𝐄𝐧𝐝𝐥𝐞𝐬𝐬 𝐁𝐥𝐮𝐞
Kanalga Telegram’da o‘tish
989
Obunachilar
-124 soatlar
-307 kun
+35630 kun
Postlar arxiv
988
تنهایم گزاشتی...
اثر تورا هنوز همه جا حس میکنم،امدنت ناگهانی بود اما رفتنت از سر دیوانه گری های بنده.
آنقدر عاشقانه مانند پروانه به دور تو چرخیدم،
آنقدر عاشقانه مانند باد خنک و دل انگیزی در گیسوان تو چرخیدم و
آنقد عاشقانه مانند شیرین در انتظار توی فرهادم بودم که تصمیم گرفتی قصه ی شیرین مارا با تلخیِ قهوه تعویض کنی.انقدر دوستت داشتم و با دیوانه گری هایم تورا پرستیدم که علاقه ات را از دست دادی.
تو تنهایم گزاشتی اما خاطرات هنوز هم شب ها مانند بختک به جانم میوفتند.
امدی و نپذیرفتمت!،گفتی دوستت دارم گفتم ممنونم،حال به چه روزی انداختی ام که گفتم دوستت دارم و گفتی شرمنده ام!؟
ماندم و نپذیرفتی مرا!
من به قربان تو و ناز گیسوی تو..من به دنبالِ توعه در به در به دنبالِ او.
امااز قدیم گفتند : تا که از جانب معشوقه نباشد کششی
کوشش عاشق بیچاره که به جایی نرسد .
988
وقتی حالم بده از بقیه دوری میکنم تا خودمو جمع وجور کنم
انزوا منو درمان میکنه!
و بعضیا اینو درک نمیکنن.
