᯽حُب᯽
Kanalga Telegram’da o‘tish
و روزی دیگر خواستنش را به یاد نمیآوری، اما همیشه بخشی از قلبت غمگین است، بیآنکه دلیلش را بدانی... برای روزهایی که نبودم.... من @Yass2223bot آرشیو حُب @arhob2223
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
504
Obunachilar
+1124 soatlar
-307 kun
+5030 kun
Postlar arxiv
527
انسان ها دو دسته اند:بعضی از آنها را هر چقدر که بیشتر می شناسی بزرگتر می شوند.
و بعضی ها را هر چقدر که بیشتر می شناسی، حقیرتر.
527
اگه من بهت نیاز داشته باشم و تو اونجا نباشی،
من یاد میگیرم دیگه بهت نیاز نداشته باشم.
راستش، قولِ بودنتو خیلی به دلم داده بودم.
راستش هر وقت اوضاع بد میشد،
توی دلم میگفتم عیبی نداره
هر چی بشه، من اونو دارم.
اون هست.هست تا آرومم کنه،
تا خونم باشه، تا پناه ببرم بهش،
تا خستگیهامو با بغلکردنش رفع کنم.
نمیدونی جای نبودنت چقدر میسوزه،
چقدر برام غیرقابل هضمه.
یه زخم تازه رو تصور کن،
وقتی پانسمانشو از روش برمیداری؛
پر از خون،عمیق،دردناک.
شبها دقیقاً همینطوره.
میام،دور از چشم همه،
یواشکی پانسمانو برمیدارم،
به زخمم نگاه میکنم ولی با فخر،آخه از توئه.
بعدش از خودم ناامید میشم؛
از اینکه نمیتونم فکرتو پس بزنم،
از اینکه نمیتونم فراموشت کنم.
527
بعضی از ما اونقدر عادت کردهایم همهچیز رو به تنهایی تحمل کنیم که کمک خواستن برامون معادلِ تحقیر، وابستگی یا بیارزشی شده.
در حالی که توانایی گفتنِ ⇦ الان به کمک نیاز دارم، به عزتنفس، امنیت روانی و بلوغ بیشتری نیاز داره، تا تظاهر به بینیازی مطلق.
527
آدم های قوی از سیاره ی دیگری نیامده اند
آن ها هم مشکلاتِ خودشان را دارند،
هم محدودیت های معمولی و حتی غیر معمولی...
تفاوت اینجاست؛
آن ها پذیرفته اند از پسِ هر مشکلی
بر می آیند
آن ها خودشان را باور کرده اند
از مشکلات و محدودیت ها، پله
ساخته اند ، نه کوه
آدم های قوی در کمالِ خودباوری؛
انتخاب کرده اند قوی باشند...
قوی بودن،
در "مغز" اتفاق می افتد ، قوی بودن همت می خواهد.
527
فریاد مرا گرچه سرانجام شنیدی ،
ای دوست! به داد دل من دیر رسیدی . .
از یاد بِبَر قصهی ما را، هم از امروز ؛
دربارهی ما هرچه شنیدی، نشنیدی!
آرام بگیر ای دل و کم گریه کن، ای چشم!
انگار نفهمیدی و انگار ندیدی . .
ای نِی! چه کشیدی مگر از خلق، که هر دم
ما آه کشیدیم، تو فریاد کشیدی!
گیرم که به دریا نرسیدی، چه غم ای رود ؛
خوش باش که یک چند در این راه دویدی...
527
مشکلات خودش رو تنهایی به دوش میکشید... 🏔️
برای دردِ بقیه راهحل داشت، 🩹
آرومشون میکرد،
کمکشون میکرد از سختیها رد بشن.
اما وقتی نوبت به خودش میرسید،
انگار هیچ جوابی نداشت.
از بیرون مثل یه کوه محکم و استوار بود،
ولی از درون...
مثل یه آتشفشان خاموش که هر لحظه آمادهی فوران بود. 🌋
عجیبه...
چطور میشه روی همهچیز و همهکس مسلط باشی،
جز روی خودت؟
