ارغوانِ بی ابتهاج
Kanalga Telegram’da o‘tish
" ارغوانم را دیدی سر راه؟ مثل من پیر شده بود؟:) 🥀 『 مرا ببخشید اگر نوشتههایم شمارا یاد کسی میاندازد』 ناشناس: @Arghavan_ebtehajbot •چنل متعلق به شخص خاصی نیست و پیامها به فرد خاصی اشاره ندارد
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
377
Obunachilar
-824 soatlar
-277 kun
+2430 kun
Postlar arxiv
جرمم این بود که زیاده خواه بودم.
از زندگی یک خانه، شومینهی روشن، هوای بارانی و مبلی که رو به روی پنجره است میخواستم؛ که البته آنکه از جان دوست تر میدارمش هم با موهای خیس زیر پتو خوابیده باشد؛ آن را در آغوش بگیرم و عطر گیسویش را استشمام کنم.
البته بهتر میبود اگر ... بیخیال، زیاده خواهیست.
Repost from N/a
*می گویی چشم هایت شرقی ست
اما عزیز جانم غم هایم ،غم هایم شرقی ترند.
غمی که گمان میکردم با قدم زدن از بین خواهد رفت،
مرا در خیابان به گریه انداخت.
يجورى تايپمی كه انگار خدا موقع آفريدنت به دل من نگاه كرده گفته میخوام بدمش به اين.
