ᗪEᗩᖇ ᗪIᗩᖇY
Kanalga Telegram’da o‘tish
279
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+277 kun
+2630 kun
Postlar arxiv
279
تو سراسر این سریال فن یا هیتر هیچکس نیستم. تو سراسر زندگیم نبودم و نیستم. بعد از همه چی به این توجه کنید که همه اینا یه سری کاراکتر فیکشنالن و جبهه داشتن ما جدی باشه ویرد میشه.
279
تاییدش نمیکنیم باشه؟ اما توجه کنید که این تفاوتا تو معنی کردن چیزا همیشه وجود داره. یه چیزی الان نرماله و قبلا نبوده یا شاید بعدا نباشه. همیشه همینه. لطفا اگه علت دیگه ای به جز ابیوز آرماند برای تنفر از ماریوس داریم بهم یاد اوری کنید.
279
میشه یه چیزی راجع به ماریوس بگم؟
لطفا یه دقیقه بیاید وانمود کنیم که نمیشناسیمش و حس خاصی راجع بهش نداریم. (بای ده وی که آرماند اصلا معلوم نیست راست گفته یا دروغ درباره ش. چون از آرماند برمیاد.)
ببینید. بچه ها. تو گذشته توی حکومت قدرتمندی مثل روم ارباب ها و اشراف زاده های زیادی بودن که داشتن برده های متعدد مخصوصا زیلا و کم سن و سال خیلی کامن و نرمال بوده. و در اختیار گذاشتن این برده مثل این بوده که طرف از مهموناش پذیرایی کنه و رسم مهمون نوازی بوده. این برده ها براشون هیچ تفاوتی با کالا های دیگه شون نداشتن. و این فرمت زندگی اشراف زاده های اون زمان بوده.
279
یه روزی چندتا بچه از یه مرد خسته تابلوی تبلیغات شو دزدیدن و بعدش کتکش زدن. یه نفر سر کارش براش یه تفنگ اورد فقط چون میدونست اون مرد چقد ساده ست و ممکنه اونو همه جا با خودش ببره. باعث اخراجش از ساده ترین کاری که میتونست بکنه بشه. تراپیستش به حرفش گوش نمیداد و همون تراپیست رو هم بیمه ازش گرفت. تنها دوستش ایمجنری بود. و وسط همه ی اینا فهمید مادرش یه زن دیوونه بود که اونو به سرپرستی گرفته بود تا ادعا کنه اون بچه ی رئیس ثروتمندش بوده. زنی که باعث تمام بدبختیای اون مرد شده بود و حتی ابیوزهای بیشماری که از دوست پسر اون زن رسیده بود وقتی فقط یه پسر بچه بود. و بعدش آیدلش، تنها کسی که مبپرستیدش اونو دعوت که به برنامه ش تا چیزی رو که براش رویا بود تبدیل به صحنه ی مسخره کردنش کنه. و میدونی چیه؟ پلیس ازش به عنوان یه مجرم روانی یاد میکنه.
279
بیسکلی هیچکس اینجا ادم بدی نیست. تو داری تمام سعیتو میکنی ادم خوبی باشی، اسون باشی، چیزی سخت نشه، ولی این انتخاب تو نیست.
ادما انتخاب میکنن مشکلاتشونو برای تو بیارن، عصبانیتشونو سرت خالی کنن، بی دلیل برای ارامش خودشون اذیتت کنن، بن بستا تورو انتخاب میکنن، کارات پیش نمیره، شکست پشت شکست و بعدش یه نفر پیدا میشه که شروع میکنه به تحلیل کردن و تحقیر کردن تو.
درحالی که تو داری سعی میکنی از خودت یه شخصیت داشته باشی و با وجود همه ی تلاش هات آدما با دلایل مختلف تورو له میکنن.
