تاریخ ندیمه
Kanalga Telegram’da o‘tish
تاریخ ندیمه کنایه از محدودیت زنان در طول تاریخ است زنانی که همیشه سایه کم رنگی از قدرت بودن ولی بدون حضور آن ها شاید تاریخ امروز ما بی رحمانه تر بود 💌: http://t.me/HidenChat_Bot?start=456154420
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
215
Obunachilar
+124 soatlar
+17 kunlar
+130 kunlar
Postlar arxiv
215
+1
— دوباره جادو!
⊹ اما شایعات جادوگری علیه خاندان وودویل به اینجا ختم نشد.چند سال بعد، جورج، دوک کلارنس و برادر پادشاه، همسر جوانش ایزابل را هنگام زایمان از دست داد. مرگ او ضربه سنگینی به جورج وارد کرد و اندوهش خیلی زود به خشم تبدیل شد. او انگشت اتهام را به سمت ملکه الیزابت گرفت و مدعی شد که همسرش قربانی جادوی سیاه خاندان وودویل شده است.این بار حتی ادوارد چهارم هم از توطئهها و جنجالهای برادرش خسته شد. او دستور داد جورج را در برج لندن زندانی کنند.
⊹ سرنوشت جورج بعدها به یکی از عجیبترین افسانههای تاریخ انگلستان تبدیل شد. روایت مشهوری میگوید او را در یک بشکه بزرگ شراب غرق کردند؛ داستانی که هنوز هم مورخان درباره صحت آن اختلاف نظر دارند.اما این تنها آرامش پیش از طوفان بود.
⊹ در سال ۱۴۸۳، ادوارد چهارم به طور ناگهانی در چهل سالگی درگذشت. وارث او پسری دوازدهساله به نام ادوارد بود و طبق وصیت پادشاه، برادرش ریچارد باید تا زمان بلوغ شاهزاده، نایبالسلطنه میشد.
@nadimeh_history
215
+1
— دوباره جادو!
⊹ اما شایعات جادوگری علیه خاندان وودویل به اینجا ختم نشد.چند سال بعد، جورج، دوک کلارنس و برادر پادشاه، همسر جوانش ایزابل را هنگام زایمان از دست داد. مرگ او ضربه سنگینی به جورج وارد کرد و اندوهش خیلی زود به خشم تبدیل شد. او انگشت اتهام را به سمت ملکه الیزابت گرفت و مدعی شد که همسرش قربانی جادوی سیاه خاندان وودویل شده است.این بار حتی ادوارد چهارم هم از توطئهها و جنجالهای برادرش خسته شد. او دستور داد جورج را در برج لندن زندانی کنند.
⊹ سرنوشت جورج بعدها به یکی از عجیبترین افسانههای تاریخ انگلستان تبدیل شد. روایت مشهوری میگوید او را در یک بشکه بزرگ شراب غرق کردند؛ داستانی که هنوز هم مورخان درباره صحت آن اختلاف نظر دارند.اما این تنها آرامش پیش از طوفان بود.
⊹ در سال ۱۴۸۳، ادوارد چهارم به طور ناگهانی در چهل سالگی درگذشت. وارث او پسری دوازدهساله به نام ادوارد بود و طبق وصیت پادشاه، برادرش ریچارد باید تا زمان بلوغ شاهزاده، نایبالسلطنه میشد.
@nadimeh_history
215
+1
⊹ اما داستان به همینجا ختم نمیشد. ازدواج ادوارد و الیزابت برخلاف بسیاری از ازدواجهای سلطنتی آن دوران، فقط یک اتحاد سیاسی روی کاغذ نبود. آنها زندگی مشترک موفقی داشتند و در مدت کوتاهی صاحب ده فرزند شدند؛ موضوعی که توجه بسیاری را جلب کرد.
⊹ برای طرفدارانشان، این نشانه عشق و خوشبختی بود. اما برای دشمنانشان، ماجرا شکل دیگری داشت. درباریان مخالف زمزمه میکردند که این همه علاقه میان پادشاه و همسرش نمیتواند طبیعی باشد. آنها ادعا میکردند الیزابت با جادو و افسون، ادوارد را شیفته خود کرده و با استفاده از نیروهای ماورایی توانسته باردار شود.
⊹ در قرن پانزدهم، ازدواج پادشاهان قرار بود یک معامله سیاسی باشد، نه یک داستان عاشقانه. به همین دلیل، رابطه صمیمی ادوارد و الیزابت و نفوذی که ملکه بر همسرش داشت، بسیاری از اشراف را نگران و خشمگین میکرد.با این حال، برخلاف مادرش جتا، الیزابت هرگز به طور رسمی به جرم جادوگری محاکمه نشد. اتهامها علیه او بیشتر در حد شایعه، بدگویی و زمزمههای درباری باقی ماند. دشمنانش مدرکی در اختیار نداشتند و میدانستند حمله مستقیم به ملکهای که محبوب پادشاه بود، خطرناک است.
@nadimeh_history
215
— دو جادوگر ؛🧙🏻♀🧙🏼
⊹ در اوج بحران، یکی از خدمتکاران واریک وسیلهای عجیب به او نشان داد؛ یک پیکره سربی شکسته که با سیم به هم متصل شده بود. او ادعا کرد این مجسمه را جتا لوکزامبورگ ساخته و در مراسم جادویی از آن استفاده میکند.شایعهسازان خیلی زود داستان را کامل کردند: دو پیکره دیگر، نماد ادوارد و الیزابت بودند که با طلسم عشق به هم پیوند خورده بودند و پیکره شکسته نماد دشمنانشان بود که زیر نفرین وودویلها نابود میشدند.در قرن پانزدهم، چنین اتهامی شوخی نبود. یک شایعه جادوگری میتوانست حتی یک اشرافزاده را راهی آتش کند.جتا دادگاهی شد و مجبور به دفاع از خود اما پیش از آنکه پرونده علیه جتا به نتیجه برسد، ورق برگشت.ادوارد چهارم به انگلستان بازگشت، واریک را در نبرد شکست داد و کشت و اندکی بعد هنری ششم نیز در برج لندن جان باخت؛ مرگی که بسیاری آن را قتل میدانند.بار دیگر ادوارد و الیزابت بر تخت سلطنت نشستند و به نظر میرسید دوران سختیها به پایان رسیده است. آنها صاحب ده فرزند شدند و سالهایی نسبتاً آرام را پشت سر گذاشتند.
@nadimeh_history
215
— آغاز یک سقوط؛
⊹واریک از ازدواج مخفیانه پادشاه خشمگین بود. سالها برای پیدا کردن یک عروس سلطنتی خارجی مذاکره کرده بود و حالا همه نقشههایش نقش بر آب شده بود.او بهتدریج علیه پادشاه شورید، با جورج، برادر ادوارد، متحد شد و ارتشی برای سرنگونی او فراهم کرد.نخستین قربانی این انتقام، خانواده وودویل بودند.ریچارد وودویل، پدر الیزابت، تا آخرین لحظه در کنار دامادش، شاه ادوارد چهارم، جنگید. اما شانس با او یار نبود. او و پسرش جان به دست نیروهای واریک اسیر شدند و بدون محاکمه، به دستور او گردن زده شدند.
⊹ در همین حال، ادوارد چهارم از انگلستان گریخت و واریک موفق شد هنری ششم را دوباره بر تخت بنشاند؛ پادشاهی که آنقدر درگیر بیماری روانی بود که عملاً هیچ نقشی در حکومت نداشت.در روزهایی که کشور در آشوب فرو رفته بود، الیزابت وودویل همراه مادرش، جتا، و سه دختر خردسالش به کلیسای وستمینستر پناه برد. همانجا پسری به دنیا آورد که بعدها ادوارد پنجم نام گرفت.اما خطر هنوز از خانواده وودویل دور نشده بود.
@nadimeh_history
215
+1
⊹ به گفته منابع تاریخی، این ازدواج بهصورت مخفیانه و تنها با حضور چند شاهد، از جمله جتا لوکزامبورگ، انجام شد.وقتی خبر به دربار رسید، همه شوکه شدند.پادشاه انگلستان به جای ازدواج با یک شاهزادهخانم خارجی و قدرتمند، زنی بیوه از خانوادهای نهچندان بانفوذ را به همسری برگزیده بود؛ آن هم خانوادهای که در جنگ داخلی در سمت بازنده قرار داشت.
⊹ خشم اشراف زمانی بیشتر شد که ادوارد نهتنها الیزابت را ملکه کرد، بلکه سیل مقامها، ثروتها و ازدواجهای سودمند را نیز به سوی خاندان وودویل روانه ساخت.پدر الیزابت به مقام ارل ریورز و خزانهدار عالی کشور رسید و جتا نیز برای فرزندانش پیوندهایی با ثروتمندترین خاندانهای انگلستان ترتیب داد.اما هرچه قدرت وودویلها بیشتر میشد، دشمنانشان نیز بیشتر میشدند.و خطرناکترین دشمن آنها مردی بود که زمانی بزرگترین حامی ادوارد به شمار میرفت: ریچارد نویل، ارل واریک؛ مردی که تاریخ او را با لقب «سازنده پادشاهان» به یاد میآورد.واریک از ازدواج مخفیانه پادشاه خشمگین بود. سالها برای پیدا کردن یک عروس سلطنتی خارجی مذاکره کرده بود و حالا همه نقشههایش نقش بر آب شده بود.
@nadimeh_history
215
+1
⊹ خانواده وودویل از طرفداران لنکسترها بودند و بهای سنگینی برای این انتخاب پرداختند. جان گری، همسر الیزابت، در میدان نبرد کشته شد و او را در جوانی با دو فرزند خردسال بیوه گذاشت.اما جنگ هنوز به پایان نرسیده بود. ریچارد یورک نیز کشته شد، ولی پسرش ادوارد راه او را ادامه داد. ادوارد جوان، خوشچهره و کاریزماتیک بود و سرانجام توانست تاج و تخت انگلستان را تصاحب کند و به عنوان ادوارد چهارم پادشاه شود.در همین زمان، الیزابت با مشکلی جدی روبهرو بود. چون خانوادهاش در جبهه بازنده قرار داشتند، فرزندانش از حقوق و اموال پدری محروم شده بودند.
⊹ طبق روایت مشهور، الیزابت روزی زیر درخت بلوطی در مسیر عبور پادشاه ایستاد تا شخصاً از او درخواست عدالت کند. او میخواست حقوق فرزندانش را پس بگیرد.اما این دیدار نتیجهای کاملاً غیرمنتظره داشت.ادوارد چهارم که مجذوب زیبایی و شخصیت الیزابت شده بود، ابتدا به او پیشنهاد معشوقه شدن داد. الیزابت نپذیرفت. او حاضر نبود آبروی خود را قربانی کند.پاسخ قاطع او پادشاه را غافلگیر کرد. این بار ادوارد پیشنهادی متفاوت مطرح کرد: ازدواج.
@nadimeh_history
215
+1
— جنگ رز ها؛🥀
⊹ الیزابت به زیبایی شهرت داشت و بسیاری او را زیباترین زن انگلستان میدانستند. اما زیبایی تنها سرمایه او نبود؛ او زنی باهوش، جاهطلب و آشنا با پیچیدگیهای دربار بود.
در پانزدهسالگی با شوالیهای به نام جان گری ازدواج کرد و صاحب دو پسر شد. به نظر میرسید زندگی او قرار است مانند بسیاری از زنان اشرافزاده دیگر، آرام و بیحاشیه سپری شود؛ اما انگلستان در آستانه بحرانی قرار داشت که همه چیز را تغییر داد.در سال ۱۴۵۳، پادشاه هنری ششم دچار فروپاشی شدید روانی شد. او ماهها قادر به صحبت کردن نبود، اطرافیانش را نمیشناخت و حتی کنترل بدن خود را از دست داده بود. در حالی که پادشاه عملاً ناتوان شده بود، پسرعمویش ریچارد، دوک یورک، قدرت را به دست گرفت.اما مشکل اینجا بود که ریچارد فقط نایبالسلطنه نبود؛ او خود را شایسته تاج و تخت میدانست.به این ترتیب، انگلستان وارد یکی از خونینترین جنگهای داخلی تاریخ خود شد؛ نبردی میان خاندان لنکستر و خاندان یورک که بعدها با نام «جنگ رزها» شناخته شد.
@nadimeh_history
215
+1
⊹ در نهایت این زوج با پرداخت جریمهای سنگین رضایت پادشاه را جلب کردند؛ جریمهای که تقریباً آنها را ورشکسته کرد.با این حال، این ازدواج به یکی از موفقترین ازدواجهای آن دوره تبدیل شد. جتا و ریچارد بیش از بیست سال در کنار هم زندگی کردند و صاحب چهارده فرزند شدند.در میان تمام فرزندانشان، یک دختر سرونشت همه خانواده را تغییر داد: الیزابت وودویل.دختری که زیباییاش زبانزد بود و بعدها ملکه انگلستان شد.اما همین صعود شگفتانگیز، خانواده وودویل را وارد خطرناکترین بازی قدرت در انگلستان کرد؛ بازیای که در نهایت نام جتا را نیز با اتهام جادوگری پیوند زد.
⊹ اما داستان جتا هنوز به نقطه اصلی خود نرسیده است. برای درک ماجرای اتهام جادوگری او، ابتدا باید با دخترش الیزابت وودویل و بحران سیاسی بزرگی آشنا شویم که انگلستان را در آن دوران به آشوب کشیده بود.
@nadimeh_history
215
+1
— جتا لوکزامبورگ؛
⊹ در میان زنانی که نامشان با اتهام جادوگری گره خورده،جتا لوکزامبورگ جایگاه ویژهای دارد. او یکی از مشهورترین چهرههای این فهرست است و نامش با یکی از معروفترین پروندههای جادوگری در خاندانهای سلطنتی اروپا پیوند خورده است.
⊹ جتا در سال ۱۴۱۵ در خاندان قدرتمند لوکزامبورگ به دنیا آمد.او دختری تحصیلکرده بود و از کودکی برای ازدواجی بزرگ و سیاسی تربیت شد.در هفدهسالگی با جان لنکستر،ازدواج کرد؛مردی که برادر هنری پنجم انگلستان،نایبالسلطنه کشور و یکی از قدرتمندترین مردان اروپا بود.دوک تنها دو سال بعد درگذشت و جتا را در بیستسالگی به بیوهای جوان و ثروتمند تبدیل کرد.در همین دوران،نگاه او به شوالیهای افتاد که او را تا انگلستان همراهی کرده بود؛سر ریچارد وودویل.
⊹ ریچارد نه شاهزاده بود،نه دوک و نه وارث یک خاندان بزرگ.او فقط یک شوالیه بود. همین موضوع باعث میشد ازدواج آنها تقریباً غیرقابل تصور به نظر برسد.اما جتا منتظر اجازه دربار نماند.او و ریچارد مخفیانه ازدواج کردند؛تصمیمی که وقتی به گوش پادشاه رسید،خشم شدیدی به پا کرد.چگونه یک پرنسس میتوانست با یک شوالیه معمولی ازدواج کند؟
@nadimeh_history
215
⊹ با این حال، مجازاتی در انتظارش بود که برای زنی با جایگاه او چیزی کمتر از مرگ اجتماعی محسوب نمیشد.دادگاه حکم داد که او سه روز پیاپی در شلوغترین روزهای بازار لندن، پابرهنه در خیابانها راه برود. الینور باید در حالی که شمعی روشن در دست داشت، مسیر تعیینشده را طی میکرد و در برابر مردم به گناهانش اعتراف میکرد.
⊹ جمعیت دو طرف خیابانها صف میکشیدند تا زن قدرتمندی را ببینند که روزگاری رؤیای ملکه شدن داشت. برخی او را مسخره میکردند، برخی دشنام میدادند و بعضی دیگر فقط برای تماشای سقوط یکی از بانفوذترین زنان کشور آمده بودند.برای یک اشرافزاده قرن پانزدهم، این راهپیمایی اجباری تنها یک مجازات نبود؛ نمایشی عمومی برای شکستن غرور و نابود کردن اعتبارش بود.الینور تمام عناوین و داراییهایش را از دست داد، از همسرش جدا شد و تا پایان عمر در قلعه زندانی ماند.
⊹ نکته جالب تاریخی اینه که همین صحنه الهامبخش «راهپیمایی شرم» شخصیت سرسی لنیستر در مجموعه Game of Thrones بوده؛ با این تفاوت که در واقعیت، الینور فقط پابرهنه و با شمع در دست در خیابانها راه میرفت.
@nadimeh_history
215
⊹ ناگهان الینور به جادوگری، احضار ارواح و تلاش برای نابودی پادشاه متهم شد. سپس اتهامهای دیگری هم به پرونده اضافه شد؛ از جمله اینکه برای بچهدار شدن از معجونهای جادویی استفاده کرده و حتی با زنی مشهور به «جادوگر جزیره وایت» در ارتباط بوده است. این پرونده بیش از آنکه درباره جادو باشد، درباره سیاست بود.دشمنان همفری به دنبال فرصتی بودند تا نفوذ او را از بین ببرند و الینور بهترین هدف بود.محاکمه آغاز شد. برخی از همدستانش اعدام شدند، برخی در زندان جان باختند و زنی که متهم به تهیه معجونها بود، در آتش سوزانده شد.اما الینور به دلیل جایگاه اشرافیاش از مرگ گریخت.
@nadimeh_history
215
+1
— الینور کوبهم؛🕯
⊹ الینور از خانوادهای اشرافی اما نهچندان بزرگ میآمد. او ابتدا ندیمه همسر اول همفری، دوک گلاستر، بود؛ اما خیلی زود توجه دوک را به خود جلب کرد. رابطه آنها به رسوایی بزرگی تبدیل شد و همفری سرانجام همسرش را کنار گذاشت تا با الینور ازدواج کند.با این ازدواج، الینور از یک بانوی معمولی به یکی از بانفوذترین زنان انگلستان تبدیل شد. همسرش برادر پادشاه و از نزدیکترین افراد به تاج و تخت بود. اگر اتفاقی برای هنری ششم جوان میافتاد، همفری میتوانست پادشاه بعدی باشد و الینور نیز ملکه میشد.شاید به همین دلیل بود که الینور میخواست بداند آینده چه سرنوشتی برایش رقم زده است.
⊹ او به سراغ چند ستارهشناس و پیشگو رفت؛ کاری که در قرن پانزدهم چندان عجیب نبود. اما مشکل از جایی آغاز شد که یکی از آنها پیشبینی کرد هنری ششم بهزودی بیمار خواهد شد و ممکن است بمیرد؛ اتفاقی که راه را برای پادشاه شدن همفری باز میکرد.وقتی این پیشگویی به گوش پادشاه رسید،همهچیز رنگ توطئه گرفت!
@nadimeh_history
215
⊹ در این میان هنری پنجم به بزرگترین پیروزیهایش رسید، با شاهزادهای فرانسوی ازدواج کرد و خود را وارث تاج و تخت فرانسه نامید. اما برای تأمین هزینههای این جاهطلبیها، همچنان ثروت نامادریاش را نزد خود نگه داشت.سرانجام زمانی که هنری در بستر مرگ افتاده بود، تصمیم گرفت بخشی از این بیعدالتی را جبران کند. او آزادی و اموال ژوان را بازگرداند، اما هرگز اعتراف نکرد که اتهام جادوگری دروغ بوده است.شاید چون میدانست حقیقت از همان ابتدا روشن بود.
⊹ ژوان پس از آزادی، دیگر خود را درگیر بازیهای خطرناک دربار نکرد. باقی عمرش را در آسایش گذراند و در ۶۹ سالگی درگذشت.زنی که روزی ملکه انگلستان بود و بعدها به جادوگری متهم شد؛ نه به خاطر طلسم و جادو، بلکه چون ثروتش برای پادشاه بیش از حد وسوسهانگیز بود.
@nadimeh_history
215
+1
⊹ و ژوان یک مشکل بزرگ داشت: او بیش از حد ثروتمند بود.مشاوران شاه راهحلی پیدا کردند؛ اتهامی آشنا و کارآمد!
⊹ ناگهان شایعه شد که ژوان قصد داشته با جادوگری و احضار ارواح، پادشاه را به قتل برساند. اعترافگیر شخصی او تحت فشار قرار گرفت تا این ادعا را تأیید کند و همین برای مصادره اموالش کافی بود.نکته جالب اینجاست که ژوان هرگز حتی به دادگاه هم نرفت.
⊹ اگر محاکمه میشد و بیگناه شناخته میشد، شاه مجبور بود اموالش را پس بدهد. بنابراین سادهتر این بود که او را بدون محاکمه زندانی کنند.ژوان سالها در قلعه لیدز زندگی کرد؛ زندانیای که خدمتکار داشت، اسبسواری میکرد و مهمانی برگزار میکرد، اما همچنان زندانی بود.
@nadimeh_history
215
+1
⊹ چندی بعد،از ژوان خواستگاری کرد.
برای این ازدواج،ژوان بهای سنگینی پرداخت؛ او ناچار شد از مقام نایبالسلطنه،بخش بزرگی از داراییهایش و حتی سرپرستی فرزندانش صرفنظر کند.با این حال در سال ۱۴۰۳ راهی انگلستان شد و در مراسمی باشکوه با هنری ازدواج کرد.به نظر میرسید زندگی دوباره به او لبخند زده است.
⊹ هنری برای تثبیت جایگاه سلسله تازهتأسیس خود،ثروت و املاک فراوانی به همسرش بخشید.ژوان نیز بهتدریج با فرزندان ناتنیاش رابطهای صمیمی برقرار کرد و در دربار محبوب شد.ده سال زندگی مشترک آنها نسبتاً آرام گذشت،تا اینکه هنری چهارم در ۴۵ سالگی درگذشت.
⊹ پس از او،پسرش هنری پنجم به سلطنت رسید؛ همان پادشاه جنگجویی که بعدها با پیروزی در نبرد آژینکورت به شهرت رسید.
در ابتدا رابطه هنری پنجم و نامادریاش خوب بود،اما جنگ همه چیز را تغییر داد.
ژوان اهل ناوار و سالها دوشس بریتانی بود؛ سرزمینهایی که حالا هدف لشکرکشیهای هنری قرار گرفته بودند.پسرش آرتور به اسارت نیروهای انگلیسی درآمد،دامادش در جنگ کشته شد و خانوادهاش در دو سوی میدان نبرد قرار گرفتند.در همین زمان،هزینههای جنگ سر به فلک کشیده بود.
@nadimeh_history
215
+1
— ملکه انگلستان؛
⊹ در میان زنانی که به جادوگری متهم شدند، شاید سرنوشت هیچکس به اندازه ژوان ناوار عجیب نباشد؛ زنی که سالها ملکه انگلستان بود، اما در نهایت قربانی همان خانوادهای شد که روزی او را با آغوش باز پذیرفته بودند.
ژوان، دختر پادشاه ناوار، در سال ۱۳۶۸ به دنیا آمد. در ۱۸ سالگی به همسری دوک بریتانی درآمد؛ مردی ۴۷ ساله که دو بار ازدواج کرده بود اما هیچیک از همسرانش نتوانسته بودند برایش وارثی به دنیا بیاورند. ژوان این طلسم را شکست و صاحب ۹ فرزند شد.
⊹ او فقط همسر یک حاکم نبود؛ در سیاست و دیپلماسی نیز نقش فعالی داشت و به یکی از بانفوذترین زنان بریتانی تبدیل شد.سالها بعد، در مراسم ازدواج شاه انگلستان، ژوان با مردی آشنا شد که سرنوشتش را تغییر داد: هنری بولینگبروک. آن زمان هیچکس تصور نمیکرد این اشرافزاده روزی تاج پادشاهی انگلستان را بر سر بگذارد.پس از مرگ همسر ژوان، او به عنوان نایبالسلطنه برای پسر خردسالش حکومت میکرد. اما در آن سوی کانال مانش، هنری قدرت را به دست گرفت، پسرعمویش ریچارد دوم را از سلطنت برکنار کرد و با نام هنری چهارم بر تخت نشست.
@nadimeh_history
215
+1
⊹ اما حقیقت این بود که در آن دوران، بیگناه شناخته شدن همیشه به معنای نجات یافتن نبود.هرمان که از شکست در دادگاه خشمگین شده بود، تصمیم گرفت خودش عدالت را اجرا کند. ورونیکا را دوباره دستگیر کردند و به قلعهای دورافتاده فرستادند.مدتی بعد، نگهبانان او را به حیاط قلعه کشاندند. بشکه بزرگی آنجا قرار داشت. ورونیکا را در همان بشکه غرق کردند. جسدش را نیز درون دیوارهای قلعه پنهان کردند؛ گویی میخواستند نام و یادش را برای همیشه از بین ببرند.
⊹ چهار سال بعد، فردریک از زندان آزاد شد. او هرگز ورونیکا را فراموش نکرد. بقایای جسد همسرش را از دیوار بیرون آورد و با مراسمی مذهبی به خاک سپرد.اما مرگ هم نتوانست داستان آن دو را به پایان برساند.
امروزه ورونیکا و فردریک یکی از مشهورترین داستانهای عاشقانه تاریخ اسلوونی و کرواسی را شکل دادهاند. افسانههای محلی میگویند در شبهای طوفانی زمستان هنوز میتوان نالههای ورونیکا را در اطراف همان قلعه شنید.این زن زمانی به جادوگری متهم شد، اما آنچه او را در تاریخ ماندگار کرد نه جادو، بلکه عشقی بود که بهایش را با جان خود پرداخت.
@nadimeh_history
215
+1
— جدایی اجباری؛
⊹ پدر فردریک، هرمان دوم، و همچنین امپراتور زیگموند از این ازدواج خشمگین بودند. از نظر آنها، شاهزاده نهتنها احتمالاً در مرگ همسر اولش نقش داشت، بلکه بدون اجازه خاندانش با زنی ازدواج کرده بود که از جایگاه اجتماعی پایینتری برخوردار بود.
فردریک به دربار احضار شد، بازداشت شد و چهار سال را در زندان گذراند. در همین زمان، مأموران امپراتوری به دنبال ورونیکا میگشتند تا سرانجام او را پیدا کردند و نزد هرمان بردند.
⊹ حالا نوبت ورونیکا بود که محاکمه شود.
اتهامها سنگین بودند؛ گفته میشد او با جادو شاهزاده را افسون کرده، باعث مرگ همسر اولش شده و حتی قصد داشته پدرشوهرش را مسموم کند تا راه قدرت برای همسرش هموار شود.این پرونده به نخستین محاکمه ثبتشده جادوگری در تاریخ اسلوونی تبدیل شد.اما یک مشکل وجود داشت: هیچ مدرکی در کار نبود.پس از دو روز رسیدگی، قاضی اعلام کرد که ورونیکا بیگناه است. او حتی اشاره کرد که این زن بیشتر شبیه کسی است که عمیقاً عاشق همسرش شده تا یک جادوگر خطرناک.
@nadimeh_history
215
— افسانه ای عاشقانه-ورونیکا دِسا؛🧚
⊹ ورونیکا در اواخر قرن چهاردهم میلادی در خانوادهای اشرافی اما نهچندان قدرتمند در کرواسی امروزی به دنیا آمد. روایتها میگویند روزی هنگام قدم زدن با شاهزاده فردریک آشنا شد؛ وارث یکی از قدرتمندترین خاندانهای منطقه. فردریک شیفته دختر جوان شد و خیلی زود عشق میان آنها شکل گرفت.اما یک مشکل بزرگ وجود داشت: شاهزاده از قبل همسر داشت.
⊹ ازدواج فردریک و همسرش الیزابت سالها بود که به بنبست رسیده بود، اما پایان این ازدواج به شکلی مرموز رقم خورد. الیزابت با ضربه خنجر کشته شد و خیلی زود انگشت اتهام به سوی فردریک نشانه رفت.با این حال، شاهزاده و ورونیکا بیاعتنا به جنجالها مخفیانه با یکدیگر ازدواج کردند و به ونیز گریختند. برای مدتی کوتاه، به نظر میرسید عشق بر همه چیز پیروز شده است.اما این خوشبختی دوام چندانی نداشت.
@nadimeh_history
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
