نیلوفرانه | زهرا حاجی پور
Kanalga Telegram’da o‘tish
یال اسبم زمان رم کردن خنده ی ماهی ام سر قلاب دار فرشی که چله اش پاره است گل نیلوفرم در این مرداب... #زهرا_حاجی_پور تراوشاتِ شاعرانه یِ ذهنِ یک کلافِ کلافه ..... شناس ⬅️ @hajipour_teacher ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=bb28672a52bc
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
284
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+5630 kun
Postlar arxiv
دیگر شبیه قبل دلم پر نمیزند
تا دیدنت به این در و آن در نمیزند...
#نازنین_سلامی
مَردُم
Repost from شاید رهآ | فائزه اسلامی
«امیدوارم کسی را پیدا کنی که به تو یادآوری کند:
مجبور نیستی همهچیز را به تنهایی به دوش بکشی. کسی که عاشق همان بخشهایی از تو شود که زمانی فکر میکردی هیچکس هرگز دوستشان نخواهد داشت.»
- بیانکا اسپاراسینو؛ یک یادآوری آرام
بیا و دست به دامان من بشو تا عشق
پر از شکوفه کند دامن سپیدم را
#زهرا_حاجی_پور
وحشت ما کم نگردد ز اجتماع دوستان
چون الف با هر چه پیوندیم، تنهاییم ما
«صائب تبریزی»
همین الان حورا تو چایخونه خورد زمین و صورتش کبود شد
هر کسی ی جوری کمک مرد
و روضه شد حال و هوا ....
#یارقیه
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست.
چون نمیتواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد.
و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق میکند،
تنهایی تو کامل میشود...
#عباس_معروفی
#شب_بخیر
نخل تنهایی من میوه فراوان دارد
نیست چون بی ثمران حاجت پیوند مرا
«صائب تبریزی»
تو برای نگفتن از دردت
دور لب ها حصار می بستی
روی هر چارپاره با غزلی
پایه ی چوب دار میبستی
#زهرا_حاجی_پور
عقربه نیش میزند به دلم
بر سر دار ساعتم مرده ...
چک چک هر دقیقه میگوید
پدرم را زمان درآورده
قالي دستباف هر خشت اش
زیر پایم به لرزه افتاده
رنگ ها را به هم زدم با اشک
چشم هایم به لرزه افتاده
کورکورانه در شبی بی ماه
پی شب تاب نیمه جان رفتم
جاده کش آمد و مقطع شد
بی هدف سمت لا مکان رفتم
آن پرنده که مغز من را خورد
حیف شد که به کاهدان زده است
این زمین بایر است و مرده بگو
این مترسک خودش خزان زده است
عقلم از ارتفاع میترسد
دلم از سینه گاه می افتد
قصه ی یوسف است شاهد که
ماه گاهی به چاه می افتد
مار زنگی خوش خط و خالی
چنبره زد میان کاسه ی سر
کرد مسموم فکر و ذهنم را
عشق او را نمی کنم باور
زیر سر بالش پری بگذار
تو که رویای آسمان داری
خواب پرواز را ببین که مگر
از قفس هات دست برداری
خنده ای که رعیتت بوده
زیر ارابه ی زمان له شد
گوش هایت در است و دروازه
واژه ها کال در دهان له شد
بغض ها مین درگلو هستند
چاشنی چشم های مشکی توست
خون من گردن تو افتاده
جای دستم که دست از جان شست
هر چه بوسیدمش تمام نشد
عطش من به گونه های ترش
دست هایم گرسنه ی لمس اند
پی جوگندمی موی سرش
#زهرا_حاجی_پور
#چهارپاره
#از_رنجی_که_میبریم
بر نیارد کثرت مردم ز تنهایی مرا
در میان لشکرم چون رایت از لشکر جدا
«صائب تبریزی»
ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
حالِ هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست؟
#حافظ
Repost from علی سمرقندی
نزارقبانی در شعری چنین میگوید:
• وَلکن لا أحدَ یَعرفُ لِماذا لایوجَدُ باِلشّطرنجِ ملکةٌ
وَ یوجَدُ مَلِکٌ فقط؟
• و اما هیچ کس نمی داند چرا در شطرنج، ملکه ای نیست و تنها شاه وجود دارد...
• لأنَّ المرأةَ لاتُصلِحُ أن تَکون لُعبةً!
• چون زن بازیچه نیست!
#نزار_قبانی ✍
#ادبیات_عرب 📚
@alisamarqandi 🦋
نیلوفرم !نمیکنم از عشق تو گذر
مرداب هم اگر بشوی ایستاده ام
#زهرا_حاجی_پور
حبيبان نحن.. إلى أن ينام القَمر..
دو دلداده هستیم ما
تا آنگاه که ماه به خواب برود..
#محموددرويش
کجا رواست،
که از دست دوست هم بکشد…؟
دلی که،
این همه از دست روزگار کشید ...!
#شهریار
روا نبود به این مست خواب بفروشی به تشنگان بیابان سراب بفروشی #حسین_زحمتکش
دلم شکست زِ گردِ ملال، طالع بین!
که آبگینه زِ سنگینیِ غبار شکست...
#صائب_تبریزی
نیست در دیده ما منزلتی دنیا را
ما نبینیم کسی را که نبیند ما را
زنده و مرده به وادید ز هم ممتازند
مرده دانیم کسی را که نبیند ما را
#صائب_تبريزى
ز سعی طالع ناساز اگر رسم به کمالی
همان پلنگ به دریایم و نهنگ به صحرا
«بیدل دهلوی»
