سينما
Kanalga Telegram’da o‘tish
317
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
+530 kun
Postlar arxiv
317
یک موضوع دیگهای که دوست داشتم بهش بپردازم :
آیا نینو فقط معشوق آملی است ؟شاید نه. نینو رو میتونیم آینه شخصیت آملی بدونیم، نینو مثل یک تلنگر به زندگی آملی وارد شد و باعث شد اون از دنیای امن ذهنش بیرون بیاد و به جای اینکه یک ناظر پنهان برای زندگی دیگران باشه برای زندگی خودش قدم برداره.
317
آیا آملی واقعاً فیلمی دربارهی عشق است؟از دیدگاه من، آملی بیشتر از اینکه دربارهی عشق باشه، دربارهی ترس از صمیمیته. شخصیتی که راحتتر میتونه زندگی دیگران رو تغییر بده تا اینکه احساسات خودش رو صادقانه بیان کنه. به همین دلیل، رنگ های گرم فیلم برای من بیشتر از اینکه حس خوشبختی ایجاد کنن، نوعی اندوه و غم پنهان رو منتقل میکنن، انگار همهچیز زیباست چون آملی نمیخواد با واقعیت معمولی زندگی روبهرو بشه.
317
پاریسی که ما مشاهده میکنیم در ذهن آملی است !
شهر بیش از حد زیبا و بینقصه، انگار دنیا رو از نگاه دختری میبینیم که میخواد زشتی هارو نادیده بگیره.
‹ چیزی که بیشتر از همه در فیلم به چشم میآد، نگاه آملی به جهان اطرافش هست. ما شهر، آدمها و اتفاقات رو نه از یک دیدگاه عادی، بلکه از دریچه ذهن و تخیل اؤن میبینیم، نه به عنوان یک بیننده یا مخاطب فیلم. همین نگاه هست که به فیلم هویت منحصربهفرد میبخشه. ›
317
بهنظرم یکی از انتخابهای خلاقانه ژان پیر ژونه در این فیلم استفاده از تکنیک شکستن دیوار چهارم در برخی سکانسهاست، تکنیکی که خیلی روی فیلم نشسته و روایت فیلم رو از قالب های معمولی و رایج توی بقیهٔ فیلمها متفاوت تر میکنه.
317
– ویژگی های بصری فیلم :فیلم از پالت رنگی گرم، به خصوص سبز/قرمز/زرد استفاده میکنه.
چرا از رنگهای گرم استفاده کرده؟ اگر رنگها سرد بودن، چه چیزی از بین میرفت؟به نظر من رنگهای گرم فقط برای زیباتر کردن تصویر نیستن، رنگ ها و تصاویر بازتاب ذهن آملی هستن. اگر فیلم از رنگهای سرد استفاده میکرد، حس ٱمید/رویا و نوستالژیک فیلم از بین میرفت و فیلم به اثری واقعگراتر و حتی غمگینتر تبدیل میشد(دقیقا برعکس واقعیت و شخصیت آملی)
حرکات دوربین برنامهریزی شده/کلوزآپ های متعدد از اشیا/قاب بندیهای خلاقانه و دارای تقارن باعث شده فضای فیلم شبیه یک قصهی جادویی به نظر برسه.
317
فیلم برای شروع از Narration opening استفاده میکنه، راوی از همون ابتدا مخاطب رو با جزئیات ریز شخصیتهای اصلی و فرعی فیلم آشنا میکنه.
چرا فیلم با راوی شروع میشود، نه با اتفاقات معمول یا مهم ؟
راوی بیشتر نقش راهنما رو داره و مخاطبو وارد دنیایی میکنه که حال و هوای متفاوت تری داره. بدون مقدمه، ورود به دنیای آملی و نگاه متفاوت اون سختتر بود و ممکن بود برخی از رفتارهاش در ادامه برای بیننده عجیب بهنظر میرسیدن. و مهم تر از همه با استفاده از اغراق توی ویژگیهای شخصیت ها کارگردان یهجورایی تلاش میکنه اونهارو در ذهن مخاطب ماندگار کنه.
317
این فیلم دربارهی آملی پولن، دختری خجالتی و خیالپرداز است که در پاریس زندگی میکند.
او تلاش میکند با کارهای کوچک و بهصورت ناشناس، زندگی آدمهای اطرافش را بهتر کند.
317
· 🎞 چند تکنیک رایج برای شروع فیلمهای سینمایی :
▸ in media res
— داستان از اوج یک اتفاق مهم شروع میشود، مخاطب بدون پیشزمینهای به وسط ماجرا پرتاب میشود.▸ mystery opening
— فیلم با یک سوال، اتفاق عجیب یا صحنهای مبهم شروع میشود که مخاطب را کنجکاو میکند.▸ Character introduction opening
— شروع با معرفی یک شخصیت از فیلم و نشان دادن ویژگی های او، قبل از اینکه داستان اصلی آغاز شود.▸ False beginning
— مخاطب فکر میکند داستان درباره یک موضوع یا شخصیت است، اما بعداً متوجه میشود همه چیز فرق داشته است.▸ opening image
— فیلم با یک تصویر یا صحنه نمادین شروع میشود که تم اصلی داستان را نشان میدهد.▸ Narration opening
— یک راوی یا شخصیت اصلی از همان ابتدا شروع به تعریف کردن داستان و شخصیتها میکند.
317
فیلم هاش شبیه یک شعر کوتاهه، بعد فیلم احساس میکنی خب چیز خاصی نشد ولی تا مدت ها تصویر فیلم داخل ذهنتون هست
317
بیشتر فیلم های احساسی برای بیان یک احساس از موسیقی بلند، دیالوگ های توضیحی و کلوزآپ های متعدد استفاده میکنن
ولی گارل فقط یک نگاه دو ثانیه ای رو جایگزین همه ی این ها میکنه
317
در آخر مهم ترین ایده ی فیلم، آیا عشق واقعی میتونه مارو نجات بده؟
جواب خیر هست لویی برای عشق جدید خانواده خودش رو ترک میکنه ولی عشق هم فقر، بی ثباتی و ترس و تنهایی را حل نکرد
317
پنجم:دوربین
اگر دقت کنید دوربین تقریبا هیچ خودنمایی ای نمیکنه حرکت های پیچیده کمه، کات ها سادست و نماها کوتاهه چرا؟ چون گارل نمیخواد فرم از احساسات جلو بره
