𝐻𝒶𝓁𝒻 𝑀𝑜𝑜𝓃
Kanalga Telegram’da o‘tish
ㅤ★ 个来自中国的男孩,某个能让你心跳疯狂的人。让星星在你眼中闪烁,让你坠入爱河 欢迎!⮕ @Junmoonie_bot Archive: @Wenjunarchir
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
231
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+230 kun
Postlar arxiv
231
𓂃💌 GFB2 Douyin Update With Jun. °"برای سو چنگ، خفن بودن یه چیز ثابت هست، ولی یه زمین خوردن ناگهانی میتونه توی یه لحظه اتفاق بیوفته~"
231
𓂃🗯 XCSS Weibo Update With Jun. °"رودشو-چنگ سفر انتقام سو چنگ، روز سوم 📍در ووهان آنلاک شد 🔓 امیدواریم سو چنگ جهانهای موازی تولد برای بار 13ام و 13ام...و خیلی بیشتر داشته باشه 🎂"
231
𓂃🗯 GFB2 Weibo Update With Jun. °
"وقتی سرنوشت ما رو توی یه تار و پود به هم گره زده، پس بیا شونهبهشونه کنار هم وایسیم و تمام تاریکیها رو کنار بزنیم. وقتی بالاخره همه کینهها تسویه بشن، روزهای روشنتر و گرمتری در انتظارمون خواهد بود. کارگردان / فیلمنامهنویس: ما یوشه بازیگران اصلی: ایزابلا لونگ، ون جونهی، سامو هونگ با حضور افتخاری: بایکه حضور ویژه: آلن آرونا، وانگ لونگژنگ، چان کووک-کوان با بازی: کسپر، لیو یوژه(؟) انتخابی عالی برای تعطیلات و یه فرار هیجانانگیز! رویاروییهای خشن و نفسگیری که شدید، هیجانانگیز و واقعا لذتبخشن."
231
+3
جونهی همچنین درباره چیزهای متفاوتی صحبت کرد:
🐱| امروز صبح زود از گوانگجو به ووهان اومدم. هنوز شام نخوردم. وقتی هنوز چیزی نخوردم چرا هی بحث رو میکشونید سمت غذا؟ 🐱| توی ووهان میخوام نودل خشک تند بخورم. 🐱| واقعا از همه کسایی که فیلم رو دیدن خیلی ممنونم. امیدوارم فرصتی پیش بیاد که بتونم فنهای خارج از کشور رو هم ببینم. 🐱| ووهان خیلی گرم نیست و هواش خوبه 🐱| اولین محل اکران، شنزن بود و خیلی وقت بود که به خونه برنگشته بودم، ولی برنامه خیلی فشرده بود و یهکم حیف شد.. دلم میخواست درستوحسابی غذا بخورم. 🐱| اگه توی ووهان بخواین میلکتی بخورین، چی پیشنهاد میکنین؟ زود بهم بگین!
231
جونهی گفت بعد از تموم شدن رودشو، با بازیگر بایکه غذا خورده و ازش درباره خیلی از جنبههای بازیگری راهنمایی گرفت و با هم گفتوگوی خیلی لذتبخشی داشتن. بایکه هم چیزهای زیادی بهش یاد داده.
231
+1
جونهی در روزی اکران فیلم که در شنزن، رودشوی تبلیغاتی داشت به طور یواشکی میره سینما و کنار بقیه فیلم رو تماشا میکنه.ترجمه پست کسی که جونهی رو دیده: "این گربه عمدا لحظهای رو انتخاب کرده بود که داستان حسابی پیچیده شده بود و همه غرق فیلم بودن تا یواشکی بیاد داخل و باهامون فیلم ببینه. آخرش هم درست جلوی من نشست، عجب شیطونی! وقتی فیلم تموم شد و رودشو شروع شد، دیدم یه صندلی توی ردیف هشتم که یه مدت خالی مونده بود. دوربینم رو برداشتم و شروع کردم به عکس گرفتن. بعد که همهچی تموم شد، فهمیدم ون جونهی دقیقا همون جایی نشسته بوده که من داشتم ازش عکس میگرفتم و فیلم رو تماشا میکرده. آخرش هم وقتی روی همون صندلیای نشسته بودم که جونهی قبلا نشسته بود، عکسهای قشنگی از ون جونهی گرفتم."
231
جون داره درباره اینکه چطور یواشکی وارد سالن سینما شده حرف میزنه(:🐱| تیامای مربوط به اکران شنزن اینه که میخواستم توی زادگاهم، کار خودم رو توی سینما ببینم، برای همین موقع اولین اکران یواشکی وارد سالن شدم و همراه بقیه فیلم رو تماشا کردم.
