آنه با موهای قرمز 🍒
Kanalga Telegram’da o‘tish
320
Obunachilar
-224 soatlar
-27 kun
+930 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
به خود نگاه میکنم،اکنون که دیگر بس شده است رد همه آنها بر من مانده.
هراسانم که روزی برسد که همشان باز گردند
و همه رد ها جا پررنگ کنند، او وحشی تر از آن است که رها کند.
آنگاه دیگر چه خواهم گفت جز کنار آمدن با همشان!
۱۰۰ صفحه بود این کتاب نحس به ۹۹ رسید و پایان داد اما اگر برگردد و ۱۰۰ کند و بخواهد فصل جدیدی بنویسد چه !
اگر بخواهد تمام آنها را تکرار کند و در هر صفحه با خون بنویسد که بر من چه کرد!
شاید در فصل بعد هم مانند همین فصل درست در صفحه ۹۹ ناجی ای به سراغم آمد...
کتاب هایی هم برای آن ناجی مینویسد با نام ناجی اسیر
طوری با خون مینویسد که درد نوشتنش صد برابر خون کردن واقعی ست.
Eli✍🏻
