223
Obunachilar
-224 soatlar
-177 kun
-5930 kun
Postlar arxiv
223
به یاد آوردنت شبیه چنگ زدن به زخمیست کهنه که هنوز خونش بند نیامده
نمک میپاشم، دوباره میشکافم و می کاوم،
و زیر این تنگی نفس صدای شکستن
استخوانهای های قفسه سینه ام کر کننده و منزجر کننده میشود
