uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

𝙀 𝙂 𝙊 !

𝙀 𝙂 𝙊 !

Kanalga Telegram’da o‘tish

04:00؛ این چنل دفتر خاطرات منه. شایدم یه نامه‌ی خودکشی طولانی. https://telegram.me/TeIeCommentBot?start=sc-425126-bkMVabL ناشناس؛

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
684
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-157 kun
+2730 kun
Postlar arxiv
‌چیه این آدمیزاد که با یه حرف بهم میریزه و همه ذوقش رو کور میکنه و هزارتا حرف هم نمیتونه حالش رو خوب کنه.

‌یبار دیگه داستان زندگیت رو مرور کن و به این فکر کن که خیلی جاها واقعا نمی‌ارزید اون همه حرص خوردن، اون همه ناراحتی، اون همه عقب افتادن، اون همه غصه خوردن، اون همه اشک ریختن، از اینجا به بعدش کمتر خودت و روح و روانت و اذیت کن.

آدم‌های سمی همیشه داستان رو از جایی تعریف میکنن که تو دیگه نتونستی تحمل کنی و واکنش نشون دادی، اما هیچوقت نمیگن خودشون چطوری تو‌ رو از نظر روحی و احساسی نابود کردن، اون‌ها قصه رو طوری میگن که انگار همه چیز تقصیر تو بوده، اما پشت این سقوط احساسی تو مدت‌ها بی‌انصافی و زخم‌هایی هست که فقط تو میدونی چقدر عمیق بوده.

پارتنر خوب آبروی آدمه با هر پلشتی نرین تو رابطه

رابطه های موفق هیچ رازی ندارن؛ پسره با عرضه‌اس ودختره اصیل، همین.

‏من نمیخواستم از چشم بیوفتی اما خب تو تمام تلاشتو کردی.

بهش میگم لوسم میکنی میگه برنامه مگه همین نبود که کسی جز خودم نتونه از پَسِت بربیاد؛ جالب و دوستداشتنی.

من خیلی آدم «حواسم به همه جزئیات رفتاریت هست اما خودمو به اون راه میزنمی» هستم.

هر جا دیدید دارم دروغاتون رو باور میکنم، بد‌ونید منم دارم دروغ میگم.

چشم سیر نمیبینه شکم سیر لب نمیزنه آدم سیر خیانت نمیکنه هرچقدرم جلوشون بهترینشو بیاری

photo content

خیانت انقد تویه جامعه عادی شده که همه طوری رفتار‌ میکنن که انگار وفاداری یه افتخاره؛ در حالی که وفادار بودن حداقل چیزیه که باید باشه

‏دو سانت گاردو میاری پایین دو متر باید ببریش بالا.

روزی صدهزار بار شکر که دیگه نه رو کسی حساسم،نه حال خوبو بدم به کسی بستگی داره،نه فکرم درگیر کسیه و نه جنگ عصاب دارم؛ سخت بود ولی بالاخره شد.

آدما تغییر میکنن ؛ مثلا من ۳ سال پیش همه رو دور خودم جمع میکردم الان جمع بیشتر از ۳ نفر باشه میپیچونم،اونجا نمیرم.

در گلایه کردن میلی به آشتی هست،اما وقتی دیگه نمیجنگیم،به معنی قوی بودن نیست؛ یعنی یه چیزی به ‌پایان رسیده.

گاهی آدم از یه چیزی خسته نیست؛ از حسی که هر بار با خودش میاره خستست. از اینکه هر بار دل میبنده، یه جایی مجبور میشه خودش رو جمع کنه. از اینکه برای بعضی آدم‌ها زیادی فکر میکنه، حرف‌هاشون رو هزار بار مرور میکنه و دنبال معنایی میگرده که شاید اصلا وجود نداشته. کم‌ کم یاد میگیری کمتر توضیح بدی، کمتر انتظار داشته باشی و بیشتر حواست به خودت باشه. نه اینکه دیگه چیزی برات مهم نباشه؛ فقط فهمیدی آرامشت رو نباید به رفتار آدم‌های دیگه گره بزنی. آدم وقتی خودش رو پیدا میکنه که دیگه برای پیدا شدن توی چشم هیچکس، خودش رو گم نکنه.

آدم یه جایی از زندگی دیگه دنبال آدم کامل نمیگرده. دنبال کسی میگرده که مجبور نباشه کنارش خودش رو سانسور کنه. کسی که بشه باهاش سکوت کرد، حرف زد، خندید، و حتی بعضی روزها حال خوبی نداشت؛ بدون اینکه ترس از دست دادنش رو به دوش بکشی. چون آدم وقتی زیاد آسیب میبینه دیگه عاشق هیجان نیست؛ دنبال آرامشه. دنبال یه نفر که موندنش رو هر روز ثابت نکنه، فقط با رفتارش کاری کنه که به موندنش شک نکنی. آخرش همه‌ چیز برمیگرده به یه حس ساده؛ اینکه کنار یک نفر، بالاخره خیالت از خودت راحت باشه.

آدم بلاتکلیف باید حذف بشه تا تکلیفش مشخص بشه.

‏دخترا گل نمیخوان دخترا توجه میخوان، حالا چجوری میشه بهشون توجه کنی؟ آفرین باید گل بگیری.