دفتری که گم نشد
Kanalga Telegram’da o‘tish
این دفترو باز کردم که نذارم این بخش از خودم مثل چیزای دیگه گم بشه _ لینکدین : www.linkedin.com/in/nazanin-nazanin-87871a39b ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=5843642
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
201
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
روانم به قدری خستس که این خستگی به جسمم زده و بی دلیل تمام روز نیمه جونم مثل یه پیرمرد آسمی در حال مرگ که موقع نفس کشیدن خس خس میکنه
دوستدارم به تمرینای طراحی کارکترم برسم به مسابقه تصویرسازی هه برسم
عکس بگیرم بخوابم و بشینم چند دفعه پشت هم یه انیمیشن رو ببینم تحلیل و برسیم
امان از مدرسه
شخصیت پردازی لیوای اینقدری خفن و خوب بوده که نوشتنش حتی برای نویسنده هم سخت بوده
وقتی میگه همه چیز واقعا همه چیز رو از دست داد
