᯽حُب᯽
Kanalga Telegram’da o‘tish
و روزی دیگر خواستنش را به یاد نمیآوری، اما همیشه بخشی از قلبت غمگین است، بیآنکه دلیلش را بدانی... برای روزهایی که نبودم.... من @Yass2223bot آرشیو حُب @arhob2223
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
541
Obunachilar
-624 soatlar
-147 kun
+9730 kun
Postlar arxiv
540
ما از جنس صبرهای طولانیایم ؛
شبیه شمعهای کهنی که همچنان میسوزند .
آرزوهایمان مثل کتیبههای ناتمام
بر دیوارِ روزگار ماندند ؛
حروفی نیمهتراش که دستِ زمان دیگر به بازنویسیشان نرسید .
عشق ، در ما شبیه جامی بلورین بود
پر از نیتهای پاک ؛ اما راه
سنگلاختر از آن بود که این جام بیشکست به مقصد برسد .
اکنون حسرت
چیزی شبیه ناقوسِ خاموش است؛
نه صدا میدهد ، نه رهایت میکند ؛
فقط هر شب یادت میاندازد که زمانی ،
رویایی در تو قرار بود به دنیا بیاید و نیامد...
-نوشته
540
سلام بر آدمهایی که بارها و بارها به مرز انهدام رسیدند و دوام آوردند، بارها خستهترینِ جهان بودند و بااینحال، کوهِ سنگینِ رابطهها و مشغلهها را به دوش کشیدند، آنان که بلندترین فریاد و بغضهای جهان را در سینه محبوس کردهبودند و به نظر میرسید قوی، ساکت و آرامند، در حالی که آتشفشانی درونشان پنهان بود.
اگر دیدید آدمی ناگهان به مرز فریاد و خشم رسیده، اگر میزان واکنشش فراتر از واقعه بود، اگر بیدلیل میزد زیر گریه و به کمترین کنشی، شدیدترین واکنشها را میداد، در آغوشش بگیر؛ این همان آتشفشان خفتهی درونش است که لبریز شده. او سالها غم و خستگی و فریاد را تحمل کرده و تو فقط از آنجا به بعد را میبینی که طاقتش طاق شده و جانش به لب رسیده.. خدا میداند چهها کشیده و چقدر مدارا کرده و چه جزیرهی رنج و اندوهی در سینه پنهان دارد، چقدر خشم، چقدر خستگی، چقدر تنفر و چقدر بغض و فریادِ نگریسته...
-نوشته
540
دخترنیستیكبفهمی . . .«زنها میتوانند در اوج دلتنگی لبخند بزنند، آواز بخوانند، غذای دلخواهت را تدارک ببینند، کودکانه با بچهها بازی کنند. زنها میتوانند با قلبی شکسته باز هم دوستت بدارند، ببخشند و بخندند... تو از طرز آرایش موهایش یا رنگ لبهایش، لباسش یا حتی حرفهایش، هرگز نمیتوانی حدس بزنی زنی که روبرویت ایستاده دلتنگ یا دلشکسته است زن بودن کار سادهای نیست.
