Art🚢Ship
Kanalga Telegram’da o‘tish
ما واقعا دوست داریم هنرمون دیده بشه ولی احتمالا روشش رو نمیدونیم 👽
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
231
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-430 kun
Postlar arxiv
231
*من وقتی یکی قراره یکی ازش خبری بیاد ولی نیومده* : مثبت باش مثبت باش مثبت باش مثبت باش مثبت باش مثبت باش مثبت باش ..... آدما انقدرام آسون بلا سرشون نمیاد..... نه....
231
+2
انگشت هام رو هی زخمی کردم، ولی ارزشش رو داشت! ✨✨
#RL
برگشتم، ایشالا دیگه بیشتر اینجا باشم. هنوز با تلگرام کنار نیومدم 😭🤡💔
231
بزرگسالان گاهی هنوز کودکانی هستند که چشم ها و انتظارات یک بعدی دارند. این انسان ها برای محدود کردن و کنترل کردن داده ها و ساده انگاری که زحمت کمتری از «چندضلعی فکر کردن» میبرد، دست به پرسش هایی میزنند که دیگران را از متفاوت عمل کردن خجالت میدهد.
تو که هیچوقت عصبانی نمیشدی
دوست پسر نداشتی؟ این جورابای رنگین کمونی چیه؟
دیگه بهش فکر نمیکنی؟
چجوری این فیلمو ندیدی؟
تو که از بوی سیگار بدت میومد
حوصله حیوون خونگیتم نداری؟
تو که عاشقم بودی!
ترک تحصیل کردی؟
دیگه نمیبینیش؟
امروز همون همیشگیتو سفارش نمیدی؟
یعنی دیگه گلدون نگهداری نمیکنی؟
تو که زردشو دوست داشتی
تیپ عوض کردی؟
همین یه دقیقه پیش گریه ات گرفت، حالا حالت خوبه؟
تو که به امام زمان اعتقاد داشتی
با یه مدال طلا دیگه نمیخوای بری باشگاه؟
دیگه افکار خودکشی نداری؟
تو که مشکل مالی داشتی اومدی کافه چیکار؟
دوستش نداری؟
ساعتت کو؟
نمیخوای بازم امتحان و تلاش کنی؟
مگه رشته ات تجربی نبود؟
چرا آواز نمیخونی؟
رویای پسر جنوبی سبزه کجا رفت؟
دیگه داستان نمینویسی؟
یارت کو؟
مگه همیشه از آسانسور نمیرفتی؟
تو که با طعم طالبی شناخته میشدی چرا دیگه نه؟
دیگه عزادار نیستی؟
عملکردت اومده پایین هااا
تو که گفتی نمیری
مگه شغلت کفاش نیست چرا یهو رفتی مجله های معمای فیزیک حل میکنی؟
خط چشم نداری؟
قرار نبود این ویژگیتو تغییر ندی؟
بازوهات دیگه قوی نیستن؟
دیگه برات مهم نیست؟
دیگه نمیخوای حرفایی که بهش زدی رو همچنان عملی کنی و پاشون وایسی؟
ما موج سوار هستیم، اما اسیر موج ها نیستیم. قرار نیست بابت انعطاف پذیری و تغییر حالت های شخصی از یکدیگر حق طلب کنیم.
منتظر هستیم در قالبی یکنواخت، قابل تعریف، شناخته شده و قابل پیش بینی یکدیگر را ببینیم و دیده شویم. ممکن است خجالت بکشیم که جلوی جمعیتی، طوری متفاوت به نظر برسیم و گمان میکنیم یک بازیگر در سناریویی ثابت و فیلمنامه ای از پیش نوشته شده هستیم. این درحالی است که آسمان بالای سرمان آن به آن رنگ عوض میکند و هیچ خجالت و جواب پس دادنی هم در کار نیست.
ما همواره یک کلمه ی ثابت در واژهنامه معنی نمیدهیم.
لزومی ندارد در قالب های همه فهم به نمایش گذاشته شویم.
• چه کس دیگری به جز ما این تجربه ها را به ما میدهد؟
• ما چه کار دیگری به جز بودن داریم؟
• چه کس دیگری میتواند مهرآیین را بباشد؟
• چه مهرآیین دیگری با این ویژگی ها وجود دارد؟
• چه آدم دیگری افکار مهرآیین را دارد؟
• چه کس دیگری میتواند مهرآیین را ذره ذره unboxing کند؟
• چه کس دیگری میتواند پوسته شکلات های روی میز قلب مهرآیین را باز کند و بخورد؟
• چه کس دیگری میتواند مهرآیین را زندگی کند؟
فقط یک نسخه از «من بودنمان» وجود دارد و آن هم این لحظه ی ما است. یکدیگر را به خاطر نسخه های یک ثانیه پیش یا یک ثانیه آینده توبیخ نکنیم و مورد سوالهای استفهام انکاری قرار ندهیم.
اجازه بدهیم پیش یکدیگر رنگ عوض کنیم.
#Mhr_S
231
در خیالاتِ مبهمم بودم؛ یک نفر داشت چای دَم میکرد عاشقِ چای بود مثل خودم چای ما را شبیه هم میکرد!شاعر : چمیدونم
231
مشاور : نه ببین صلاح تو میخوام اینو حل کنی دیگه کنکور برات اسون میشه
درون مغز مشاور : استرس بگیر دو ساعت اضاف باهم جلسه داشته باشیم
231
دولت : نت رو باز کردیم
نت :
راهنمایی : خط سبز اینترنته... خط قرمز اختلال، محدودیت و پارازیته...
