شازدهکوچولو
Kanalga Telegram’da o‘tish
نیاز به جایی داشت که وقایع روزش را تعریف کند و مطمئن شود آنچه بر او گذشته بیحاصل نبوده و دنیا پشت سرش پاک نمیشود. میشنوم: @B612massage_bot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
260
Obunachilar
+224 soatlar
+87 kun
+830 kun
Postlar arxiv
259
زندگي واقعي رو نه توي اینستاگرام، بلکه در کوچه، خیابان، بازار، مترو، راهآهن، بیمارستان و .. ببین.
259
تا دیشب، دستم به شدت سنگین بود و درد میکرد و خب با خودمم قهر بودم. (🤭)
فکر کنم امروز خوش اخلاقم!(=
259
هیچکس بدون هیچکس نمیمیره و هرکسی هم میتونه از پس کارهاي خودش بربیاد. امّا خب آدم یادش میمونه تو روزهاي سخت کی چطور رفتار کرد.
259
یه شب هم بین صحبتهامون گفتیم اگه توي زندگيهاي بعدي باهم نباشیم چی؟ و خيلي جدی ساعتها هم رو بغل کردیم و گریه کردیم.
259
دیشب دلم میخواست درخت باشم، یا دریا!
امّا بيشتر که فکر کردم دیدم درخت و دریا نمیتونن کتاب بخونن. و من حاضرم براي لذّتِ کتاب خوندن، رنجِ انسان بودن رو تحمل کنم.
259
دیشب تا دیروقت، نشسته بودیم زیر پنجره، ابرها رو نگاه میکردیم و میگفتیم عه ببین این ابرِ چقدر شبیه آدمه! ببین اون يکي شبیه جغده! وَ ...^^
