uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

𝜗ৎ

𝜗ৎ

Yopiq kanal

@YunaWinBot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
301
Obunachilar
-2324 soatlar
-307 kun
-4330 kun
Postlar arxiv
فداتبشم مننن

چجوری اینا اینقدر خوشگلننننن

ماهننننن

اصااااااا

واقعا سوگل و سلما برنده چالش:)))))

Repost from Kalops!a

برید براشون کامنت خوب بزارید بچه ها تموم کردم بلاخره:))))

Repost from N/a
James: امروز، کار روی شخصیت پی نورث به پایان می‌رسه. تا دیداری دوباره! شما کار فوق‌العاده‌ای انجام دادید! ✌🏻 این عکس رو توی
+1
James:
امروز، کار روی شخصیت پی نورث به پایان می‌رسه. تا دیداری دوباره! شما کار فوق‌العاده‌ای انجام دادید! ✌🏻
این عکس رو توی اینستا هم گزاشته بچه و موست رو تگ کرده

Repost from N/a
پست توییتر MrFanboy وقتی از محل فیلمبرداری برای برنامه‌ریزی امروز با من تماس گرفتن، اون ناگهان اشک در چشماش جمع شد. چون وقتش
پست توییتر MrFanboy
وقتی از محل فیلمبرداری برای برنامه‌ریزی امروز با من تماس گرفتن، اون ناگهان اشک در چشماش جمع شد. چون وقتش رسیده بود که بگه: «سلام، آخرین قسمت». اما اون باید خودشو جمع می‌کرد! باید اشک‌هاش رو پاک می‌کرد و به کارش ادامه می‌داد، چون ما حرفه‌ای هستیم! و شخصی که الان مقابلش ایستاده، کسی نیست جز «ناین»، که فوق‌العاده زیبا، بسیار دوست‌داشتنی و همیشه با من مهربان هست امروز، طرفداران، لطفاً تمام تلاشتون رو بکنید تا از بازیگرانم حمایت کنید و هرچه بیشتر به اونها انرژی مثبت بدید! قوی باشید، بچه‌ها! آخرین روز فیلمبرداری
برید براشون کلی کامنت خوب بزاریددددددد

اینقدر برات کیس ویلیام است میفرستم که از خنده جیشت بگیره

دوست بودن با من اینطوری عه که تو گوه میخوری ناراحت باشی

Repost from N/a
کاش میتونستم تورو بغلت کنم پی- بهت بگم که تو و کاری که کردی رو ما به عنوان یک لکه نمیدونیم ما بهت باور داریم و من اینجا از اول راهی که شروعش کردی باهات بودم، هیچوقت حتی ی ثانیه با خودم نگفتم چرا؟ چون این کاری بود که تو انجام دادی، چون این زندگی تو بود:))))

Repost from N/a
صادقانه بگم، من خیلی عصبی بودم وقتی قرار بود در "مستر فنبوی" بازی کنم. همه کسانی که از اول منو دنبال کردن، می‌دونن که من... خب، بزارید اینطور بگم، آیا یک "لکه" بر روی شهرت من وجود داشت؟ یا چیز دیگه ای، چیزهای زیادی. اما من نمی‌خوام در موردش صحبت کنم. اگر بخوام بگم چه احساسی داشتم، فکر می‌کردم: آیا دوباره مورد حمله قرار می‌گیرم؟ آیا مجبورم دوباره همه چیز را توضیح دهم؟ اگر بپرسید آیا می‌خواستم این نقش رو بازی کنم، بله، خیلی می‌خواستم. و یک نیروی محرکه وجود داشت که باعث شد احساس کنم: خب، اگه دیگر نمی‌خوام کسی منو تحقیر کنه یا چیزهای بدی در مورد جنبه هنری من بگه، خب، صادقانه بگم، من این رو میلیون‌ها بار توضیح دادم. بنابراین، فکر کردم: خب، من به اونها نشگن خواهم داد. این بار که به بازیگری برگشتم، اونو طوری انجام خواهم داد که هیچ کس نتونه هیچ چیز به من بگه. صادقانه بگم، من واقعاً فکر می‌کردم: من تا خستگی تمام بازی خواهم کرد. منظورم اینه که تا فرسودگی، فقط برای اینکه همه چیز درست پیش بروه. صادقانه بگم، اون زمان (وقتی اولین نقش اصلیشو گرفت) من کاملاً تازه‌کار بودم. اصلاً تجربه‌ای نداشتم، یک مبتدی بودم. اما این بار، من همه چیزهایی رو که بیرون از صحنه دیدم، آموختم. به نظر من، هر مهارتی، از نحوه فکر کردن، احساس کردن و صحبت کردن گرفته تا همه چیز. من می‌خواستم به خودم ثابت کنم و اسمم رو پاک کنم، و می‌خواستم طرفدارانم نیز به من افتخار کنند. صادقانه بگم، من اصلاً نمی‌دونستم در حین فیلمبرداری چه شکلی به نظر می‌رسم. من فقط چیزهای کمی می‌دیدم، وقتی که گروه فیلمبرداری نزدیک می‌شد و می‌گفت: "سکانس بعدی، شما باید دست خود را اینطور بالا ببرید." یا گاهی اوقات پی کلا از من می‌خواست به مانیتور بروم تا ببینم چطور بازی می‌کنم، فقط برای اینکه اونهارو برای صحنه بعدی اصلاح کنم. همین. اما، وقتی بالاخره همه چیز رو روی صفحه با همه دیدم، تمام خستگی ناپدید شد. این یک آرامش بود، و ارزش همه چیزهایی را که تحمل کردم، داشت. شما می‌تونید هر چیزی رو که می‌خواید ببینید و احساس کنید. شما می‌تونید هر کسی را که می‌خواید، دوست نداشته باشید. هر چیزی را که احساس می‌کنید بگید، اما در مورد شخصیت‌ها، نه در مورد من. زیرا این ناین است، و این جیمز است.(منظورش اینه که بخاطر کرکتر به خودش هیت ندید، خودش و کرکتر آدم های جدایی هستن)

🤣🤣🤣🤣

ریدی

میگن این دختره بی ادبه

اینجا نمیشه فحش بدم

د اخه