Doug Rattmann
Kanalga Telegram’da o‘tish
323
Obunachilar
+124 soatlar
+37 kun
-630 kun
Postlar arxiv
ص۱۱از همون اول شروع ماجرا به صورت هماهنگ مینوشتند بابت خوشگل نشون دادن قبل انقلاب، باید اموال کارگردان و عوامل سریال تاسیان توقیف بشه و باهاش هزینه بازسازی شهر رو بدن. بعد یهو الان خیلی کاملا اتفاقی یکی میاد میگه آره «من تحت تاثیر این سریال تو خیابون اومدم!». میخواید راهزنی کنید خب راهزنی کنید. دزد که این همه تشریفات و فیک نیوز لازم نداره. پول کم آوردید اموال عوامل فیلمای انقلابی رو هم توقیف کنید بابت بیعرضگی در خوشگل نشون دادن جمهوری اسلامی. عا، گیر مدرکید؟ خب شما که هیچوقت سند تخمتون نبوده؛ اشکالی نداره بیا من الان اعتراف میکنم تحت تاثیر فیلمای انقلابی و فضای تاریکشون اومدم خیابان. اینم اظهاریه شاهد. برید ببینم چه میکند کیریمقام های خایهمنصب.
به شخصه به شدت با ایده اسماعیل به فارسی موافقم. اینکه سالگردهارو سر مزار عزیزان از دست رفته بریم و تسلی خاطری برای خانوادههاشون باشیم. برخی تصاویرشو هم اینجا به اشتراک گذاشتم. مزار این عزیزان باید مرکز گردهمایی باشه، و مبارز تربیت کنه. باید بسطنشینی بشه، مثل زمانی که آخوند از دست حکومت پناه میبرد به مسجد و جاش تا مدتی امن بود. هرچند این حکومت برعکس قبلی هیچ حرمتی برای هیچ جایی قائل نیست.
به عنوان کسی که این باور رو دارم، توصیه میکنم فراخوان چهلم رو نادیده بگیرید. چون خود گوشت شدن دربرابر گلوله است. چهلم حدیث نجفی نباید تکرار بشه. هرچند که، توصیه است برای کسانی که میخوان اونجا باشن تا برای خودشون آرامشی باشه. اگه کسی هدفی یا برنامه دیگری دارد من کی باشم جلوشو بگیرم.
متنی دیدم و میخواستم دربارش بنویسم، گفتم چرا الکی اعصاب خودم و شمارو خرد کنم. حکومتی همینه دیگه.
برای حفظ آرامش نسبی خودتون هم دیلی این دقلکهارو دنبال نکنید و واکنش نشون ندید کلا. صحبت فایدهای نداره.
برای تمرین زبان نیازمند رمان های زبان اصلی هستم. اگه کتابهایی رو میشناسید که هم داستان خوبی دارند هم برای این کار مناسب هستند، ممنون میشم شناس و ناشناس بهم معرفی کنید.
با تشکر.
Repost from N/a
پسربچه توی آب پرید. درحالی که دستهاش رو به بالا، پاهاش خم بود. انگار که تمرکز زیادی داشت برای جُفت پا پریدن تو چاله. مادرش عصبانی شد. گفت مراقب باش خیس نشی! برای تذکر دادن دیر بود. تمام لباسهاش خیس شده بود. خود بچه اما راضی به نظر میاومد. پیش خودم فکر کردم همه این بچهها چقدر پرمشغله بزرگ میشن تا یه روز ناغافل آخوند اونها رو بکشه.
به صورت کلی نسبی بودن همه چیز در کلام سقراط [هرچند سقراط اینجا بیشتر کرکتر داستان افلاطونه تا نماینده سقراط حقیقی] به بررسی «5W1H» یا «۶چ» برمیگرده. ۶ سوالی که تا مطرح نشه مسئله مجهول میمونه و حالت های مختلفی میتونه پیدا کنه. سقراط به زبان خودش این سوالات رو مطرح میکنه تا مخاطب رو با شگفتی رو به رو کنه. شاید بشه گفت وفاداری و ادامه راه دیالکتیک سقراط، پایبندی به این ۶ سوال در گفتگو و بررسی هر مسئلهایست.
حدس زدم که ایده کلی «ارباب حلقهها» ریشه در افسانه حلقه گیگز داره.
بعد کمی تحقیق متوجه شدم تالکین استاد زبان شناسی اساطیر کهن اروپا بود، و یحتمل الهامش از اساطیر نورث (حلقه سیگورد و اژدها) وحماسه های ژرمنیه. میشه البته اینطور برداشت کرد ایده کلی «حلقهای که قدرت داره و فساد میاره» یک کهنالگوی جهانی باشه، و حلقه گیگز یک نمود از این کهنالگو تو فلسفه غربه. پس میشه گفت تالکین مستقیما از افلاطون الهام نگرفته.
ما که راضی بودیم، جالب بود.
خلاصه مختصر مفید و جمع و جوری از انجی هابز که خودش دکتری فلسفه باستان از کمبریج داره.
خود جمهور و این کتاب پر از نکات بحث برانگیزه که فعلا کسی البته حوصلشو نداره. بعدا به مرور دربارش حرف میزنیم.
در سه صورت جمهور افلاطون انجی هابز ممکنه به دردتون بخوره. یا حوصله خوندن متن اصلی رو ندارید، یا لزومی نمیبینید پاشید برید بخونید، یا اینکه میخواید بخونید ولی براتون سنگینه، پس اول با این آشنا میشید شروع میکنید برای متن اصلی.
اگه هم میخواید رجوع کنید به خود جمهوری از افلاطون، آقا ابوالفضل ترجمه فواد روحانی رو پیشنهاد کرده.
امروز مطلع شدم به خانوادش گفتند میخوایم اسم فرزندت رو شهید رد کنیم، و خانوادش قبول نکردند.
اگه شهید بود چرا تو تحویل جنازش اذیت کردید؟ چرا شبانه دفنش کردید؟ چرا نمیزاشتید سر قبرش اسمشو صدا بزنیم یا گریه کنیم؟
انتظارشو نداشتم حقیقتا.
سادهترین ایستادگی مقابل زورگو اینه که «امتیازت رو بکن تو کونت». ولی متاسفانه خانوادههایی هستند که حاضرند از ج.ا عذرخواهی هم کنند که بچشون باعث شد از تعداد مهمات حکومت کم بشه.
حرفی نمیمونه.
خیلی مسخرم میکنند که «برو بابا تو یکی ساکت، خود تو یه زمانی...» در صورتی که هروقت به دوران بلاهت طفل بودنم فکر میکنم، وجه اشتراکی با این اشقیا نمیبینم. هرکسی حق داره یه برههای از عمرش ساده لوح باشه مگه نه؟
زمانی که هنوز سنم کم بود، سعی میکردم نمازامو تو جای اشتباه و پشت آدم اشتباه نخونم. کمی تحقیق درباره هرجا که میرفتم باعث شد دیگه هیچجا نرم. خیلی برام ترسناک بود که تموم نمیشد این رویه، تا جایی که به زبون نمیتونستم بیارم «اگه همه جا اینطوریه پس نماز خوندن، دشمنی با خداست».
انقدر قحطی آدم سالم و مکان سالم بود که آخراش رو آوردم به طبیعت. میبینید که، هنوز که هنوزه نماز توی رودخونه تبدیل به میمی شده که ول نمیکنند.
وقتی سوژه خنده شدم بهم گفت «خیلی جدی گرفتی بیخیال» و ظاهرا درست میگفت. اینا از اول قرار نبود هیچی رو جدی بگیرن. اینا به هیچی اهمیت نمیدادن. اینا قشری هستند که کلمات براشون بیمعنیه، عمل به باورهاشون براشون بیمعنیه. اینا برا مفاهیمی آدم میکشند که براش ذرهای تره خرد نمیکنند. وحدت به سنی که میرسه رو بیهوده میدونند ولی با هر کیرقامتالصلاه اصرار اتحاد دارند تا مسلمانی در خطر نیوفته. اینا به معنی واقعی کلمه، خدا رو قبول دارند ولی به تخمشون نیست. میدونید که، کافر به معنی آتئیست نیست، کافر کسیه که حق بهش میرسه بعد میگه به تخمم. کفر یعنی پنهان کردن. اینا به معنی واقعی کلمه دچارسوتفاهم نبودند، دشمن باورهای خودشون بودند. کافر به باورهای خودشون بودند.
ممد هزارتا حرف زده باشه، یکیش رو واقعا باید هرکسی بهش عمل کنه: «مثل دشمن لباس نپوش و مثل اون رفتار نکن، چون باعث میشه عقیده اونا در تو رشد کنه». اگه بگم کجا این جرقه خورد که به کل این سیستم بگم سیکتیر، همین جمله ممده. احتمالا روحش دچار تعجب شده باشه که جمله خودش شروع کننده دورانداختن خودش شد.
وقتی میگیم شما با یک فرقهپوچگرا طرف هستید، متوجه نمیشن منظورمون چیه.
شما حتی دشمن پرافتخاری هم ندارید متاسفانه. اینا زندگی خراب میکنند چون باید خراب کنند. هر توضیح دیگری فقط حرفه. فکر کردید اونی که بمب صوتی رو جای هوا، تو صورت مردم میزنه، واقعا اون لحظه تو ذهنش اینه که مبادا شریعت و طریقت خداوند در خطر باشد؟
او پر از تنفره، اگه تو نیستی، میمیری.
وایت عاشق پالسطین در غرب که این فرقه پوچگرای زندگیستیز رو یک عقیده معرفی میکنه و همه چی رو در حد اختلافای عقیدتی میسنجه رو نباید جدی گرفت.
تنها چیزی که باید جدی گرفت خودتی.
اینکه تو برعکس دشمنت، به چیزی که میگی باور داشته باشی.
اگه میگی آزادی، بدونی آزادی چیه و چرا مهمه. اگه میگی زن، بدونی چرا فقط یه جنسیت نیست و چرا مهمه. اگه میگی زندگی، باید قداست حیات رو درک کنی و بفهمی چرا مهمه. من تونستم از جمع پوچها جدا بشم، شما نباید مثل اونا یک فرقه پوچ بسازید که تنها فرقتون با اونا، روکش هاتون باشه.
به منم کاری نداشته باشید. من فقط دو کار بیشتر ندارم:
۱. چیزی که باور دارم رو جدی بگیرم.
۲. به چیزی که میگم، واقعا باور داشته باشم.
این پیرمرد هم مرد و حجلهش رو زدند دم حسینیه.
کی بودش؟ یه یارویی که با پدربزرگ فامیل ما اختلاف داشت، زمینشو تونست بالا بکشه و کلی دعوا فیزیکی درست کرد. حالا زمینی که بالا کشید رو چیکارش کرد؟ حسینیه ساخت.
فامیلای اونوری ما هنوز هم تفکرات مذهبی دارند، ولی حتی اوناهم نذریهای اینجارو نمیخورند و نمیزارن بچشون محرم بیاد اینجا چایی بگیره. تا حالا یه نفرم از فامیل اینجا نرفته بشینه پای روضه، چون خبر دارند هم خود صاحبش چه آدمیه هم اینکه اینجا با چه پولی درست شده.
ما که درهرحال آلتمون خیلی وقته که تو شرتمون نیست و دهن همه این صنفه، منتها اونی که «زمین غصبی» و حلال حروم براش مهمه باید حواسشو بیشتر جمع کنه. نکته دردناک ماجرا اینجاست تحریم حسینیه برای فامیل ما فقط زمانی رخ داد که قلدربازی و جاکشی اینا به دم خونشون رسید. دروغ چرا، بقیه هم تا وقتی براشون پیش نیاد به هیچی اهمیت نمیدن.
Repost from اقوال الانعام
اینکه ناراحت بودن که چرا نت داخلی هم قطع بود و دیر وصل شد و بد وصل شد برای همین محتویاتی بود که برای دلگرمی به قشر بسیجی آماده کرده بودند که «نباید دلت بلرزه وقتی آدم میکشی، پیامبر هم دلش نمیلرزید». چون مخاطب دیگه قشر طرفدار نیست. اونها رو هم دیگه به تخمشون میگیرند. هدف خود بسیجیها هستند، که کشتار به نزدیکی خودشون هم رسیده. و گرنه لازم نبود نگران لرزیدن دلشون باشند. پیشبینی خودشون اینه که ممکنه لازم بشه در مراحل بعد دستور بدن که خواهر و برادر خودشون رو هم بکشند.
بین خودمون بمونه، «تیغ اوکام» خیلیارو دچار سوتفاهم کرد. تیغ اوکام یعنی «این گل قرمز است» پاسخ درست تریه تا «این گل آبی نیست زرد نیست سبز نیست مشکی نیست سفید نیست». این میشه تیغ اوکام.
ولی بچه زرنگ اینطور ازش استفاده کرد که «علت اصلی بارش باران جابجایی هوای مرطوب به علت اختلاف دما و رطوبت است» غلطه و «بارون رحمت خداست» درسته. عشقم میکنند که با تحقیق به دین رسیدند. فکر میکنند تیغ اوکام یعنی «کاهش پوشش گیاهی و تغییرات آب و هوایی و کمبود رطوبت هوا و جریان پایدار هوای خشک علت نباریدن است» غلطه و «بارون نمیاد چون حجاب نیست» درسته.
امان از دست شما وزههای ننهکیردزد.
ازین موارد زیاده. اول میگن تو آمریکا هم به دولت انتقاد کنی دستگیر میشی که دستگیر کردنای ج.ا رو توجیه کنند، بعد دم به دقیقه تیکه فیلم و سریال هارو میزارند که به شرارت آمریکا میپردازند. که مثلا بگن ببینید خود خارجیا میگن، ما نمیگیم که.
ارزشی بیمنطق نیست، از منطق متنفره. وقتی دینش پر از پاسخای ساده است جهانبینیش هم تک بعدی و سطحیه. انتظار عمق داشتن از چالههای گلآلود مسیر روستا، طبیعی نیست.
خود آمریکا هی داره میگه اینجا بده، هی تیر میزنیم بهمدیگه هی میمیریم، هممون چاقیم، داریم مضمحل میشیم، حتی آدم فضاییها حمله کنند اول نیویورک رو میزنن. اروپاییها میگن آمریکا بده، دهاتیان، پیادهرو ندارن، چاقن، بد حرف میزنن. همه کشورهای استبدادی میگن آمریکا بده، دارن تجزیه میشن، سقوط کردن، نمیشه توش زندگی کرد، دلار داره محو میشه. کشورهای فقیر میگن آمریکا بده، هی آدم میکشه بعد خونشون رو میریزه تو کیسه میفروشه بعد با پولش توالت طلایی میخره. این مقدار از بدگویی طبیعی نیست به نظرم. یه نوع اختلال روانیه. ولی هرجور صلاحه. -e
