uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

دشـت بــابــونــہ

دشـت بــابــونــہ

Kanalga Telegram’da o‘tish

"دشـتـے پـر از بـابـونــہ و ثبـتِ خـاطـࢪ‌‌اتـے زیبـا و اࢪ‌‌زشمـنـد!" ~. ~. ~. Challenge: https://t.me/ClChallenge @Brokenlove_bot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
216
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+37 kun
+530 kun
Postlar arxiv
امـا ایـنڪ می‌گـذارم ایـن فـرشٺـہ‌ـہا رسـمِ رهـا ڪردن را بـہ‌ مـن بـیامـوزند؛ زیـرا شـمـاری از رویـاـہا را مـی‌بـایسٺ رهـا ڪرد ٺـا دریـافـٺ ڪہ‌ جـز ڪابـوس نـبودنـد؛
:)) خیلی قشنگ بود جدی. یکی از ویژگی‌های مورد علاقه ام راجب نوشته‌هات استفاده از کلمات با ارزش ادبیِ یعنی هر کلمه‌ای که دستت بیاد رو استفاده نمیکنی و من اینو واقعا دوست دارم و اون رها شدنِ دردناک رو خوب نشون دادی. مودبردم خیلییی زیباستتت کلیییی خسته نباشی

امـا ایـنڪ می‌گـذارم ایـن فـرشٺـہ‌ـہا رسـمِ رهـا ڪردن را بـہ‌ مـن بـیامـوزند؛ زیـرا شـمـاری از رویـاـہا را مـی‌بـایسٺ رهـا ڪرد ٺـا دریـافـٺ ڪہ‌ جـز ڪابـوس نـبودنـد؛
:)) خیلی قشنگ بود جدی. یکی از ویژگی‌های مورد علاقه ام راجب نوشته‌هات استفاده از کلمات با ارزش ادبیِ یعنی هر کلمه‌ای که دستت بیاد رو استفاده نمیکنی و من اینو واقعا دوست دارم و اون رها شدنِ دردناک رو خوب نشون دادی. مودبردم خیلییی زیباستتت کلیییی خسته نباشی

: ຼִ ‌🇳🇬︲ ‌  ‌‌نـٰـامــہ‌ی سـوم ؛ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌‌ ‌‌      ‌‌     ‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌‌ ‌ـ غـَـم ، ۱ اکـتبـر ـ‌   ‌ ‌ ‌
شـنیـده‌ام غـم آدمـی را غـرق می‌ڪنـد و انـگـار ڪہ‌ مـجـابَ‌ ـش می‌ڪنـد پـی یـڪ چـرایـی بـگـردد؛ ٺـا شـایـد ڪمـی نـجـوای بـی‌قـرار قـلبَ ـش را ٺـسڪین دهـد. اَڪنـون، گـمـان می‌ڪنـم وجـودم را غــم گـرفـٺـہ‌ و هـر لـحظـه ڪہ‌ او دور ٺـر می‌شـود، بـیش‌ٺـر مـیانِ ایـن خـلسـہ‌ی نـٰافرجـامِ عـشق‌َ ـش فـرو مـی‌روم. نـمی‌دانـم مـسیرِمـان چـگونـہ‌ و چـرا بـہ‌ ایـن سـو ڪشیـد، امـا مـی‌دانـم قـلبـم را پـیشِ او جـایْ گـذاشٺـہ‌ام. قـلبـی ڪہ‌ روزی پـرسٺیـدنَ ـش را دوسـٺ داشـٺ، نـہ‌ خـاڪ ڪردنَ ـش را. اَڪنون بـہ‌ مـرگ آرامِ خـورشیـدی ڪہ‌ آن‌روزـہا در چـشمانَـم مـی‌دیـد نـگـٰاه مـی‌ڪنم؛ عـادت نـداشٺیـم بـی‌هَـم ٺـماشـایـش ڪنیم امـا چـہ‌ می‌شـود ڪرد ڪہ‌ مـن، هـر چـیزی را ٺـابـہ‌حال وصـف ڪردم، جـز روزگـٰار. لـبخنـد بـزن شـیریـنِ مـن، زیـرا ایـن نـیز، می‌گـذرد و بـرق چـشمانَـش بـار دیـگر آسـمانِ ٺـاریـڪِ جـہـانِ ڪوچڪ مـا را روشـن می‌ڪند. امـا چـہ‌ می‌شـود ڪہ‌ از مـا، ٺـنہـا مـن‌ ـی بـمانـد ڪہ‌ پـیدایـش نـمی‌ڪنم، مـیانِ دیـوارـہایی ڪہ‌ سـاخـٺ ٺـا در امـان بـاشـیم، امـا ایـنڪ عـزیزَش نـااَمـنی را حـس می‌ڪند و او گـمانـم هـرگـز، دیـگر راهِ بـاغچـہ‌ ٺـا قـصر را نـیابـد. قـول می‌دهـم از آن لـیلی‌ـہای آبـی بـرای او در بـاغ بـڪارم؛ از آن‌ـہا ڪہ‌ نـگـاه همـہ‌ را خـیره ڪند، هـمان‌گـونہ‌ ڪہ‌ او بـا عـالم می‌کـرد، مـگر نـہ‌؟ بـا ایـن‌حـال هـر از گـاهی مـیان هـزارٺـوی ذهـنـم پـِی او می‌گـردم و امـید دارم ڪہ‌ بـاشد، امیـد دارم ڪہ‌ سـردیِ خـزانـِمان را بـہ‌ بـہـاری ڪہ‌ دنـبـالَ ـش بـودیـم بـدل ڪرده بـاشد. امـا چـہ‌ حـیف ڪہ‌ از آن بـہـارِ خـیالِ مـا ٺـنہـا ابـرـہای غـمگـینَ ـش بـاقـی‌ ـسـٺ؛ مـانندِ هـمـان چـیزی ڪہ‌ حـالـٰا هـسٺیـم. می‌گـویـم بـہـار امـا پـس از آن بـامـدادی ڪہ‌ دسـٺ‌ـہایـش رهـا شـدند، هـمان نـقطـہ‌ بـرایـم زمـسٺـان شـد. و مـا اِجـباری بـرای دل‌بـاخٺـن بـہ‌ آن سـرما، و اُمـیدی بـرای شـڪیبـایـی در زمـسٺـان نـداریـم؛ چـرا ڪہ‌ آن زجـر را ٺـحمـل ڪنیم ٺـا بـہـاری فـرا رسـد، ٺـضمیـنِ شـور و نـشاطَ ـش را ڪہ‌ می‌دهـد؟! ایـنڪ بـہ‌ آن‌چـہ‌ مـیان مـا بـود می‌اَنـدیشـم و چـشمانـم ٺـَوهـمی شـیریـن را می‌بـینـد در جـامـہ‌ی خـواسٺـن‌ـہای نـافـرجـٰام. ڪاش بـہ‌ مـن بـگویـد، ڪہ‌ آن‌چـہ‌ داشـٺیم چـہ‌ بـود و چـگونـہ‌ بـہ‌ ایـن‌جـا رسـید ڪہ‌ اجـبارِ وداعِ او را در هـمان بــاغ داشـٺم؟ بـسی ٺـلـخ ڪہ‌ اَڪنون شـڪوفـہ‌ـہای بـہـار جـای‌شـان را بـہ‌ بـرگ‌ـہای زرد دادنـد در آن بــاغ؛ امـا مـن هـمانـم و او گـُمانـم هـرگـز دیـگر بـازنـگردد بـہ‌ آن وفـایـی ڪہ‌ سـحرگـٰاه سـخنَ ـش را می‌گـفٺ. هـرچنـد داشـٺنَ ـش دشـوارٺـر از نـگـہ‌ داشـٺنَ ـش بـود، امـا ایـنڪ می‌گـذارم ایـن فـرشٺـہ‌ـہا رسـمِ رهـا ڪردن را بـہ‌ مـن بـیامـوزند؛ زیـرا شـمـاری از رویـاـہا را مـی‌بـایسٺ رهـا ڪرد ٺـا دریـافـٺ ڪہ‌ جـز ڪابـوس نـبودنـد؛ ایـن‌طـور نـیسـٺ، مـاهِ مـن؟ حـالـا، رهـایش ڪردم و خـیالـم اسـٺ هـر دویِ مـا، شـبـٰانـہ‌ را آسـوده بـگذرانیـم. امـا یـقیـن دارم هـرگـز از یـادش نـرود روزی، چـگونـہ‌ بـوسـه‌ـہایش را بـہ‌ هـر گـُلـی ٺـرجیـح دادم.

sticker.webp0.00 KB

یکمی زیادی درگیر مدرسه و زندگی شده بودم ادامه امروز استراحت

امشب چنلاتونم چک میکنم

بذارید این حقیقت تلخو نپذیرم که هرکسی جای من بود بهش پارتی می‌داد و فرقی براش نداره و این نشون از دوست داشتن نیست💔

بچه‌ها خیلی دوسم داره.

هه هههههه هههههههههه هههههههههههههههههه

sticker.webp0.19 KB

منظورت چیه؟؟ یعنی داری میگی من خاص نیستم؟؟؟؟

قبول. پررو نشو فقط وگرنه می‌ذارمت دم در.

می‌دم.

پررو.

📭 نجوای 𝘊𝘩𝘳𝘪𝘴 - مشاهده شد 🔹