uz
Feedback
•·⌞ SILVER FOX + Daily🦐⌝·•

•·⌞ SILVER FOX + Daily🦐⌝·•

Kanalga Telegram’da o‘tish

Clowning in progress🎪🎬 @LecterModeOnbot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 125
Obunachilar
-1524 soatlar
-1217 kun
-18830 kun
Postlar arxiv
Sad Anyway

sticker.webp0.15 KB

وقتی دلت می‌خواد حرفای روزمره بزنی ولی هیچکس جز معلم زبانت اهمیت نمیده آخر هفته ها چه گوهی خوردی یا چه گوهی میخوای بخوری:

تا میام یه حرف درست حسابی با فنگرلی بزنم رشته به رشته کلی حرف های چرت پرت روزمره پشت سرش میاد:(

https://t.me/SilverfoxGraham/16689?comment=8041 دارم تصور میکنم چجوری داره با این تخم جن ها سر کله میزنه. من از کرست هایی که میدوزه خیلی خوجم میاد یروز می‌خرم ازش:<

Let’s talk about colors in Hannibal part 2

توییتر شبیه یه دهات‌کوچیک میمونه. اینجوریه که اسکرول اسکرول یهو میرسی به توییت یکی از آشناهای فندوم.
توییتر شبیه یه دهات‌کوچیک میمونه. اینجوریه که اسکرول اسکرول یهو میرسی به توییت یکی از آشناهای فندوم.

بین کشورا با درصد هیومر بالا همیشه آلمان بودم.

این برای پس فردا:(

یعنی حتی رنگ‌های سریالم همراه کارکترها از «کشتن چیز وحشتناکیه» میرسه به «زیباست». اخخخ برایان دهنت سرویس

اینجا دیگه همه جا قرمزه. واقعا همه جا. حتی سبزی گیاه‌ها هم تاریک یا خون‌الود دیده میشن. خون از همه جا میچکه. انگار که ما هم ب
+1
اینجا دیگه همه جا قرمزه. واقعا همه جا. حتی سبزی گیاه‌ها هم تاریک یا خون‌الود دیده میشن. خون از همه جا میچکه. انگار که ما هم به عنوان بیننده موقع دیدنش با این رنگ آلوده شدیم. و تو یک لحظه madnessssss و کامل کننده داستان سریال و رنگ‌ها به آخرین جمله ویل گراهام میرسیم. “It’s beautiful” ویل غرق خونه. غرق قرمز. غرق هانیبال. قرمز غالب شده. دوتاشون قرمز شدن. نه…قرمزها یکی شدن. دوتا تبدیل شدن به یکی=) بالاخره ویل میتونه ببینتش. قرمز غالب رو. قرمز هانیبال رو. تبدیل شدنش کامل شده!! #Hannibal #Untolds

ولی اگه یبار دیگه دقت کنین یک سری برگ نارنجی روی سقف شیشه دیده میشه. فصل ها دارن عوض میشن. یه مقدار قرمز هم وجود داره. چندتا
ولی اگه یبار دیگه دقت کنین یک سری برگ نارنجی روی سقف شیشه دیده میشه. فصل ها دارن عوض میشن. یه مقدار قرمز هم وجود داره. چندتا گل قرمز سمت چپ و راست. این همون جاییه که ابیگل از ویل میپرسه: «پس کشتن یه نفر، حتی اگه مجبور به این کار باشی، این‌قدر حس بدی داره؟» و ویل جواب میده: «زشت‌ترین چیز دنیاست.» بنظرم نبود رنگ قرمز یا بهتره بگیم استفاده خیلییی حساب شده قرمز دقیقا رابطه ویل و هانیبال رو تو این مرحله از سریال داره نشون میده. ویل هنوز خیلی کم وارد دنیای هانیبال شده. میلیون‌ها سال نوری فاصله داره!!:> هنوز هانیبال رو واقعا نمیشناسه. هنوز خودش رو از هیولای درونش بسته نگه داشته و ازش فاصله داره. کشتن زشته. کشتن وحشتناکه. کثیفه. ویل رو تسخیر میکنه. سبز غالب‌تره. سبز هنوز داره با قرمز درون میجنگه. و با این حال، تکه های کوچولویی از قرمز هست. هانیبال. تکه هایی از قرمز وجود هانیبال دارن کم‌کم از دل سبز بیرون میزنن و شروع میکنن آروم آروم شکوفه دادن. میخوان با سبز بجنگن. دارن نفوذ میکنن. و درست نقطه مقابل این صحنه؟ S3E13: The Wrath Of The Lamb #Hannibal #Untolds

ما فندوم هانیبال رنگ قرمز رو مثل نماد این سریال میشناسیم. بهتره بگم قرمز تقریبا توی تک تک صحنه های سریال هست. چه پرده های قرم
+1
ما فندوم هانیبال رنگ قرمز رو مثل نماد این سریال میشناسیم.
بهتره بگم قرمز تقریبا توی تک تک صحنه های سریال هست. چه پرده های قرمز دفتر هانیبال باشه، چه لباس قرمز یکی از کارکترها باشه، چه خون قربانیا سر صحنه جرم باشه. قرمز همه جاست. ولی یه نکته ای هست. یکی از صحنه های قسمت یک فصل اول به صورت کاملا متفاوت قرمز/نارنجی و این طیف رنگ رو نداره. نه لباس کارکترها(پلیور ویل قهوه ایه)، نه پس زمینه. درواقع ما از هر طرف با سبز احاطه شدیم. رنگ نقطه مقابل قرمز. تو چرخه رنگ‌ها بیشتر اوقات از سبز برای خنثی کردن رنگ قرمز استفاده میکنن. مثلا تو پارتی ها با رقص نور بیشتر نور قرمز برای ایجاد هیجان، شوق، قدرت، تشنگی/اگه بخوام به کلمه انگلیسی بگم بیشتر به موضوع هانیبال میخوره: Hunger، شیطانی،شهوت و و و…استفاده میشه. اما برعکس، تو اتاق عمل و دیوارهاش از رنگ سبز استفاده میشه. (میدونم میتونین حدس بزنین بخاطر چی) #Untolds #Hannibal

Ok Let’s talk about colors in Hannibal

خیلی جلو خندم گرفتم وسط نصیحت هاش آدم باقی بمونم😭

“با این نمرات می‌خواد بره یورک سیتی. نهایتا بتونی بری گوز سیتی”

بدبخت شدم از شروع یکم مهر تا ناف دی هر روز یه نقطه و untolds میذارم که بفهمید زندم و بعد میرم وگرنه همون میز خونه ترم بعدی میشه چوبه دار.

یکی از سختترین امتحانامو از بیست ۱۶ گرفتم، دو فصلشم نرسوندم بخونم. بابام از وقتی نمره رو دیده منو به عنوان پروژه عمرانی تحویل گرفته و با جملاتش داره مرحله به مرحله تو سرم بازسازی انجام میده. رو میز خونه هم داره خط و نشون میکشه.

کاش به تاریخ دوست داشته باشید و منظورمو فهمیده باشید🫩