𝑴𝒚 𝑷𝒂𝒊𝒏🤍
Kanalga Telegram’da o‘tish
❤️🩹✨ http://t.me/HidenChat_Bot?start=8787370615
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
278
Obunachilar
+124 soatlar
-27 kun
-1530 kun
Postlar arxiv
278
نوشته بود:
دنیای عجیبیه اونی که ما نمیخوایم ش اصرار پشت اصرار
اونی هم که ما میخوایم ش انکار پشت انکار.
278
اینکه ممکنه در آینده پسرم
بخاطر داشتن همچین مامان خوشگلی
تو مدرسه از غیرت زیاد ناراحت بشه، گاهی واقعا غمگینم میکنه.
مامان دورت بگرده ؛)
278
دلم میخواد یه روز تصادف کنم برم کُما
بعد از چندماه از کما دربیام و دکترا بگن: خداروشکر حافظه شو از دست داده و هیچی یادش نمیاد
باید زندگیش رو از نو شروع کنه.
شاید بگید دکترا چرا باید بگن خداروشکر، ولی خب درواقع اون حرف دل خودم بود.
278
این اخلاقمو واقعا دوست دارم
یعنی تا مرز فروپاشی روانی میرم ، گریمو میکنم ، به خودم وقت میدم ناراحتیمو بروز بدم ، سوگواریمو میکنم ولی بعد دیگه پا میشم ، جدی پا میشم نمیذارم منو تو خودش غرق کنه ، بنظرم نذارید احساساتتون شمارو کنترل کنه، شما اونو کنترل کنید.
278
معمولا به کسایی که دوسشون دارم بیشتر از یه بار فرصت میدم ، این حس که هنوز انگار نمیخوام از دستشون بدم با اینکه میدونم لیاقتش و ندارن....
این غمگین کننده ترین ضعف ی آدمه.
278
نصیحت امشب: جایی نمون که غمت بیارزش باشه؛ آدما اگه دوستت داشته باشن، نمیتونن غمگینیت را نادیده بگیرن.
شبتون بخیر غمتون هم🤍✨
278
دیروز ظهر داشتم تو پیوی یکی تایپ میکردم، تو خط سوم بودم
نشسته بودم جلو پنجره اتاق
یهو یه بچه تو کوچه در جواب اون یکی وقتی داشت با دوچرخه رد میشد بلند داد زد: باهات بحث نمیکنم جواب ابلهان خاموشی ست.
همونجا هرچی نوشته بودمو پاک کردم، چتو دو طرفه دیلیت کردم و فهمیدم گاها واقعا سکوت درمقابل کسی که داد زدنت رو نمیفهمه بهترین کاره.
278
حس میکنم تعادل احساساتم از بین رفته
یا انقدر بیحس و ریلکسم که چیزی نمیتونه عصبی و ناراحتم کنه یا انقدر حساسم که کوچیکترین چیز عصبیم میکنه.
278
متاسفم برای نسخه های قبلی خودم که زیاد موندن ، بیش از حد بخشیدن و فکرمیکردن برای اینکه دوس داشتنی باشن باید از خودشون بگذرن.
278
از اون آدمایی شدم که بینکم و هیچی ، هیچی رو انتخاب میکنم.
دیگه نه توان آدم های نصفه و نیمه دارم ، نه رفاقت های یکی دوروزه ، نه هر نوع رابطه انسانی نصفه و نیمه.
ترجیحم اینه نداشته باشمشون.
نداشتن خیلی چیزا بهتر از نصفه و نیمه داشتنشونه ، مخصوصا آدم ها.
اگه گذاشتمتون کنار، بدونید نصف و نیمه بودین.278
بقرآن قدیما روابط خیلی مشخص تر بود.
الان من نمیدونم این آدم ، پارتنرمه ؟ دوستمه ؟ تو مرحله آشناییم ؟ جدیش بگیرم ؟ نگیرم؟
278
من اونجایی فهمیدم زندگی قشنگ نیست که پذیرفتم یک سری چیزها مال من نیست و تو اوج دوست داشتن باید رهاشون کنم.
