𝑎𝑢ˑ𝒜𝑡𝑜𝑛𝑒𝑚𝑒𝑛𝑡.
Kanalga Telegram’da o‘tish
314
Obunachilar
-224 soatlar
+177 kunlar
+930 kunlar
Postlar arxiv
Repost from 𝙈𝙤𝙣 𝙀𝙨𝙥𝙤𝙞𝙧
بیهوا آمدی و جهانم را از نو نوشتی تو همان چیزی هستی که من از تکرارش خسته نمیشوم..!
Repost from Lets get wet💦
گاهی خطرناک ترین بخش یه فتوشوت،اخرین پوزیشنه...مخصوصا اگر مجبور شی روی پای یه نفر بشینی!
Cowboy x model
وویونگ فقط برای یک فتوشوت چندروزه اومده بود مزرعه،چندتا لباس،ژست،عکس و تموم.. اما صاحب مزرعه،مردی که شلوغی فراری بود کم کم تبدیل شد به تنها کسی که وویونگ میخواست واکنششو ببینه.. وقتی اخرین شات تموم شد،جفتشون احساس کردن یه چیزی پیش هم جا گذاشتن،این همون چیزیه که داستان رو پیچیده میکنه
دستش رو دور کمر باریک وویونگ حلقه کرد و کمرش رو به شکم خودش چسبوند. +اروم بگیر بلوندی...اینقد بازیگوش نباش،نکنه میخوای اسب جفتمونو پرت کنه پایین؟ -قرار نبود یه اسب سواری اینقدر منو درگیر کنه...One shot: lace x leather Written by:ava Part 1/2 Genre:smut(not a love story!!) چنل اپلود
Repost from N/a
𝃢 𝐍𝖺𝗆𝖾 : 𝁣 𝐆𝖾𝗁𝖾𝗇𝗇𝖺 ( 𝐇𝖾𝖺𝗏𝖾𝗇 𝐎𝗋 𝐇𝖾𝗅𝗅. ) 𝃢 𝐂𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝐖𝗈𝗈𝗌𝖺𝗇 𝃢 𝐆𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖿𝖺𝗇𝗍𝖺𝗌𝗒, 𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝗌𝗆𝗎𝗍, 𝗆𝗒𝗌𝗍𝖾𝗋𝗂𝗈𝗎𝗌 𝃢 𝐖𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖺𝗋𝗈𝗒𝖺 #GEHENŃA ּ ׅ___۪_݂ ּ ׅ___۪_݂ ּ ׅ__
عزیزان، من همیشه گفتم، خوشم نمیاد سر کامنت و ریکشن غر بزنم و فکر میکنم الان باید به جملهی معروفم رجوع کنم؛
'کامنت زوری گرفتن مثل این میمونه که به یکی بگی تولدم و تبریک بگو، هیچ ارزشی نداره.'
اما هم شما و هم من میدونیم که تمام انگیزهی یه نویسنده، به دریافت بازخوردشه و تا وقتی هم که ریدر نیاد نگه که اوکی من از داستان تو خوشم میاد و بهش ذوق و توجه نشون نده، اون نویسنده قرار نیست بفهمه افرادی هستن که کاراش رو دنبال میکنن و دوستشون دارن. در نتیجه انگیزهای برای ادامه دادن نداره.
قبلاً هم گفتم ما الان تا خیلیی جلوتر از این جایی که اپ کردیم رو نوشتیم اما حقیقتش اینجا هیچ صدایی نداره و حسش مثل اجرای نمایش، توی یه سالن چیده شده از صندلی های خالی میمونه.
اینها فقط حرفهایی بودن که مدت ها روی دلم مونده بودن و برای بیانشون با شدت زیادی مردد بودم.
بوس بهتون. 🤍
