293
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+67 kun
+3130 kun
Postlar arxiv
293
وصیت میکنم اینجا تا بمونه :)))
اگر یه روزی دیگه کنار شما نبودم...
اول از همه، از مامانم مراقبت کنید.
اون بعد از من بیشتر از هر کسی دلتنگ میشه. شاید جلوی بقیه چیزی نگه، شاید سعی کنه قوی باشه، ولی من میدونم که ته دلش چقدر ناراحت میشه. لطفاً تنهاش نذارید. بهش سر بزنید، باهاش حرف بزنید، کنارش بشینید. به بابام هم بگید مراقبش باشه و نزاره غصههاش رو تنهایی تحمل کنه.
عروسکهام رو بدید به ادرینا.
میخوام پیش کسی باشن که دوستش داره و قدرشون رو میدونه.
لباسهام رو بدید به رفیق صمیمیم.
شاید هر وقت یکی از اونها رو ببینه، یه گوشه از خاطرههام یادش بیاد و لبخند بزنه.
همهی وسایلم رو میتونید بین خودتون تقسیم کنید.
من دیگه بهشون احتیاجی ندارم، ولی خوشحال میشم اگر هر کدومشون پیش کسی باشه که دوستش دارم.
فقط یکی از عروسکهایی که بیشتر از همه دوستش داشتم رو بدید به کسی که دوستش دارم.میخوام یه یادگاری کوچیک از من داشته باشه؛ چیزی که هر وقت نگاهش کرد، بدونه یه نفر یه زمانی از ته دل دوستش داشته.
اگر اومدید پیشم، برام گل بیارید.
نه برای اینکه ناراحتتر بشید، برای اینکه بدونم هنوز توی خاطرههاتون جایی دارم.
شب اولی که رفتم، دوست دارم رفیق صمیمیم و آدم موردعلاقهام کنارم باشن.
تا صبح باهام حرف بزنن.
از خاطرههامون بگن.
از خندههامون.
از روزایی که کنار هم بودیم.
دوست ندارم احساس کنم تنها موندم.
دوست ندارم اونا هم احساس کنن که دیگه هیچ راهی بین ما باقی نمونده.
هر هفته بهم سر بزنید.
لازم نیست زیاد بمونید.
فقط بیاید و چند دقیقه باهام حرف بزنید.
وقتی میاید، از ناراحتیهاتون نگید.
از گریههاتون نگید.
از اتفاقهای قشنگ زندگیتون بگید.
از موفقیتهاتون.
از آرزوهاتون.
از خبرهای خوب.
دوست دارم هر وقت اسم من میاد، بعدش یه خبر خوش هم گفته بشه.
اگر یه روز عاشق شدید، بهم بگید.
اگر به آرزوهاتون رسیدید، بهم بگید.
اگر خوشحال بودید، بیاید و تعریف کنید.
من همیشه دوست داشتم آدمهایی که دوستشون دارم خوشحال باشن.
و یه خواهش دیگه...
بعد از یه مدت به خاطر من زندگیتون رو متوقف نکنید.
بخندید.
خوش بگذرونید.
عکس بگیرید.
مسافرت برید.
عاشق بشید.
به آرزوهاتون برسید.
فقط گاهی، خیلی گاهی، یه گوشه از دلتون یاد من هم باشه.
همین برای من کافیه.
دوستتون داشتم...
بیشتر از چیزی که شاید فکر کنید💔🥲
