uz
Feedback
مُطاٰب؛

مُطاٰب؛

Kanalga Telegram’da o‘tish

از‌طُ‌چه‌پنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
174
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-2830 kun
Postlar arxiv
این که دورِ دور باشم از تو و نبینمت جا نمی شود به حجم باورم،قبول کن؛

مبتلا گشته ام و هیچ جلودارم نیست چه بخواهی چه نخواهی به تو می‌اندیشم؛

به امید اینکه تو یارم باشی درس عاشقی رو از بر کردم😁🚶🏻‍♀

مثلاً بغلم کنی و کنار گوشم آهسته بگویی: بیخیالِ تقویم‌ها ناز خاتونم! دامن گلدارت را که بپوشی،بهار می‌شود؛ روسریِ‌ آبیت را که سر کنی،بهارتر! مثلاً سر روی شانه‌ات بگذارم و با ناز بگویم: فروردین و مهر و اسفندش چه فرقی دارد وقتی بهار آغوش شماست آقا! اصلاً به رفت و آمدِ این فصل‌ها اعتباری نیست، بهار خودِ خودِ شمایی حضرت دلبر مثلاً یک عمر بهارم باشی مثلاً چهار فصل بهارت باشم؛...

کاش جای شرم گاهی،دل به دریا میزدیم اینکه تنهاییم تاوان خجالت‌های ماست؛

بوسه بَخیه است؛ خنده بَخیه است؛

یک نفر دارد خیالم را به هر سو می کشد چشم هایش را برایم زیر گیسو می کشد؛ مانده ام نزدیک تر آیم به او یا بگذرم نبض شعرم را میان هر هیاهو می کشد؛ کل دیشب را بیادش چشمهایم شاد بود خنجر مژگان خود رادارد از رو می کشد؛ چشم می بندم که شاید گم شود در خاطرم چشم می بندم دلم پیراهنی بو می کشد؛ آخرش ماندم چه خواهد کرد او با من ولی شرط می بندم مرا لطفش به زانو می کشد؛

مرد ها همیشه شاعران بهتری اند چون از زن می نویسند؛...

اینجا هرچه دلمان می خواهد نمی شود؛ کاش دِلم تو را نمی خواست؛...

کلام می‌شدم ای کاش؛در تَکَلُمِ تو...

من استغفار كردم از نگاه تو نمى دانم اجابت مى شود اين توبه كردن هاى با اكراه؛

نگاهم‌ کرد و لرزیدم‌ خجالت‌ میکشم‌ از او بگویید عاشقت‌ گفته:نگاهِ‌ محشری‌ داری؛

اين ميمِ مالکيت حتی حضرت سعدی رو هم به وجد مياورده که فرموده اند: جان برافشانم اگرسعدی خویشم خوانی

حال مرا گنجشک باران خورده میفهمد...
حال مرا گنجشک باران خورده میفهمد...

شلمچه همون فضای رقیق شده زیر قبه امام حسینه..‌.

صدای چه میجویی عشق؟همین جاست داره تو گوشم میپیچه...

چگونه از خلق بدزدمش🚶🏻‍♀

تو این دوره زمونه با یکی جفت شین که یذره بارش باشه. که دوتایی عقلاتون رو بریزید رو هم یه فکری واسه این وضعیت بکنید. نمیصرفه آدم با یکی بره ازدواج کنه تازه خودش نشسته یکی بیاد نجاتش بده. از ما گفتن بود.

میخواهم عشق اخرت باشم دیوانه ای در باورت باشم میخواهم اصلا تا ته دنیا من مادرِ تک دخترت باشم؛

ای عشق،ای پدرصلواتی چه‌کرده‌ای با این دلِ نجیبِ علیه‌ السلامِ ما؛...