a piece of your cake.
Kanalga Telegram’da o‘tish
🫖@herladyofcameliasBot /t.me/HidenChat_Bot?start=6375112375 'nothing just tea addiction [مرا به خانهام ببر اگرچه خانه، خانه نیست]
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
229
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
از آمدنم هیچ معلوم نشد
یک نمای الکی، یک نمای الکی
این جان نزارم هیچ پالوده نشد
یک فضای الکی، یک فضای الکی
از سطح خرافه، این زبانم نگذشت
یک صدای الکی، یک صدای الکی
گل یافته شد به دست من پوچ نشد
یک هوای الکی، یک هوای الکی
از آمدن و رفتن ما سودی کو
یک هبوط الکی، یک سقوط الکی.
Repost from راه بیدار
۲۱۲ روز از ۱۸ دی گذشت
هفت ماه از روزهایی که خیابونهای ایران پر از خون شد
اما ۱۸ و ۱۹ دی تموم نشده
تا وقتی اسم جاویدنامهامون زندهست، تا وقتی زندانیها و محکومهای اعدام رو فراموش نکردیم، این داستان تموم نمیشه
اگر زمان برمیگشت و من اونی میبودم که قبول نشده، خودم و شماها رو بستنی که سهله شام مهمون میکردم
«بیا آروم منو از گودال بالای این پیکر بکش بیرون ببر بالا
ببر جایی که هیچ چیزی نمیمونه برای حتی یه لحظه
ببر جایی به دنیایی که هر چیزی یه تصویره یه رویا یا»
