𝐥𝐢𝐥𝐢𝐮𝐦𐙚
Kanalga Telegram’da o‘tish
469
Obunachilar
-124 soatlar
+17 kun
-4430 kun
Postlar arxiv
470
- "چقدر میگیری این دار را بسازی؟" + "به من میگویند عباسآقا صندوقساز. گاهی هم چارپایهای، چیزی، اما دار کار من نیست." - "کار تو نیست؟ تو با چوب میتوانی یک شهر را بسازی." + " شاید، اما دار را نه میسازم، نه بلدم" + "بیخود!" - "میسازی، عوض یکی، دوتا هم میسازی." + "آخر عمری واسهی ما تف و لعنت نخر، سروان." - "حکم میکنیم که این دار را بسازی. من میخواهم اینجا را بهشت کنم، تو نمیخواهی مردم راحت باشند؟" + "تمام بهشت خدا را بگردی یک دار پیدا نمیکنی."خلاصه شده از کتاب سال بلوا
