مَطرود
Kanalga Telegram’da o‘tish
طرد شدن پایان نبود؛ آغازِ تاریکترین فصلش بود.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
323
Obunachilar
+124 soatlar
-57 kunlar
+330 kunlar
Postlar arxiv
من؟ من آدم دلخور نشدنم، آدم خیلی دیر دلخور شدن، ولی اگه این باعث بشه که تو حضور من رو بیارزش بشمری..
جایگاهت رو پیش من در یک لحظه تا آخر عمرت از دست میدی. من اگه برم آدم برنگشتنم، آدم هرگز مثل قبل نشدن!
میپرسه: حالت چطوره؟
میگم: خاکستری؛
فقط بعضی وقتها تیرهتر میشه و گاهی اوقات، روشنتر..
اما دواقع من نه اونقدر حالم بده، که از ادامه دادن دست بکشم؛ نه اونقدر دلم خوشه که به آینه لبخند بزنم.
نمیدونم، شاید معنای زندگی همینه!
این منی که تو این مرحله از زندگی ایستاده؛ یاد گرفته با خودش حرف بزنه، با سایهاش راه بره، با سکوتش بخنده.
میدونی، آدم وقتی زیاد تنها بمونه، دیگه از نبودنها نمیترسه.
2938562d_7d91_4532_b0a8_6a78fee9b6a8NA_140_audio_only_medium.m4a1.59 MB
میگردی، بین فلسفه میگردی، لا به لای ادبیات میگردی، درون سینما میگردی، میان موسیقی میگردی، بلکه فیلسوفی تو را یافته باشد؛ ادیبی تو را نوشته باشد؛ فیلمسازی تو را ساخته باشد و موسیقی دانی تو را نواخته باشد؛ آدمی تشنه جرعهای درک شدن است.
میخواهد خودش را بخواند و ببیند و بشنود.
میخوام بدونی من میمونم.
وقتی بالایی، وقتی پایینی، وقتی خستهای، وقتی دورت شلوغه، وقتی حالت بده، وقتی رو ابرایی، وقتی تنهایی؛ وقتی طرد شدی، من میمونم. رفیق نیمهراهت نمیشم، هستم کنارت، هرچیم که شد ما باهم درستش میکنیم.
