-مرگ در میان[اَبر]ها-
Kanalga Telegram’da o‘tish
عچلوفسکی،همصحبتگربههایسیاه.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
530
Obunachilar
+624 soatlar
-117 kun
-5730 kun
Postlar arxiv
فکر کنم تابستون تنها فصلیه که آدم میتونه نیم ساعت جلوی یخچال وایسه و اسمشو بذاره تفریح.
فروغ برای من شاعر نیست.
زنیه که بلد بود بعضی دردها رو قبل از اینکه اسم داشته باشن،بنویسه.
Repost from به من بگو لیلی.
اگر گمان میبری برخی چیزها را برای تو مینویسم در اشتباهی، من همه چیز را برای تو مینویسم.
امروز هم تموم شد.
بین صفحه های کتاب،عقربه های ساعت و فکرایی که از ذهنم رد میشدن.
بیشتر از هرچیزی منتظر موندم.
نمیدونم منتظر چی،فقط میدونم یه روز دیگه هم با انتظار گذشت.
یکی از آرزو هام همیشه این بود بتونم تو یک کتابخونه توی ادینبورگ کار کنم و روزم بین کتابای قدیمی بگذره.
«چرا تمام چیزهایی که دوستشان داریم باید از ما گرفته شود؟ چرا نمیتوانیم آنچه را دوست داریم تاابد زنده و گرم و سالم در دستانمان نگه داریم؟»
-دختری که به اعماق دریا افتاد
