uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

 ‌مَطرود ‌ ‌‌ ‌

 ‌مَطرود ‌ ‌‌ ‌

Kanalga Telegram’da o‘tish

طرد شدن پایان نبود؛ آغازِ تاریک‌ترین فصلش بود. http://t.me/HidenChat_Bot?start=7623907387

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
419
Obunachilar
-124 soatlar
-157 kun
+430 kun
Postlar arxiv
امیدوارم همیشه خوش بگذره🧡

Repost from N/a
Happy Halloween🦇✨(early)
+9
Happy Halloween🦇✨(early)

Repost from N/a
_اگه می‌تونستی یه چیز رو از دنیا پاک کنی؛ چی بود؟ _این تصور که هر چیزی بالاخره درست می‌شه
هیزِل

Repost from N/a
اینو یادم رفت این‌جا بزارم🫠🥹 #me

Repost from N/a
«هرکس به اندازه ضربه‌هایی که خورده تنهایی‌اش را محکم‌تر بغل کرده است.»
آلبرکامو

Repost from N/a
           ☁️
+1
           ☁️

Repost from alone
من میانِ مردمم، با آن ها سخت میگویم، میخندم و به آن ها کمک میکنم در حالی که فقط خدا میداند چقدر دلم میخواهد فرار کنم و دست هیچکس به من نرسد...

به به... کی گفته عکس‌ها بو و مزه ندارن؟

Repost from N/a
-خب، میتونم این اطمینان رو بهت بدم که احتمال داره اتفاق های وحشتناکی بیفته.. +چه عالی! -اتفاق های وحشتناک همیشه می‌افتن.. +ممنون! -ولی اتفاق های خوب هم می‌افتن؛ چون زندگی دقیقاً همینجوریه. باید بد رو ببینی تا بفهمی که خوب چیه. باید تاریکی رو ببینی تا روشنایی رو درک کنی.. به آسمون شب فکر کن؛ اگه همه جا تاریک نباشه، ستاره ها دیگه نمی‌درخشن، مگه نه؟ بنابراین چیزهای خوب و بد قراره با هم اتفاق بیفتن. وقت‌هایی که یه اتفاق بد رو پشت سر می‌ذاریم، یه اتفاق خوب حتی بیشتر بهمون مزه میده. گاهی وقت‌ها هم از دل یه اتفاق بد، یه اتفاق خوب می‌کنه بیرون.. +درست میگی. ازت ممنونم؛ حرفهات یکم خوشحالم کرد. -ولی خوشحالی هیچ ربطی به اتفاق های خوب یا بد نداره. زندگی فقط اون چیزهایی نیست که برات اتفاق می‌افته؛ مهم اینه که تو چه جوری به اون اتفاق ها واکنش نشون میدی.
~موشی به نام میکا | مت هیگ

Repost from N/a
خیلی اینجا رو دوست دارم.. یعنی هر بار که نگاش می‌کنم، لذت می‌برم! از زخم‌هایی که مرهم گذاشتم، از رنج‌هایی که ازشون عبور کردم، از پیروزی‌های کوچیک و بزرگی که جشن گرفتم، از روزای سختی که دووم آوردم، از درس‌هایی که یاد گرفتم، از تجربه‌های بزرگ و کوچیکم، از ریسک‌هایی که از شدت هیجان‌شون گریه‌م گرفته بود، از خروج از منطقه‌ی امن‌م، از بالا و پایین های زندگی‌م، از آشپزی کردن‌هام، از نقاشی‌های سر کلاس‌هام، از استایل‌های جدیدم، از کتاب‌هایی که خوندم، از فیلم‌هایی که دیدم، از انیمه‌های خوشگلم، از عکس‌های باحالی که گرفتم و یه تیکه از اون حس رو ثبت کردم، از نور، از ابر، از درخت، از گربه‌های محل، از گربه‌های دانشگاه، از گربه‌های مسیر، از گل، از برگ، از بارون، از آسمون، از برف، از لبخند های از ته دل، از ستاره‌های دور زخم، از شعر، از رنگ، از آغوش گرم، از خنکای صبح، از طلوع، از غروب، از یه غذای گرم، از کتابخونه، از نیمکت، از ماگ، از پیتزا، از موسیقی، از آواز، از رقص، از زندگی، از ادامه دادن، از پرواز و از درخشیدن⭐