broken mind
Kanalga Telegram’da o‘tish
من از دیار عروسکها میآیم از زیر سایههای درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
209
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kun
+1130 kun
Postlar arxiv
210
سخت ترین کار این است که منطقی رفتار کنی، درحالی که احساسات دارد خفهات می کند.
داستایفسکی
210
تمام مردم جهان داشتند زندگی میکردند و ما، فقط داشتیم زنده میماندیم…
سمفونی مردگان/عباس معروفی
210
در پس سیاهیِ آن مردمکها نوری بود که قلبم را روشن میکرد. آن چشمهای دُرُشت و شرقی در سایهسـار مژگان بلند شبیه تاریخ خاورمیانه، پُرماجرا بودند.
210
اخیراً میل بسیاری به نامرئی شدن داشتم؛ دستِ کم اگر نتوانستم خودم را ناپدید کنم، داغی که بر دلم نشسته را از چشم خودم پنهان کنم.
