکر کنی، چون فراموش میکنی چطور با «جایی که الان هستی» زندگی کنی!
دست بکش از نگران بودن درباره چیزایی که تحت کنترلت نیستن؛
یکم زندگی کن!
بدترین شیوه ارتباطی ساخت بشر، چت کردنه.
بدترین و آزاردهندهترین و مخربترین!
سراسر اشتباه و سوءبرداشت...
هیچ چیز از باطن پیام مخاطب نمیشه متوجه شد؛
منظورها، احساسات، لحن، حتی حالت چهره و تن صدا...
دیدن یه لبخند یا یه اخم وسط حرف زدن شخصی، تمام منظور اون حرف رو عوض میکنه.
من الان دارم داد میزنم و این پیامو مینویسم!
یه مشکلی اینجا هست؛
بعضیها آزادی بیان رو با آزادی زبان اشتباه گرفتن!
آزادی بیان یعنی حق زدن هر حرف منطقی، مستند و عقلانی رو داشته باشی؛
اما آزادی زبان به اصطلاح یعنی هر نجاستی که دلت میخواد بخوری!
متاسفانه امروزه اکثراً دنبال آزادی زبان هستن تا آزادی بیان...
#آزادیزبان...
طرف تو قانع کردن خانوادش برای به رسمیت شناختن استقلالش گیر کرده؛
بعد داره راهکار میده واسه شیوه حکومت بعد از براندازی!
انگشت خود را در گوش چپانده بود؛
پلکهایش را به هم فشرده بود؛ و لبهایش را به دندان گرفته بود؛
اما ذهن او، هیچ عاملی برای جلوگیری از فهم حقیقت نداشت!
#ذهنیکاحمق...
آدمک از شدت گرما زیر سایهی درختی نشست؛
استراحت کرد...
بلند که شد، دید لباسش خاکی شده!
دفعه بعد که دوباره اومد استراحت کنه،
ارّه و میخ با خودش آورده بود!
درخت رو قطع کرد و باهاش یه نیمکت ساخت تا دیگه لباسش خاکی نشه!
روی نیمکت نشست که استراحت کنه؛
اما دیگه سایهای وجود نداشت!
آدمک از شدت نور آفتاب بلند شد و رفت؛
اما اون هیچوقت نفهمید چی رو فدای چی کرد...
#آدمک
