نیلوفرانه | زهرا حاجی پور
Kanalga Telegram’da o‘tish
یال اسبم زمان رم کردن خنده ی ماهی ام سر قلاب دار فرشی که چله اش پاره است گل نیلوفرم در این مرداب... #زهرا_حاجی_پور تراوشاتِ شاعرانه یِ ذهنِ یک کلافِ کلافه ..... شناس ⬅️ @hajipour_teacher ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=bb28672a52bc
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
283
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+5630 kun
Postlar arxiv
با منِ خسته مهربانتر باش
من همانم که دوستت دارم
#غلامرضا_رنجبری
اگر تعمیر این دلهای شکسته نتوانی کرد، باری چنان مکُن که شکستهتر گردانی، و چنان مکن که از طاقِ این دلها بیفتی
که:
هرکه از طاق دلی افتاد، مُرد
#ابن_عربی
طاق👌
سلیقه ایه😉
ممکنه یکی دوست نداشته باشه کادو بگیره وکادو بده کتاب 😢
ولی کتابخون بودن خیلی مهمه😊❤️
إن لم تراني في زَحمة كلّ
من حولك، لا بارك الله
في فراغ يجبركَ أن تراني...
اگر مرا در ازدحامِ تمامِ كسانی كه
احاطهات كردهاند
نديدی.....
خيری در خلوتی كه
مجبورت میكند مرا
به ياد بياوری نيست...
#غزل
مجاز رفته ای و استعاره برگشتی
چرا به این غزل نیمه کاره برگشتی؟
تمام کرده ام این عشق را به جان کندن
چرا؟ برای چه حالا دوباره برگشتی؟
به خیر آمدن تو محال ممکن بود
همین که شر شده این استخاره برگشتی
خزان دست تو در موی من جوانه زده
تو آمدی به زمستان بهاره برگشتی
خدا به دور تو منظومه آفریده ولی
به کوچکی دل این ستاره برگشتی
برای وزن غمت شعر هام سنگین شد
قصیده آمدی و چارپاره برگشتی
#زهرا_حاجی_پور
#نفس_حبس_زیرآب
خلینی بدنياك أبقى
لو دنيا من الأحزان.
بُگذار در دنیایَت بمانم
حتی اگر دنیایی است از اَندوه....
به هرجا رسیدم به عشق تو بود
کنار تو هر چی بگی داشتم
ببین پای تاوان عشقم به تو
عجب حسرتی تو دلم کاشتم
اگر تو مرا اهلی کنی، هردو به هم احتیاج خواهیم داشت. تو برای من یگانهی جهان خواهی شد و من هم برای تو یگانهی جهان خواهم شد.
شازده کوچولو گفت: کمکم دارم میفهمم...
یک گل هست که به گمانم مرا اهلی کرده باشد.
📚از #کتاب شازده كوچولو| نوشتهی #آنتوان_دوسنتاگزوپری
آتش زدم به هرچه که بود از تو یادگار
این درد ها به زور قافیه ها میشود مهار
#زهرا_حاجی_پور
#پیام_ناشناس
چقد جالب بود که توی عکس خانومه بخاطر اینکه روی اون طناب راه بره کفش های پاشنه بلندشو در آورده بود
آفرین به این غزل🩵✨🫶🏻
@HarfBeManBot
به فکر چاره چه هستی ؟گذشت کار از کار....
کنار من ننشستی... گذشت کار از کار
دوباره مثل همان روزها نخواهد شد
دلی که سخت شکستی ...گذشت کار از کار
امید داشت برادر بیاید این یوسف
امید داشت که دستی ...گذشت کار از کار
به من که یاد گرفتم بدون تو باشم
نگو هنوز که هستی ...گذشت کار از کار
میان موج غرور تو دست و پا زدم و
تو که کنار نشستی... گذشت کار از کار
گره زدم دل خود را به تو هزاران بار
همین که رشته گسستی... گذشت کار از کار
#زهرا_حاجی_پور
Repost from N/a
نوشته بود:
حالا دیگر هیچکس به خاطر معشوق غرقشده
کنار رودخانه نمیایستد تا بید شود،
میروند و فراموش میکنند، معالجه میشوند
#هوشنگ_گلشیری
@ghazal_vareha
تو را نادیدنِ ما غم نباشد
که در خِیلت به از ما کم نباشد....
#سعدییا اباعبدالله
مجاز رفته ای و استعاره برگشتی
چرا به این غزل نیمه کاره برگشتی؟
#زهرا_حاجی_پور
#غزل
