ĞŘƏƏŊ
Kanalga Telegram’da o‘tish
,درود از زیبایی های خلقت عکس میزارم گه گداری هم اهنگ دوست داشتی جوین شو 🙂 زندگی زیباس اینجا میبینی چرا این خواب زیبا رو از دست نده احساسات مهمونن ن صاحب خونه. . 🫠🖤جاوید باشید جاویدنامان 𖣔پِیِروزی
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
231
Obunachilar
+224 soatlar
+137 kunlar
+2330 kunlar
Postlar arxiv
231
Repost from N/a
توی شطرنج یه اصطلاحی هست میگن
"حرکت بعدیت از اشتباه قبلیت مهمتره..."
توی زندگی هم همینه
خراب کردی؟ مهم نیس
حالا ببین بعدش چیکار میخوای بکنی،این مهمه.....
https://t.me/Good_vibes_1
231
این چند وقت اینقدر لحظه ها برام سنگین شده ک دیگه نمیتونم تو سینه نگهشون دارم و کم کم دارن سینه رو جر میدن میان بیرون.
231
Repost from N/a
روبرو شدن با تنها بودن خود بسیار ترسناك و دردناك است
چه میتوان كرد؟
ترسناك است و دردناك است و فرد باید از این رنج ببرد.
برای پرهیز از آن هیچ كاری نباید كرد،
برای انحراف ذهن از آن نباید كاری كرد و نباید از آن گریخت.
شخص باید رنجش را ببرد و از میانش عبور كند .
این رنج، این درد فقط نشانهای خوب است كه تو نزدیك تولّد دوبارهای هستی.
زیرا درد، مقدمه ی هر زایشی است.
نمیتوان از آن اجتناب كرد و نباید از آن پرهیز كرد،
زیرا بخشی از رشد تو است.
این رنج و درد را در سنت، آموزگار ریاضت میخوانند.
معنی كوشش و تلاش ریاضت گونه، همین است.
ولی چرا این درد وجود دارد؟
این را باید درك كرد، زیرا ادراك آن به تو كمك میكند كه از آن عبور كنی، و اگر آگاهانه از میانش عبور كنی، آسانتر و زودتر از آن خواهی گذشت.
چرا وقتی كه تنها هستی، دردناك است؟
نخستین چیز این است كه:
نفس تو بیمار میشود
نفس تو فقط با وجود دیگران میتواند وجود داشته باشد.
نفس در روابط رشد كرده و به تنهایی
نمیتواند وجود داشته باشد.
پس اگر موقعیت چنان باشد كه نتواند وجود داشته باشد، احساس خفگی میكند و حس میكند كه در لبه ی مرگ قرار گرفته است.
این عمیق ترین رنج است
احساس میكنی كه داری میمیری، ولی این تو نیستی كه میمیری، بلكه این نفسی است كه تو می پنداری كه خودت هستی، نفسی كه با آن
هویت گرفته ای. چون این نفس را دیگران به تو داده اند، تو درتنهایی نمیتوانی وجود داشته باشی.
این نفس فقط یك هدیه از سوی دیگران است.
وقتی كه دیگران را ترك كنی، نمیتوانی نَفْس را با خودت حمل كنی.
چنین فكر كن:
وقتی كه در اجتماع هستی، مردم می پندارند كه تو شخص بسیار خوبی هستی. این خوب بودن نمیتواند وقتی كه تنها هستی وجود داشته باشد، زیرا این چیزی است كه دیگران درمورد تو اندیشیده اند.
حالا این مردم دیگر نیستند.
این تصویر تو از خودت، دیگر پشتیبان ندارد.
پایه و اساس آن از بین رفته است.
آهسته آهسته، اساس این تصویر از بین میرود و احساس بسیار بدی خواهی داشت، زیرا تو انسان بسیار خوبی بودی و اینك دیگر نیستی. و چنین نیست كه:
فقط مردمان خوب رنج میكشند
اگر شخص بدی باشی، این را نیز دیگران به تو داده اند، این نیز راهی برای جلب توجه است. آنان نمیتوانند نسبت به تو بی تفاوت بمانند، باید از وجود تو هشیار باشند. تو كسی هستی، تو انسان بدی هستی، خطرناكی.
وقتی كه به تنهایی میرسی،
تو كسی نیستی
تصویر بد ناپدید میشود و تو از آن تصویر تغذیه میشدی،
نفس تو از آن تصویر تغذیه میشد.
پس در اساس، انسان خوب یا انسان بد تفاوتی ندارد؛
هر دو كسب نفس میكنند.
وسیله ها متفاوت است، ولی هدفها یكی هستند.
"بد"، به دیگران بستگی دارد و"خوب" نیز چنین است.
اینها در اجتماع صدق میكنند.
گناهكار و قدیس در جامعه وجود دارند.
تو در تنهایی خود نه گناهكاری و نه قدیس
پس در تنهایی، آنچه كه تو در مورد خودت میدانی فرو میریزد و
رفته رفته ازبین میرود.
تو نمیتوانی نفست را برای مدتی طولانی در تنهایی نگه داری؛ باید از تخیل استفاده كنی. ولی این را نیز نمیتوانی برای مدتی طولانی نگه داری.
تو بدون جامعه، موجودی بی ریشه میشوی؛ زمینی نیست كه از آن خوراك به دست بیاوری.
درد اساسی همین است
تو دیگر مطمئن نیستی كه كیستی:
تو فقط یك شخصیت رو به نابودی هستی
ولی این خوب است،
زیرا تا وقتی كه این خود كاذب از بین نرود، هویت واقعی تو از راه نمیرسد.
تاوقتیكه كامل شسته و بار دیگر تمیز نشوی، خود واقعی تو فرا نخواهد رسید.
