⸂ موهویجی و رزکوچولو ⸃
Kanalga Telegram’da o‘tish
𝑇ℎ𝑒 𝐿𝑒𝑡𝑡𝑒𝑟𝑠 𝑜𝑓 𝐾𝑖𝑛𝑑𝑟𝑒𝑑 𝑆𝑝𝑖𝑟𝑖𝑡𝑠 📜 𝑖𝑛 𝐺𝑟𝑒𝑒𝑛 𝐺𝑎𝑏𝑙𝑒𝑠 🧺🪄 |月星| ﹏ بهشتی در میان ستارههای دریاچه نقرهای آونلی🧙🏻♀️
Ko'proq ko'rsatishEron135 573Toif belgilanmagan
347
Obunachilar
-424 soatlar
+777 kun
+10830 kun
Postlar arxiv
ولی خب اینم سبک منه که با حقیقت تلفیق میکنم تا به واقعیت نزدیک باشن برای همین انقدر ماجرا دارن کرکتر داستانام
خواهرم که علنا تو صورتم حقیقت و کوبید و گفت اگه نویسنده داستانات کسی جز خودت بود قاتلش میشدم چقدر حرص درارن..
ولی جالب ترین بخش تعریف کردن داستانم اینجا بود که هربار میخواست حدس بزنه من میگفتم خیر و اینجوری بود بسه دیگه دست از سرش بردار^^
ولی مامانم نباید هیچوقت با دیدار ابدی آشنا بشه..
ولی واقعا ازش ممنونم کمک بزرگی بود وگرنه تا هزار سال دیگه به نتیجه نمیرسیدم
بهترین گزینه پس همینه خلاصه رو هر جوری هست امروز درش بیارم و اگه شد تا شب پارت اول رو داخل سایت بذارم.
بذارین از این شروع کنم که کاور داستانم به نتیجه مدنظرم رسید و آماده شد اما هنوز به خلاصه مناسبی نرسیدم!
