𝒄𝒍𝒂𝒔𝒔𝒊𝒄 𝒘𝒐𝒓𝒍𝒅✨
Kanalga Telegram’da o‘tish
تا ابد زن زندگی آزادی✊🏻
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
315
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-1030 kun
Postlar arxiv
کاباره های افسانی ای تهران، از میامی تا باکارا
تهرانِ قبل از انقلاب فقط خیابونهای رنگی رونگی و ماشینهای قدیمی نبود. شب که میشد، شهر یه جور دیگه زنده میشد. اون روزا وقتی چراغهای رنگی کابارهها روشن میشد، زندگی و موسیقی توی شهر جریان پیدا میکرد. اونجا بود که موسیقی زنده از پشت درها بیرون میزد و انگار شهر نفس تازه میکرد.کاباره یعنی چی؟
خود واژهاش فرانسویست و ریشهاش میرسه به یه کلمه به معنای «اتاق کوچک». یعنی یه جای دنج و کوچیک که موسیقی و رقص و خنده توش باشه. از کابارههایی که تو پاریس بود الهام میگرفتن، ولی تو تهران با یه طعم خاص ایرانی ترکیب میشد. خلاصه، بین سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۷ این کابارهها قلب تپندهی زندگی شبانهی تهران بودن. یه جایی برای فرار کردن از روزمرگی؛ برای کسانی که میخواستن فقط یه شب رو با موسیقی و شادی بگذرونن.🔥 شقایق و شکوفه نو
اولین و شاخصترینشون کاباره «شقایق» بود که بعداً شد «شکوفه نو» تو خیابان لالهزار تهران. این کاباره یه جورایی مادر همهی کابارههای دیگه بود. میگن اولش خیلی محقر بود، اما زود تبدیل شد به پاتوق آدم حسابی ها و درباری ها. سیاستمدارا و رجال وقت به وقت میومدن اونجا شام میخوردن و حتی میگن بعضی از تصمیمات مهم همون جا گرفته میشد! خوانندههای بزرگ اون دوره مثل گوگوش، هایده، مهستی، دلکش، ویگن و آغاسی تو شکوفه نو اجرا میرفتن. خیلی از آهنگهایی که الانم تو خونههامون گوش میدیم، اولین بار تو همون صحنه اجرا شدن. اما حیف که بعد از انقلاب، پردههاش برای همیشه پایین کشیده شد و جاش رو بیمارستان فارابی گرفت.🏨 کاباره میامی
این یکی محلهش یه جور دیگه بود. میامی تو سال ۱۳۴۳ تو خیابان پهلوی (همون ولیعصر فعلی) افتتاح شد. این کاباره رو محمود قربانی اداره میکرد؛ اون یه کابارهدار مشهور بود که بعداً شوهر گوگوش شد و نقش بزرگی در شهرت این خواننده داشت. میامی پاتوق بچه پولدارها و آدمهای مشهور بود. یه جایی که اگر کسی میخواست دیده بشه، باید اونجا میرفت. خوانندههایی مثل ابی، لیلا فروهر، سیاوش شمس و شهره از هنرمندانی بودن که اونجا اجرا داشتن. فضای میامی خیلی دوستانه و صمیمی بود. البته بعضیها میگفتن خرج خوردن یه شام تو میامی از یه ماه حقوق یه کارمند بیشتر بوده. شاید به همین خاطر بود که برای خیلیها فقط یه رویا موند.🎰 کاباره باکارا
این یکی رو دیگه باید گفت که شاخصترین و مدرنترین کابارهی اون دوران بود. باکارا رو پرویز حجازی تو سال ۱۳۴۸ افتتاح کرد. این کاباره تو خیابون پهلوی، نزدیک میون ولیعصر و زرتشت قرار داشت. باکارا یه جای فوقلوکس بود. هم از نظر معماری، هم از نظر مهموناش. هرکی از خوانندههای بزرگ آن روزگار مثل فرهاد، رامش، گوگوش، هایده و مهستی اونجا اجرا رفت. شبهای باکارا پر بود از آدمهای معروف و مرفه؛ همه برای یه شب خیالانگیز و فراموشنشدنی اونجا جمع میشدن. اما حکایت پایانی باکارا تلخ بود. تیر ماه ۱۳۵۷، یه آتشسوزی مهیب کل کاباره رو ۱۴ ساعت متوالی سوزوند. این آتش از راهروی ورودی شروع شد و به سرعت به همه جاکشید. مردم ساکن ساختمانهای اطراف وحشت کردن و در نیمهشب فرار کردن. شش ایستگاه آتشنشانی اومدن و یه آتشنشان حتی انگشتش رو از دست داد. خیلیا میگن باکارا در آتش خشم انقلاب سوخت.🕰️ کاباره مولن روژ و کاباره کوچینی
بگذریم از مولن روژ که توی خیابون اسلامبول (جمهوری فعلی) بود و اسمش از اون کاباره معروف پاریس الهام گرفته شده بود. اونجا هم پر بود از صدای داریوش، ابی، سیاوش قمیشی و الهه. کوچینی اما به خاطر فضای آزادش برای همه معروف بود. هر کی دوست داشت بره اونجا یه شبی رو با موسیقی زنده بگذرونه. کوچینی برای نسل جوان اون دوران یه کابارهی محبوب بود که توش دختر و پسرها کنار هم میرقصیدن.کابارهها
کاباره ها فقط یه مشت میز و صندلی و چراغ رنگین نبودن. اونا صحنهی پرتاب موسیقی پاپ و سنتی ایران بودن. اگه اون شبها نبود، شاید هیچوقت صدای گوگوش، هایده و داریوش اینطور به گوش ما نمیرسید. ماجرا این بود که همه چیز رنگ و بوی "لاکچری" به خودش گرفته بود. شام شب در این کابارهها با استانداردهای بینالمللی سرو میشد و رقصندگان خارجی هم روی صحنه اجرا میرفتن. برای آدم عادی، حتی فکر کردن به حضور در چنین جایی هم غیرممکن بود. اما خب... به هر حال اون فضاها جایی بود که خیلی از ستارگان موسیقی ما رشد کردن و معروف شدن. و امروز، وقتی یه آهنگ قدیمی میشنویم، بیاختیار یاد اون شبهای دور و پرهیاهو و اون کابارههای افسانهای میافتیم.
🏛️ جشن هنر شیراز
قبل از انقلاب یه جشنوارهای تو شیراز برگزار میشد به اسم «جشن هنر شیراز» سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۶، هر سال تخت جمشید و حافظیه میزبان بزرگترین هنرمندان دنیا بودن. وقتی میگم بزرگترین هنرمندار دنیا شوخی نمیکنم. پیتر بروک (کارگردان درجه یک انگلیسی) اومده وسط تخت جمشید و نمایش اجرا میکرده. رَوی شَنکار ( استاد سیتار هند) اونجا نواخت. حتی مرس کانینگهام گروه رقص مدرنش رو آورد توی محوطه تاریخی... رقص مدرن شون رو بین ستونهای دوهزار ساله تخت جمشید اجرا میکردن اما جذابترین بخشش ، موسیقی خودمون بود. محمد رضا شجریان و محمدرضا لطفی اونجا اجرا کردن. یکی از معروفترین کارهاشون «چهره به چهره» هست که توی حافظیه خوندن🫠 حالا یه سوال... چرا اسمش به گوش ما نرسید؟ چرا هیچ جا حرفش نیست؟ متأسفانه چند تا مشکل داشت: اول اینکه مسئولان جشنواره یه کم غربزده شده بودن. یه سری اجرای خیلی عجیب و غریب آوردن که نه تنها به درد ما نمیخورد، بلکه به فرهنگمون هم توهین میکرد. مثلاً نمایش «اورغست» که بازیگرانش به یه زبان ساختگی حرف میزدن و برای مردم عادی کاملاً غیرقابل فهم بود. دوم اینکه... انقلاب شد و این جشنواره هم مثل خیلی چیزای دیگه تعطیل شد و آرشیوش به کلی گم شد. میگن سالها بعد توی انبار وزارت ارشاد کلی فیلم و پوستر پیدا کردن ، ولی بعد یهو ناپدید شده🙂 انگار نه انگار که چنین رویدادی وجود داشته. جالبی ماجرا اینجاست که امروز دانشگاههای معروف دنیا (مثلاً لندن) دربارش نمایشگاه میذارن و ما اینجا حتی یه آهنگ خوب از اون دوران رو به سختی پیدا میکنیم...
بعد از قطعی نت ها توی دی ماه این پیام رو فرستادم و الان دوباره باید بگم که
بله دوباره همون🙏🏼
این نقاشی تحلیل زیبایی داره که متاسفانه نمیتونم اینجا بفرستم، اگه میخواید بیاید ناشناس، تو بیو هست لینکش💘
اگه بخوام یه سبک نقاشی رو به عنوان سبک مورد علاقه ام معرفی کنم، صددرصد سبک روکوکو هست و اگه بخوام تابلوی مورد علاقه ام رو معرفی کنم باز هم صددرصد تابلوی «سویینگ یا تاب» خواهد بود.
«سویینگ» (تاب) اثر فراگونار. یک دختر روی تابه و عاشقش زیربوتهها اون رو نگاه میکنه. اتفاقاً یک پیرمرد هم داره تاب رو هل میده. این نقاشی مملو از پیامهای پنهان و بازیگوشیه – خلاصه هنر لاابالیگری، همون چیزی که روکوکو بهش معروفه🧚♀
همه صفحه های ژورنال من انقدر قشنگ و رنگی رنگی و پر از جزئیات نیست:)
بعضی هاش فقط نوشته است، برای وقتایی که فقط میخواستم احساسات ام رو بنویسم:)🫠✨
+3
چند تا از صفحه های ژورنالم که گفته بودم عکس میفرستم:)💘🦄
خیلی نایس و قشنگ و پرفکت نیستش، اما من عاشقشم و تقریبا هر روز این کار رو میکنم😭⭐
یجورایی به چشم یه نوع میراث یا یادگاری بهش نگاه میکنم که قراره بعد از من بمونه:)🧚♀💞
یک ویدئو از یکی از اجرای های آهنگ «دیشب خواب تو را دیدم» رو از دیشب فرستادم و هنوز لود نشده...🙃
و اما زنده یاد، عارف عزیز
چقدر غم از دست دادن ایشون برای موسیقی و هنر ایران بزرگ بود...
و همینطور وضعیت کشور باعث شد اونقدر که باید به از دست دادن ایشون توجه نشه، سوشال مدیا یک عزاداری عظیم رو به ایشون بدهکاره...
اینو میگم چون تو این جنگ، مرگ چندین بار از دم گوش خودم هم گذشت، ولی متاسفانه فقط گذشت و عملی نشد
