229
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-277 kun
-5630 kun
Postlar arxiv
228
دیگه کسی دلخوشی نداره که بگیم کوچیکو بزرگه
واقعا یعنی بزرگ شدن تو کشورای دیگه ام انقدر ترسناکه و بده؟ نه معلومه که نه
دیگه عیدا بو ندارن دیگه ذوقی برای خرید لباس نداریم دیگه برای عید دیدنی رفتن خوشحال نمیشیم دیگه بوی کتابای مدرسه خوشحالمون نمیکنه
دیگه هیچ چیز سرجاش نیست من نمیدونم چه بر سرمون اوردن
اما میدونم نسل ما خیلی قویه
چرا که با تمام اتفاقاتی که پیش اومده بازهم تلاشش رو میکنه
امیدوارم یروزی بیاد که:
دوباره شادی واقعی تو دل همه مردم سرشار باشه
از ته دلشون زنده بودن و زندگی کردن رو لمس کنن
خوشی و حال خوب انقدر دور ب نظر نرسه
هیچ نوجون و جونی با حسرت یه ماشین چشمای قشنگشو روی زندگی نبنده
انسانیت دوباره رنگ بگیره و سبز شه.... 🪷
میدونم که اونروز دیر نیست..
228
میدونی داشتم به چی فکر میکردم؟ اینکه ما اولین نسلی هستیم که از نوجوونی و جونیمون لذت نمیبریم و کلی دغدغه راجبشون داریم
نسل های قبلی میدونستن که تلاششون نتیجه داره و به هرحال میتوونن یه زندگی راحت و اروم داشته باشن اما نسل ما هرچقدر میدوعن بیشتر به عقب پرتاب میشن من به عنوان کسی که واقعا از همه طرف سروکارم با مردمه دارم میبینم هیچکس انگیزه ی سابق و نداره دیگه ذوقی برای هیچکس باقی نمونده بغیر از مشکلات شخصی هر فرد تجربه های دسته جمعیمون از زندگی کردن تو ایران(منظورم کشورمون نیست) باعث شده همه نسبت به همچیز بی حس باشن
جلوی چشممون ادم هایی رو دیدیم ک امید به زندگیشون صفره کل جونیشون رفته اما هنوز یه زندگی عادی ندارن چه برسه ایده آل
جلوی چشممون جونایی رو دیدیم که کف خیابون با اونهمه امید به درست شدن اوضاع تیربارشون کردن
یه بخش بزرگی از غمم بخاطر مردممه بخاطر وطنمه بخاطر اینده ی نامعلومیه که وجود داره مشکلات شخصیمون همگی انگار الویت دوم شده
بله عزیزم ما همه غمگینیم همه برای دیگری..
228
دل کندن از این همه خاطره که تو تلگرام دارم برام سخت ترینه وگرنه هر لحضه اینجارو حذف و دیلیت اکانت میکردم
