𝘴𝘰 𝘸𝘩𝘢𝘵?🐈⬛ྀིྀི
Kanalga Telegram’da o‘tish
205
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-2030 kun
Postlar arxiv
من توى نشون دادن احساساتم اونقدر بدم، كه حتی اگه تمام دنيامو بهت بدم، باز فكر مىكنی برام مهم نيستی.
کم حرف شده ام، دوست ندارم توضیحی به کسی بدهم و هیچ توضیحی از کسی نمی خواهم، میشل مونتنی میگفت: "غم های کوچک پُرحرفند، غم های بزرگ لال" می ترسم که لال شده باشم.
هیچ وقت با رفتارت منو تو موقعیتی قرار نده که مجبور شم بهت ثابت کنم همونقدری که میتونم دوست داشته باشم میتونم نسبت بهت سرد باشم و طوری رفتار کنم که شک کنی اصلا علاقهای وجود داره.
دخترا اینجورین که یهو به خودشون میان میبینن یه دعوای بزرگ راه انداختن درصورتی که تو دلشون فقط یکم توجه میخواستن.
آدمایی که زیادی خودشون رو میگیرن واقعا رو مخمن و هیچ جوره نمیتونم کنار بیام،غرور خوبه ولی تا یجایی
مثلا تو چه گوهه خاصی هستی که ما نیستیم خوشگلم؟
از چی نمیتونی مووان کنی عزیزم؟از محبتی که نمیکرد؟از تلاشی که نکرد؟از عرضه ای که نداشت؟از آرامش و امنیتی که نمیداد؟ از احساسی کافی بودنی که بهت نمیداد؟از چی؟
من به دوست داشتن کسی نیاز نداشتم اما تو اولین و آخرین کسی بودی که دلم میخواست دوستم داشته باشه.
هیچی به اندازه "قدر دونستن" آدمها رو نگه نمیداره. چه تو کار، چه رابطه، چه دوستی؛ قدر بدونید. قدر آدمها و خوبی هاشون رو بدونید.
