vamp's all mine
Kanalga Telegram’da o‘tish
u only think of me when it's quite. come , @quitelinebot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
594
Obunachilar
-224 soatlar
+27 kun
+4930 kun
Postlar arxiv
به نظرت دریا هم درد و احساس میکنه؟
به نظر من آره،
هربار که جون یکی رو میگیره،شاید هربار که آدما خودشونو توی دریا غرق میکنن اونم درد و احساس میکنه!
شاید درد آدمی که تو دریا میمیره بین موجها تقسیم میشه؟
-Piano of life
از آدمایی که یهو مودتو با حرفاشون تا ته میارن پایین بدم میاد
me saying "SHIA" at home because my family
has no idea what it means.
Repost from آسمانبیرنگ
حضور چیچنگ و وو سووِی، بخشی از انزوای دیرینهی من رو با خودش برد. احتمالاً بسیار دیر بتونم فراموش کنم که چیچنگ اجازه نداد هیچکس حتی یکدونه از ذرتهای باغ وو سووی رو بخوره. همیشه بوی لوسیون ارزانقیمت دابائو رو میداد. زیر بارون چرخ دستیش رو هل داد تا زودتر برگرده خونه. جلوی آفتاب میایستاد تا نورش چشمهای عزیزش رو آزار نده. هیچکدوم از آبنباتهاش رو نخورد و ازشون مثل یک گنج مواظبت کرد. نودل تند میخورد و نمیگفت که از تندی خوشش نمیاد. ترجیح میداد روز عید رو با وو سووی و مادرش سر میز کوچکشون بگذرونه. مار محبوبش رو به خاطرش به خاک سپرد و تن خودش رو به میلههای زندان.
دیر فراموش میکنم که وو سووی تا نیمههایشب آبنبات فروخت تا بتونه پول جور کنه. جلوی کسی که بارها تحقیرش کرده بود زانو زد و التماس کرد. از آخرین آرزوی مادرش گذشت و گفت توی این زندگی هرگز ازدواج نمیکنه. خونهای رو فروخت که روی دیوارهاش رد خاطرهی زنده بودن پدر و مادرش بود. از تنها جایی که بهش ثابت میکرد همیشه اینقدر تنها نبوده و یک روزی خانواده داشته دل کند.
شاید روزی دوباره همدیگه رو ملاقات کردیم، روزی که درخت ازگیل سنگین از میوهها شده، روی میز آبنبات شکری با شکل حسودخان داریم و توی حیاط عطر ذرت پخته شدهی مادر ویوی پیچیده. غم خیره نگاهم میکنه و برگشته که جایخالی شمارو از نو برام پر کنه. این دوشنبه هارو از یاد نمیبرم، خوشگذشت. ممنون و خدانگهدار، عشقانتقامیِ عزیزم.
بیشتر آدمها طرفدار دفن کردن پرندهها نيستند.خیلی هارا میشناسم که اینجور احساسات را درک نمیکنند. هرچه باشد،
بهنظر بیشتر آدمها، پرندگان در برابر انسانها هیچی نیستند،چون انسانها کراوات میزنند و سرکار میروند، عاشق میشوند، ازدواج میکنند، بچه دار میشوند و بچههایشان را بزرگ میکنند.
اما حقیقت این است که پرندهها هم همه اینکار ها را میکنند.
کار میکنند_البته که کروات نمیزنند و این یک شباهت را ندارند_
جفتگیری میکنند و آنقدری از بچههایشان نگهداری میکنند تا بتوانند پرواز کنند.
بعضیهایشان هم حیوانخانگی میشوند و بچهها را سرگرم میکنند، بچه هایی که یاد میگیرند به حیوانات عشق بورزند و با آنها مهربان باشند.
باقی پرنده ها هم آنقدر زندگی میکنند تا وقتشان به سر برسد.
-هردو در نهایت میمیرند
father,if I like boys,
can I still go to heaven?
-Tanrak,ticket of heaven
واژه cofune، یه کلمه پرتغالی بریزیلیه و جزء منحصر به فرد ترین کلمات دنیاست؛
به معنی
"حرکت نرم انگشتان میان موهای کسی که دوستش داری."
همهی کسانی که پا به این دنیا میگذارند آدمند،
ولی همه انسان نیستند.
I'm not a good friend but I'm always here Whenever,
you need me.
