مُطاٰب؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
ازطُچهپنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
174
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-2830 kun
Postlar arxiv
173
مثلاً بغلم کنی و کنار گوشم آهسته بگویی:
بیخیالِ تقویمها ناز خاتونم!
دامن گلدارت را که بپوشی،بهار میشود؛
روسریِ آبیت را که سر کنی،بهارتر!
مثلاً سر روی شانهات بگذارم و با ناز بگویم:
فروردین و مهر و اسفندش چه فرقی دارد
وقتی بهار آغوش شماست آقا!
اصلاً به رفت و آمدِ این فصلها اعتباری نیست،
بهار خودِ خودِ شمایی حضرت دلبر
مثلاً یک عمر بهارم باشی
مثلاً چهار فصل بهارت باشم؛...
173
یک نفر دارد خیالم را به هر سو می کشد
چشم هایش را برایم زیر گیسو می کشد؛
مانده ام نزدیک تر آیم به او یا بگذرم
نبض شعرم را میان هر هیاهو می کشد؛
کل دیشب را بیادش چشمهایم شاد بود
خنجر مژگان خود رادارد از رو می کشد؛
چشم می بندم که شاید گم شود در خاطرم
چشم می بندم دلم پیراهنی بو می کشد؛
آخرش ماندم چه خواهد کرد او با من ولی
شرط می بندم مرا لطفش به زانو می کشد؛
173
اين ميمِ مالکيت حتی حضرت
سعدی رو هم به وجد مياورده
که فرموده اند:
جان برافشانم اگرسعدی خویشم
خوانی
173
تو این دوره زمونه با یکی جفت شین
که یذره بارش باشه. که دوتایی
عقلاتون رو بریزید رو هم یه فکری
واسه این وضعیت بکنید. نمیصرفه
آدم با یکی بره ازدواج کنه تازه خودش
نشسته یکی بیاد نجاتش بده. از ما
گفتن بود.
173
میخواهم عشق اخرت باشم
دیوانه ای در باورت باشم
میخواهم اصلا تا ته دنیا
من مادرِ تک دخترت باشم؛
