uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

مـاهـزاد؛

مـاهـزاد؛

Kanalga Telegram’da o‘tish

نـه تمـامـاً نـور، نـه اسـیر تـاریکـی؛ چیـزی مـیان ایـن دو..

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
382
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kun
-5530 kun
Postlar arxiv
Repost from ᅠᅠM U S E
‍ 𝖺𝗋𝖼𝗁𝗂𝗏𝖾 № 08 - 888 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌é𝗍𝗈𝗂𝗅𝖾𝗌 𝗉𝖾𝗋𝖽𝗎𝖾𝗌﹙ 𝖣.𝖮 ? ﹚

sticker.webp0.00 KB

-

-

sticker.webp0.00 KB

نمیشه پارتی؟ @Hera1x Hera

sticker.webp0.00 KB

Hera کپریکورن

sticker.webp0.00 KB

امیدوارم که فیوته اینجا:)

-

Emi Thasorn

sticker.webp0.00 KB

-

hMbGYujaJpcdtvBf.mp32.72 MB

دلنوشته های کوچکی برای او . دلم می‌خواهد در هر زمان برایت بنویسم اما نوشتن از تو،گفتن از تو‌ دیگر دردهایم را تسکین نمی‌دهد تو‌ که دیگر نیستی من برای چه بنویسم..؟
تلاش برای تو و یادآوری تو مانند این می‌ماند که گلدان بدون گلم را هر روز آب بدهم تا گلی از آن بروید، خودم هم می‌دانم تو را یاد آوردن حکم فرو کردن تیری درون قلبم را دارد،ا ما انگار قلب من حاضر است خودش را بکشد تا تو از یادش نروی..
با آمدنت گمان می‌کردم بهار زندگی ام سر رسیده است اما منِ نادان دیگر نمی‌دانستم با آمدنت زندگی ام زمستانی بسیار سرد می‌شود،‌گاه با خود میگویم‌کاش مانند روزهای اول گرم میماندی اما دیگر گرمایی از‌ وجودت حس نکرده ام ..
همه چیزت برایم زیبا و دلنشین بود، یادت است؟ سرم را در پیچ و تاب موهایت فرو می‌بردم و بوی سحرآمیز موهایت را در نفس خود حبس می‌کردم، محو چشمانت می‌شدم زیرا مرا غرق خود می‌کردند؛ آن دو چشمان تیله‌ایِ زیبا تمام زندگی ام بودند، مژه هایت مانند سایبانی بلند روی چشمانت نشسته بود.. میتوانم تا آخرین لحظات نفس کشیدن خود از گرمای دستانت و آغوشت بگویم اما حالا تمام تن من از نبودنت یخ زده است.. برایت تا مرز دیوانگی عاشقی می‌کردم اما حالا دیوانه‌ای بی‌جان در کنار گوشه ای افتاده‌ام، اکنون مشخص شده است که من بیشتر تو را دوست دارم.. از اول هم میدانستم آن بحث‌ها بی‌فایده بودند چون تو هیچوقت مرا دوست نداشته‌ای. بعد از رفتنت روزهایم عادی می‌گذرد جانا اما لعنت بر شب‌ها که مرا تا مرز جنون و مرگ می‌برند، هیچوقت مرا ندیده‌ای که چگونه برایت درد می‌کشم من هم ترجیح دادم بروم و دیگر تلاش برای دوست داشتن اجباری نکنم..
اکنون من در سکوت و سیاهیِ زندگی ام مانند دیوانه‌ای شکست خورده و نا امید مانده‌ام، نمی‌دانم شاید یک روز از جایم بلند شوم یا شاید می‌ایستم و طناب دار را دور گردن خود می‌آویزم و خودم را تا ابد می‌خوابانم.. -یادداشت های یک دیوانه .

Repost from 𝒞herry X
𓂃 ✦ 𝒂𝒏𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝒚𝒆𝒂𝒓 𝒐𝒇 𝒚𝒐𝒖, 𝒂𝒏𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝒓𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝒕𝒐 𝒂𝒅𝒐𝒓𝒆 𝒚𝒐𝒖. 𓂃 #Chen 🍒 𝖼𝗁𝖾𝗋𝗋𝗒𝗑 ؛ 𝗆𝗒 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝖺𝗋𝖼𝗁𝗂𝗏𝖾 ؛ 𝗈𝗇︎ 𝗍𝗂𝗄︎𝗍𝗈𝗄︎