ܩߊܘ🌖💙
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
200
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-1330 kun
Postlar arxiv
200
جز صدای آدمای مورد علاقم، گیتارم، آهنگام، طبیعت و دریا حوصلهی شنیدن هیچ صدای دیگهایو ندارم.
200
خانواده...
برای من شاید فقط کلمهای باشد که تمام عمرم سعی کردم معنایش را بفهمم، با تمام وجودم دوستش داشته باشم.
اما این کلمه، برای من تبدیل شد به حسرتی که هیچوقت نتوانستم معنای واقعیاش را لمس کنم.
چیزی که قرار بود پناه باشد، رنج شد.
تلاش من برای پیدا کردن عشق، در میان زخمها و رنجها به نفرتی تبدیل شد که تا ابد در قلبم جریان دارد.
چه سخت است ادعای دوست داشتنِ آنان که دوستداشتنی نیستند.
چه سخت است ماندن کنار آنان که ذرهذره تو را خسته و خاموش میکنند، رویاهای تو را پوچ میکنند،
من پر از زخمم،
زخمهایی که شاید جایشان تا ابد بر جسم و روحم باقی بمانند.
اما آینده اینگونه نمیماند
گذشتهی من، آیندهیِ فرزندانم را تعریف نمیکند. تلخی خانواده در ذهنم ماندگار نمیشود
حسرتِ یک خانهی امن،
یک آغوش آرام،
و عشقی بیقید و شرط،
تا آخر زندگی همراهم نمیماند.
او برای من خانواده میشود
آغوش او جایی میشود که بتوانم خودم باشم بدون ترس، بدون تظاهر و بدون تغییر برای دوست داشته شدن
و اینبار،
من انتخاب میکنم که عشق، ادامهی زخمهای من نه؛ بلکه آغازی برای آرامش باشد.
200
و همیشه آنان که احساس و ارزش بیشتری میگذارند، نادیده گرفته میشوند، و در نهایت، مقصر هر چیزی که مقصرش نیستند میشوند...
200
ولی چجوری دلتون میاد به بچهاتون حرف زدن یاد بدین. بچها تا وقتی که هنوز نمیتونن درست حسابی حرف بزنن کیوتن🥲🫠
