slice of life🍓
Kanalga Telegram’da o‘tish
پریشان خاطریم ؛ اما توانِ ایستادن هست . تًهِش میرسیم به جایی که حقمونه.
Ko'proq ko'rsatishEron195 314Toif belgilanmagan
373
Obunachilar
-324 soatlar
-197 kun
-2130 kun
Postlar arxiv
از بازی مافیا متنفرم
تو کافه نزدیک خونمون سر بازی مافیا دعوا شد صاحب کافه یه زن و شوهرن
زنه شوهرشو کتک میزد
😂😐😐😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
مامان بزرگم اومده خونمدن مهمونم دعوت میکنه واسه خودش
زنداییم و دختراش رفته بودن خونه مامان بزرگم دیدن نیست اومدن اینجا
برید خونه هاتون دیگه
وای از فامیل متنفرم🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡
این داستان مهمون اومدن و تو اتاق حبس شدنم مثل داستان پسریه که مامانش تو خونه مهمونی زنونه گرفته یا مولودی این چیزا نمیتونه بره بیرون.🗿🗿
خیلی جدی امشب فهمیدم گربم لهجهی شیرازی رو متوجه نمیشه. هرچی داد میزدم «بیو بیو»، وایمیستاد نگام میکرد؛ اما همین که گفتم «بابا بدو بیا دیگه»، خیلی سریع دوید سمتم. عجیبه واقعاً.
💌 از: سينا
