نوشدارو
Kanalga Telegram’da o‘tish
از نشان و نامِ من دیگر چه جویا می شوی؟ شاعرِ شهرم، دلِ دیوانه را گُم کرده ام...
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
204
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kun
+130 kun
Postlar arxiv
204
کاش فردا دنیا به آخر میرسید ، آنگاه شتابان سوار آخرین قطار میشدم و در خانهات را میکوبیدم و بهت میگفتم : « با من بیا ، دیگر میتوانیم بدون ترس و احتیاط به یکدیگر عشق بورزیم ، چون فردا دنیا به آخر میرسد .»
_ فرانتس کافکا
204
ميليونها نفر در آرزوی جاودانگی بسر ميبرند در حاليكه نميدانند با یک روز تعطیلِ بارانی خود چه كنند...
'سوزان ارتس'
204
Repost from N/a
دم به دم تنگ کنم دایرهٔ خلوت خویش
تا بدانجا که دهم دل به دل صحبت خویش
دوری و دوستی و حرف کم و رنجش کم
با چنین شیوه توان داشت نگه عزت خویش
معینی کرمانشاهی
