•·⌞ SILVER FOX + Daily🦐⌝·•
Kanalga Telegram’da o‘tish
702
Obunachilar
-1924 soatlar
-1547 kun
-62530 kun
Postlar arxiv
بیایین رو راست باشیم
به عنوان بابای سه تا بچه نمیتونه تو حالت نرمال بگه میخوام بهت بدم اکبر کوچولوی من که
پس انقد مست میکنه که نتونه راه بره
و انقد وضعیت خراب میشه که سریعا مدس باید ببرتش هتل
Repost from 𝐹𝛤𝛰𝛭 𝐹𝐿𝛰𝛤𝛦𝛮𝐶𝛦
واکنش حقیقی هیو وقتی صبح تو هتل بیدار میشه و میفهمه که با دوتا سوشی و یه مارمولک خیالی خامش کردن و موسش گذاشتن
برایان هم شبیه این کتابای مقدسه.
مصاحبه هاش حول محور کیر و زن گرفتن پیامبراش میچرخن.
مس: اره اره فیلم خوبی بود بازی کردم فیلمنامه نویسش عالی عملکرد و کارگردانش بینهایت من را نابغه خواند .
راستی بهتون گفتم پلک های هیو چقد قشنگه؟ من هردفعه میرم هیو رو ببینم جوون تر از قبل میشه.
نامه ارژنگ به مسعود:
تو منو فریب دادی و مست کردی و موسم گذاشتی این برای بار هزارمه.
دیگه باور نمیکنم مارمولک داری که روپایی میزنه. تازه مارمولکتم کوچیکه.
خدافز برای همیشه.
مسعود نامه را هنگامی که صبحانه روی سینی آماده کرده و به اتاق میآورد تا ارژنگ میل کند میبیند.
“این نامه رو مسعود فقط بخونه”
این بعد زارتان زورتانشون تو هتل رو روایت میکنه
وقتی صبح روز بعدش
هیو بلند میشه و میبینه که مسعود (مس) ترکش کرده
