زلال خاطرهها 🕊️
Kanalga Telegram’da o‘tish
گاهی در سکوت، صدایی هست که جهان را میلرزاند. دل اگر صاف باشد، نگاهت نور میشود. آدمها میآیند و میروند، ولی خوبی میماند. مهربانی زبان مشترک دلهاست. و عشق، سادهترین و عمیقترین حقیقت زندگیست. ✍🏻|#مِهلیـــــا
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
257
Obunachilar
+124 soatlar
+87 kun
+1030 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
Repost from N/a
🌟 پرمیوم طلایی تلگرام
⭕️ دسترسی ویژه ۳۰ روزه
مخصوص افراد خاص
🔔تجربه متفاوت امن، سریع، واقعی
💡 برای فعال سازی سریع بزن روی جوین شدم و جوین شو
⭐️ ثبت در لیست پر جذب
🔤@MERSAD_19
🔤@MERSAD_19
بیا که این دل دیگر طاقت این همه فاصله را ندارد.
بیا که تمام راههای قلبم به نام تو ختم میشود و تمام سکوتهایم پر از صدای توست.
نمیدانم کدام واژه میتواند حجم این دلتنگی را بیان کند؛
چگونه از نبودنت بگویم وقتی هر گوشهی این دل هنوز نشانی از تو دارد؟
من با خاطرههایت زندگی کردهام، با یاد تو شبها را به صبح رساندهام و با امید یک دیدار دوباره خودم را آرام کردهام.
پشت تمام اشتباهاتم قلبی بود که خسته، شکسته و گمشده بود.
خدا شاهد است که چقدر سکوت کردم تا کسی نفهمد درونم چه میگذرد؛
چقدر لبخند زدم تا کسی اشکهای پنهانم را نبیند؛
چقدر گفتم «خوبم» در حالی که تمام وجودم دنبال یک آرامش گمشده میگشت.
گفتند: «چرا اینقدر تغییر کردهای؟»
لبخند زدم…
چون بعضی دردها آنقدر عمیقاند که زبان از گفتنشان عاجز میشود.
خواستم در خلوت خودم با نبودنت کنار بیایم،
خواستم یاد بگیرم بدون تو ادامه بدهم، اما بعضی آدمها فقط یک نفر نیستند؛
بخشی از آرامش آدم میشوند، بخشی از دعاهای شبانهاش، بخشی از قصهی قلبش.
اگر روزی فهمیدی که چقدر دلم برایت تنگ شده بود،
بدان که من در تمام این مدت چیزی نگفتم،
نه از بیاحساسی، از اینکه نمیدانستم چگونه بزرگی این دلتنگی را در چند کلمه جای بدهم.
برگرد…
نه برای جبران گذشته،
نه برای پاک کردن تمام دردها؛
فقط برای اینکه این دل بداند هنوز جایی در جهان هست که در آن آرام میگیرد.
#از من برای تو
#مغرور
#مِهلیــــــا
که این دل دیگر طاقت این همه فاصله را ندارد.
بیا… که تمام راههای قلبم به نام تو ختم میشود و تمام سکوتهایم پر از صدای توست.
نمیدانم کدام واژه میتواند حجم این دلتنگی را بیان کند؛
چگونه از نبودنت بگویم، وقتی هر گوشهی این دل هنوز نشانی از تو دارد؟
من با خاطرههایت زندگی کردهام، با یاد تو شبها را به صبح رساندهام و با امید یک دیدار دوباره، خودم را آرام کردهام.
میدانم شاید از من رنجیدهای…
میدانم شاید دلخوریات از من بیشتر از آن باشد که با چند جمله پاک شود؛
اما باور کن، پشت تمام اشتباهاتم قلبی بود که خسته، شکسته و گمشده بود.
خدا شاهد است که چقدر سکوت کردم تا کسی نفهمد درونم چه میگذرد؛
چقدر لبخند زدم تا کسی اشکهای پنهانم را نبیند؛
چقدر گفتم «خوبم» در حالی که تمام وجودم دنبال یک آرامش گمشده میگشت.
گفتند: «چرا اینقدر تغییر کردهای؟»
لبخند زدم…
چون بعضی دردها آنقدر عمیقاند که زبان از گفتنشان عاجز میشود.
خواستم در خلوت خودم با نبودنت کنار بیایم،
خواستم یاد بگیرم بدون تو ادامه بدهم،
اما بعضی آدمها فقط یک نفر نیستند؛
بخشی از آرامش آدم میشوند، بخشی از دعاهای شبانهاش، بخشی از قصهی قلبش.
اگر روزی فهمیدی که چقدر دلم برایت تنگ شده بود،
بدان که من در تمام این مدت چیزی نگفتم،
نه از بیاحساسی…
از اینکه نمیدانستم چگونه بزرگی این دلتنگی را در چند کلمه جای بدهم.
برگرد…
نه برای جبران گذشته،
نه برای پاک کردن تمام دردها؛
فقط برای اینکه این دل بداند هنوز جایی در جهان هست که در آن، آرام میگیرد.
#از من برای تو
#مغرور
#مِهلیـــــا
Repost from ܦ߭ܝߊࡅߺ߳ܝ ߊܝ۬ ܦ߭ܭܝ
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم..
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی..❤️🩹🙃
