تانگوی شیطان
Kanalga Telegram’da o‘tish
نیم ساعت توی بهشت بودن، قبل از اینکه شیطان بفهمه مردی.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
214
Obunachilar
+124 soatlar
+27 kun
+230 kun
Postlar arxiv
214
دوتا کتابی که شروع کردم هنوز تموم نشدن، بدون اینکه بهشون فکر کنم فقط و فقط ذوق و اشتیاق اینو دارم که جنایت و مکافات رو باز کنم تا خوده صبح بخونم.
214
دیروز آخرای شب که بیرون نشسته بودم احساس کردم هوا سرد شده، احساس سرما کردم، نمیدونم وقتی پاییز میاد بوی کتاب ها به مشامم میخوره، شاید بخاطر اینه که همیشه توی شب های سرد رمان های بلند میخوندم.
214
Repost from تانگوی شیطان
یه جایی فرانتس کافکا میگه؛ از خودم شرمنده شدم، زمانی که فهمیدم زندگی یک جشن بالماسکه بود، در حالی که من با چهره واقعیم توش حاضر بودم. من نمیتونم به تو بفهمانم، نمیتونم به هیچ کسی بفهمانم که درون من چه میگذرد، من حتی نمیتوانم آن را برای خودم توضیح دهم! در این زمان در این موقعیت اسف بار منم همینطور کافکای عزیزم، منم همینشور.
