…اینجا یه نفر دیونه بارونه…
Kanalga Telegram’da o‘tish
اینجا قراره فقط غر بزنم. https://t.me/SendHarfBot?start=82a54b8c8552
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
223
Obunachilar
-424 soatlar
+57 kun
-930 kun
Postlar arxiv
یه جاهایی فکر میکردم که باید با هم بریم،
جاهای کوچک گمنام
که فقط بگم با تو اونجا رفتم.
«نامهی هنری میلر به آناییس نین»
Repost from علی سلطانی
اگر آنسویِ پنجره نشستهای
و صدای باران قرارِ دلت را ربوده
رختِ پاییزیات را به تن کن
و ذوق دلت را قدم بزن
هیچ معلوم نیست
دوباره پاییز باشد
دوباره تو باشی
دوباره قرار دلت به بارانی بیقرار شود!
#علی_سلطانی
باران/ ۱۰ / آذر / ۱۴۰۴
Repost from mim
«من شاید تا ابد برای دیواری که خودم خراب کردم اشک بریزم، ولی با دیوار لق کنار نمیام.»
امروز شد چهار سال ک نیستی
دقیقا ۲۳ اسفند رفتی
خیلی یهویی
یطوری ک ب هیچ عنوان باورم نمیشه ک ندارمت
داداش من خیلی ضعیف بودم در برابر این غم بزرگ
کاش اینقدر زود تنهام نمیزاشتی
کاش نمیرفتی
فردای بحرانهای تاریخی آدم خودش را همانقدر ناخشنود و بیمار بازمییابد که صبح فردای یک شبِ زیادهروی در می گُساری. ولی برای خماریِ تاریخی آسپرین وجود ندارد.
آلبر کامو
