218
Obunachilar
-224 soatlar
-187 kun
-9430 kun
Postlar arxiv
218
دارم به این فکر میکنم اگه پدر بزرگ و مادربزرگم یه روز نباشن من چطور قراره این زندگی رو تحمل کنم
218
https://t.me/EX1UL/22905
بی بلاا
بخدا جدی میگم حیف نیس دختر ب این نازی با اون چال چونه غمگین بشه؟ ایش
(چال چونتو میدزدم یروز)
218
دینا حقیقتا از اینکه بخوام خودمو قانع کنم که ته این فنجون قهوهِ تلخ بلاخره یکم شیرینی پیدا میشه خستم.
