مردی نشسته در ایوان؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
1 017
Obunachilar
+5824 soatlar
+3027 kunlar
+76230 kunlar
Postlar arxiv
1 018
ویران کردن اگر حاصلش یک نوع ساختمان تازه نباشد، بالنفسه عمل قابل ستایشی نیست.
فروغ فرخزاد
از متن نامهی فرخزاد به احمدرضا احمدی
مجلهی فردوسی، شمارهی ۹۰۰، اسفند ۱۳۴۷.
1 018
این ناکامی منجر به سردرگمی و آشفتگی فرد نقد شونده میشود و تقریبا نقد جای خودش را به تخریب میدهد.
1 018
اما اینکه نقد از سوی چه کسی مطرح میشود نیز اهمیت دارد؛ اینکه آیا در مورد موضوعی که نقد میکند استاد و خبره است یا خیر؟ مسئله از اینجا اهمیت پیدا میکند که نقد به همان اندازه که سازندهاست، میتواند مخرب نیز باشد. چطور؟ ممکن است فرد نقد کننده فقط نکات منفی را بازتاب دهد و در جایگزین نمودن موارد مناسب و صحیح با موضوع ناکام بماند.
1 018
انکار نمیشود که نقد چقدر میتواند به پُختگی و غنای درونی انسان بیفزاید. از اینرو همهی ما در عرصههای متفاوت نیاز به نقد شدن داریم.
1 018
اغلب ادعای اینکه طرف در کارش مشکلاتی دارد سادهتر از پیشکشیدن یا جایگزین نمودن راهحل است. برای همین اکثراً نقدهایی بدون راهکار و خشک تحویل میدهند. نقد باید یک وجه قابل توجیه داشته باشد.
1 018
من فکر میکنم برخی نقدها بیشتر توخالی و نمایشی اند تا کارآمد و به دردبخور.
1 018
چه صدایی و چه هنری! Whitney Houston از آوازخوانان معروف و ماندگار اواسط دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی در امریکا بود. وقتی شروع به آواز خواندن میکرد خیلیها فکر میکردند انگار ویتنی فراموش کرده که انسان است؛ صدایی که انگار مال آدمیزاد نبود. بهویژه وقتی آهنگ «همیشه دوستت خواهم داشت» را زنده اجرا میکرد شنیدنی است.
1 018
یکی از دوستانم مدام از نویسندگان کُرد برایم تعریف میکند. بیشتر محور بحثش بختیار علی است؛ درمورد سبک نوشتاریاش، کتابهایی که نوشته و رمانهای معروفش؛ شهر موسیقیدانهای سپید، آخرین انار دنیا و چندتای دیگر. بعدا متوجه شدم مترجم آثار بختیار علی، مریوان حلبچهای است و بنده نیز افتخار آشنایی با ایشان دارم. با این اوصاف تصمیم بر این شد تا در دریای ادبیات کُرد هم شنا کنم.
1 018
با این شرایط، وقتش است که دست روی کلیدر بگذارم. البته اگر با انتشارات زریاب به تفاهم رسیدم.
1 018
خیالم راحت شدهاست، از کار و درآمد. درضمن وقت خیلی زیادی هم دارم و این مسئله باعث شده تا جسورانهتر به مطالعه و سینما وقت بگذارم. مدتها بود که اینطور خیالم راحت نبود و دائما استرس و اضطراب محاصرهام میکرد. ولی دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور.
