ܥِِِِ݆ܭߊܩܘ
Kanalga Telegram’da o‘tish
ᏂᎧᏕᏕᏋᎥᏁ👇🏻 https://t.me/iRoChatBot?start=sec-gjhjiffbea Arash👇🏻 https://t.me/iRoChatBot?start=sec-icjbbejjhc he𐙚 👇🏻 t.me/HidenChat_Bot?start=6371686804
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
193
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-67 kun
-74430 kun
Postlar arxiv
193
آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره میآیی نیست...
﴿فاضل نظری﴾
193
Repost from N/a
به یکی که اشتباه کرده اشتباهشو نمیگی چون نمیخوای دلشو بشکنی
تو ادم مهربونی هستی
به یکی که اشتباه کرده اشتباهشو میگی چون میخوای اون ادم بهتری باشه
تو ادم خوبی هستی
تو تمام وجودتو میزاری که یکی دیگه حالش بهتر بشه
تو ادم مهربونی هستی
تو میدونی وظیفه ی تو نیست یه کسی رو نجات بدی که حاظر نیست یه نگاه به خودش بندازه
تو ادم خوبی هستی
تو ساعت ها به دردو دل بقیه گوش میدی با این که خودت تا عمق غرق مشکلات و غمی
تو ادم مهربونی هستی
تو حدو و مرزتو برای بقیه مشخص کردی چون میدونی اگر خودت سرپا باشی و حالت خوب باشه میتونی به بقیه هم کمک کنی
تو ادم خوبی هستی
تو ساعت ها خودت رو توضیح اضافه میدی که بقیه اشتباه نفهمنت
تو خیلی ادم مهربونی هستی
تو میدونی کسی که بخواد بفهمتت میفهمتت کسی هم هیچ وقت نمیفهمتت
تو ادم خوبی هستی
ادمای مهربون همه کار میکنن تا بقیه حس بهتری داشته باشن
ادمای خوب همه کار میکنن تا بقیه بهتر بشن بدون این که به خودشون اسیب بزنن
یه ادم مهربون معمولا از روی زخم ها و احساسات درونیش عمل میکنه
یه ادم خوب از روی ارامش و ترمیم زخم های درونیش اون کار رو انجام میده
بین این دوتا فرق وجود داره که یا تورو ضعیف نشون میده یا تورو قوی
مراقب باش برای چه کسی کدومشونی
193
با موج، صخره گفت: همین هم غنیمت است
سیلیخور تو نیز که باشم غنیمت است
دست محبت تو اگر خیرخواه ماست
این زخم را چه داغ، چه مرهم غنیمت است
وقتی گذشته حسرت و آینده آرزوست
در تنگنای این دو عدم، دم غنیمت است
خون گریه کرد شیشهی می، سر به دوش جام
یعنی زمان مستی ما، غم غنیمت است
هرکس به کیمیای سعادت رسید گفت
با دوست هر دقیقهی عالم غنیمت است
القصه عیش هیچ شرابی مدام نیست
جز دوستی که خاطرهاش هم غنیمت است.
﴿فاضل نظری﴾
193
از حالت چشم تو مرا بیم گرفته
کاین شوخ پریچهر، چه تصمیم گرفته
خو کرده به ترقیق لبان نمکینش
ز الفاظ خشن، شیوهٔ تفخیم گرفته
این شیوهٔ عاشق کُشی و دلشکنی را
یا رب! ز دبستان که تعلیم گرفته
﴿شاطرعباس صبوحی﴾
193
بنگر به جهان، چه طرف بربستم؟ هیچ
وز حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ
شمع طربم ولی چو بنشستم، هیچ
من جام جمم ولی چو بشکستم، هیچ
افسوس که بی فایده، فرسوده شدیم
وز داس سپهر سرنگون، سوده شدیم
دردا و ندامتا که تا چشم زدیم
نابوده به کام خویش، نابوده شدیم
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفقگوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من
از من اثری ز سعی ساقی ماندست
وز زمزمه ی عطر اقاقی ماندست
وز باده دوشین قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی ماندست
﴿خیام - با صدای نامجو﴾
